آخرین اخبار خبرهای تصادفی خبرهای پربازدید
  • سالروز ولادت حضرت امام علی بن الحسین زین العابدین علیه السلام بر تمام شیعیان مبارک باد
  • میلاد قمر منیر بنی هاشم حضرت ابالفضل العباس بر دوستداران حضرتش مبارک باد
  • شب میلاد امام حسین علیه السلام سرور و سالار شهیدان بر تمام شیعیان حضرتش مبارک باد
  • سالروز وفات حضرت زینب سلام الله علیها تسلیت باد
  • میلاد با سر سعادت امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام بر تمام شیعیان و دوستداران حضرتش مبارک باد
  • میلاد با سعادت جواد الائمه حضرت امام محمد تقی علیه السلام بر تمام دوستداران . ارادتمندان حضزتش مبارک باد
  • شهادت جانسوز امام علی نقی(ع) تسلیت باد
  • میلاد امام باقر علیه السلام بر تمام شیعیان حضرتش مبارک
  • شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بر تمام شیعیان آن حضرت تسلیت
  • شهادت بانوی دو عالم حضرت زهرا سلام الله علیها بر تمام شیعیان و دوستداران حضرتش تسلیت باد
  • ولادت حضرت زینب (سلام الله علیها) بر تمام شیعیان و دوستداران حضرتش مبارک باد
  • رحلت جانگداز حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها بر تمام دوستداران اهل بیت تسلیت باد
  • سالروز ولادت اقا امام حسن عسکری علیه السلام بر تمام شیعیان جهان مبارک باد
  • مراسم روضه سالانه منزل حضرت آیت الله حاج سید احمد مددی الموسوی
  • شروع دروس خارج فقه وأصول آیت الله سید احمد مددی
  • شهادت حضرت امام موسى كاظم را به تمام شيعيان تسليت میگوییم
  • سالروز تولد امام نهم شیعیان حضرت محمد جواد را تبریک میگوییم
  • سالروز شهادت امام هادى به شما تسليت ميگویم
  • سالروز تولد امام محمد باقر عليه السلام تبريک می گوییم
  • سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها تسلیت باد
  • آخرین اخبار

    سالروز وفات حضرت زینب سلام الله علیها تسلیت باد


    سالروز وفات حضرت زینب سلام الله علیها تسلیت باد 

    یادش به خیر روز و شبم با حسین بود

    ذكر بی اختیار لبم یا حسین بود

    پا تا سرِ عقیله سراپا حسین بود

    وقتِ اذان اشهدِ من یا حسین بود

    ما تار و پودِ رشته یِ پیراهن همیم

    یعنی من و حسین، حسین و منِ همیم

    دور از تو هست ولی دست از تو بر نداشت

    خسته شده ست ولی دست از تو برنداشت

    از پا نشست ولی دست از تو برنداشت

    زینب شكست ولی دست از تو برنداشت

    مانند من كسی به غم و رنج تن نداد

    آه و غمی چنین به دلِ پنج تن نداد

    یادش به خیر بال و پرش می شدم خودم

    سایه به سایه همسفرش می شدم خودم

    یك عمر مادر و پدرش می شدم خودم

    جایِ همه فدایِ سرش می شدم خودم

    نامِ حسین حكمِ قسم را گرفته بود

    یك شب ندیدنش نفسم را گرفته بود

    یادم می آید آینه رویِ حسین بود

    اشكِ دو چشمم آبِ وضویِ حسین بود

    هم پنجه هام شانه ی موی حسین بود

    هم بوسه های زیرِ گلوی حسین بود

    یادم نرفته نیمه شب از خواب می پرید

    یادم نرفته تشنه لب از خواب می پرید

    ماندند كربلا كس و كاری كه داشتیم

    آتش گرفت دار و نداری كه داشتیم

    بی سر شدند ایل و تباری كه داشتیم

    از ما گرفت كوفه قراری كه داشتیم

    یك روز خانه یِ پدرِ من شلوغ بود

    یادش به خیر دور و برِ من شلوغ بود

    جای سلام سنگ به من پرت كرده اند

    از پشت بام سنگ به من پرت كرده اند

    زن هایِ شام سنگ به من پرت كرده اند

    شاگردهام سنگ به من پرت كرده اند

    داغت نشست قلبِ صبور مرا شكست

    زخمِ زبانِ شام غرور مرا شكست

    حالا فقط به پیرُهنش فكر می كنم

    می سوزم و به سوختنش فكر می كنم

    دارم به دست و پا زدنش فكر می كنم

    بسكه به نیزه و دهنش فكر می كنم ...

    با روضه ی برادرم از هوش می روم

    با ضجه هایِ مادرم از هوش می روم

    از هر كه تازه آمده از راه نیزه خورد

    گَهگاه سنگ، گاه لگد، گاه نیزه خورد

    شد نوبت سنان، دهنِ شاه نیزه خورد

    در كُل هزار و نهصد و پنجاه نیزه خورد

    آنقدر سنگ خورد كه آئینه اش شكست

    در زیرِ نعل ها قفسِ سینه اش شكست

    وای از محاسن تو و انگشت های شمر

    وای از لب و دهان تو و جای پای شمر

    مثل تن تو خورد به من چكمه های شمر...