آخرین اخبار خبرهای تصادفی خبرهای پربازدید
  • ميلاد امام موسى بن جعفر الكاظم عليه السلام
  • عيد الله اكبر روز كامل شدن دين عيد غدير خم برتمام شيعيان مبارک باد
  • شهادت امام محمد باقر عليه السلام را بر تمام پیروان حضرت تسلیت میگوییم
  • آیت الله سید احمد مددی در مصاحبه با معاونت پژوهش حوزه های علمیه
  • گزارش تصویری | گعده علمی با آیت الله مددی با محوریت فقه حکومتی
  • خجسته ميلاد امام علي بن موسي الرضا عليه السلام بر تمام شيعيان جهان مبالرك باد
  • میلاد حضرت فاطمه المعصومه سلام الله علیها مبارک باد
  • شهادت امام صادق عليه السلام تسليت باد
  • هشتم شوال سالروز تخريب قبور ائمة البقيع عليهم السلام
  • عيد سعید فطر مبارک
  • میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام کریم اهل بیت بر تمام شیعیان مبارک باد
  • ولادت با سر سعادت امام حسین علیه السلام ،حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام و امام سجاد علیه السلام مبارک باد
  • شهادت امام کاظم علیه السلام
  • شهادت سيدة نساء العالمين فاطمة الزهراء عليها السلام
  • ميلاد حضرت زينب سلام الله عليها
  • میلاد حضرت امام حسن عسکرس علیه السلام
  • آغاز امامت حضرت مهدی صاحب زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
  • شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام
  • شهادت حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام بر تمام شیعیان و پیروان حضزتش تسلیت باد
  • ایام سوگواری وفات پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی و شهادت حضرت امام حسن مجتبی برتمام مسلمانان جهان تسلیت باد
  • شهادت جانسوز امام علی نقی(ع) تسلیت باد



    شهادت جانسوز امام علی نقی(ع) تسلیت باد


    تنها، غریب، بی کس و بی آشیان شدی

    تبعیدی مجاور یک پادگان شدی

    طوفان غم شکوه بهار تو را گرفت

    بیهوده نیست این همه رنگ خزان شدی

    آقا … مدینه، سامره فرقی نمیکند

    وقتی شبیه مادر خود قد کمان شدی

    مانند کوه مانده‌ای و ایستاده‌ای

    هرچند بار‌ها هدف دشمنان شدی

    دیروز گنبد حرمت ریخت بر زمین

    امروز نیز هجمه‌ی زخم زبان شدی

    سیلی محکمی زده نامت به دشمنان

    تو خار چشم طرح زنا زادگان شدی

    آقا غرور سینه زنانت شکسته شد

    حرمت شکسته‌ی ستم این و آن شدی

    اینک بگو که شیر درآید ز. پرده باز

    وقتی دوباره سخره‌ی نا بِخردان شدی

    گاهی بلاکش ستم ناروا شدی

    گاهی پیاده در پی مرکب روان شدی

    گاهی به یاد کرب و بلا گریه کردی و

    گاهی کنار قبر خودت روضه خوان شدی

    گاهی تو را به مجلس مِی بُرد دشمنت

    پر غصه از تعارف نامحرمان شدی

    گیرم تو را به بزم شرابی کشیده اند

    کی میهِمان طشت زر و خیزران شدی

    بزم شراب رفتی و یاور نداشتی

    با یاد عمه جان خودت خون فشان شدی