آخرین اخبار خبرهای تصادفی خبرهای پربازدید
  • مراسم روضه سالانه منزل حضرت آیت الله حاج سید احمد مددی الموسوی
  • شروع دروس خارج فقه وأصول آیت الله سید احمد مددی
  • شهادت حضرت امام موسى كاظم را به تمام شيعيان تسليت میگوییم
  • سالروز تولد امام نهم شیعیان حضرت محمد جواد را تبریک میگوییم
  • سالروز شهادت امام هادى به شما تسليت ميگویم
  • سالروز تولد امام محمد باقر عليه السلام تبريک می گوییم
  • سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها تسلیت باد
  • سالروز ولادت حضرت زینب کبری سلام الله علیها مبارک باد
  • شهادت غریبانه کریمه اهل بیت، حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها ، تسلیت باد
  • ولادت امام حسن عسکری علیه السلام مبارک باد.
  • سالروز شهادت امام حسن عسکری علیه السلام تسلیت باد
  • سالروز شهادت امام محمد سجاد علیه السلام تسلیت باد
  • عيد کمال دين ،سالروز اتمام نعمت وهنگامه اعلان وصايت و ولايت، امير المومنين (عليه السلام ) بر شماخجسته باد
  • ولادت با سعادت دهمين پيشواي امامت و ولايت حضرت امام علي النقي الهادي(عليه السلام) بر همه رهروان آن حضرت مبارك باد.
  • عیدقربان، روز اوج بندگی و تجلی ایثار ابراهیمی مبارک
  • سالروز شهادت امام محمد باقر علیه السلام تسلیت باد
  • سالروز شهادت امام محمد جواد علیه السلام تسلیت باد
  • ولادت باسعادت حضرت علی ابن موسی الرضا(ع) مبارک باد
  • فرخنده ميلاد با سعادت حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها مباركباد
  • سالروز شهادت مظلومانه حضرت امام صادق (علیه السّلام) بر تمام پیروان راه آن حضرت تسلیت باد
  • سالروز ولادت حضرت زینب کبری سلام الله علیها مبارک باد


    بسم الله الرحمن الرحیم

    زينب عليها السلام دختر على و زهرا عليهما السلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم يا ششم هجرت در مدينه منوره ديده به جهان گشود، در پنج‏ سالگى مادر خود را از دست داد و از همان دوران طفوليت ‏با مصيبت آشنا گرديد . در دوران عمر با بركت‏ خويش، مشكلات و رنج ‏هاى زيادى را متحمل شد، از شهادت پدر و مادر گرفته تا شهادت برادران و فرزندان، و حوادث تلخى چون اسارت و . . . را تحمل كرد . اين سختى ‏ها از او فردى صبور و بردبار ساخته بود.

    او را ام كلثوم كبرى، و صديقه صغرى مى ‏ناميدند. از القاب آن حضرت، محدثه، عالمه و فهيمه بود . او زنى عابده، زاهده، عارفه، خطيبه و عفيفه بود. نسب نبوى، تربيت علوى، و لطف خداوندى از او فردى با خصوصيات و صفات برجسته ساخته بود، طورى كه او را «عقيله بنى هاشم‏» مى‏ گفتند. با پسر عموى خود «عبد الله بن جعفر» ازدواج كرد و ثمره اين ازدواج فرزندانى بود كه دو تن از آن‏ها (محمد و عون) در كربلا، در ركاب ابا عبد الله الحسين عليه السلام شربت‏ شهادت نوشيدند.

    آن بانوى بزرگوار سر انجام در پانزدهم رجب سال 62 هجرت، با كوله بارى از اندوه و غم و محنت و رنج دار فانى را وداع گفت . در اين مقال برآنيم كه گوشه هايى از مناقب و فضائل آن حضرت را بررسى و بيان كنيم .

    1- زينت پدر

    معمولا پدر و مادر نام فرزند را انتخاب مى‏ كنند، ولى در جريان ولادت حضرت زينب عليهاالسلام والدين او اين كار را به پيامبر اسلام جد بزرگوار آن بانو، واگذار نمودند . پيامبر صلى الله عليه و آله كه در سفر بود، بعد از بازگشت از سفر، به محض شنيدن خبر تولد، سراسيمه به خانه على عليه السلام رفت، نوزاد را در بغل گرفت و بوسيد، آن گاه نام زينب (زين + اب) را كه به معناى «زينت پدر» است‏براى اين دختر انتخاب نمود.

    2- علم الهى

    مهمترين امتياز انسان نسبت‏به ساير موجودات - حتى ملائكه - دانش و بينش اوست . «وعلم آدم الاسماء كلها ثم عرضهم على الملائكة فقال انبئونى باسماء هؤلاء ان كنتم صادقين . قالوا سبحانك لا علم لنا الا ما علمتنا انك انت العليم الحكيم‏»  ; «سپس علم اسماء [ علم اسرار آفرينش و نامگذارى موجودات] را همگى به آدم آموخت. بعد آن‏ها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست مى ‏گوييد، اسامى اين‏ها را به من خبر دهيد . عرض كردند: تو منزهى . ما چيزى جز آن چه به ما تعليم داده‏اى نمى‏دانيم; تو دانا و حكيمى .»

    و برترين علم‏ها، علمى است كه مستقيما از ذات الهى به شخصى افاضه شود، يعنى داراى علم «لدنى‏» باشد . خداوند متعال در مورد حضرت خضر عليه السلام مى‏فرمايد: «وعلمناه من لدنا علما» ; «علم فراوانى از نزد خود به او آموخته بوديم .»

    زينب عليها السلام به شهادت امام سجاد عليه السلام داراى چنين علمى است، آن جا كه به عمه ‏اش خطاب كرد و فرمود: «انت عالمة غير معلمة وفهمة غير مفهمة  ; تو دانشمند معلم نديده و فهميده ‏اى فهم نياموخته هستى .»

    3- عبادت و بندگى

    زينب عليها السلام به خوبى از قرآن آموخته بود، كه هدف از آفرينش و خلقت انسان رسيدن به قله كمال بندگى است . «ما خلقت الجن والانس الا ليعبدون‏»; «من جن و انس را نيافريدم جز براى اين كه عبادت كنند .»

    او عبادت‏ها و نماز شب‏هاى پدر و مادر را از نزديك ديده بود . او در كربلا شاهد بود كه برادرش امام حسين عليه السلام در شب عاشورا به عباس فرمود: «ارجع اليهم واستمهلهم هذه المشية الى غد لقد نصلى لربنا الليلة وندعوه ونستغفره فهو يعلم انى احب الصلوة له وتلاوة كتابه وكثرة الدعاء والاستغفار; به سوى آنان باز گرد و اين شب را تا فردا مهلت‏بگير شايد بتوانيم امشب را به نماز و دعا و استغفار در پيشگاه خدايمان مشغول شويم . خدا خود مى‏داند كه من نماز، قرائت قرآن، زياد دعا كردن و استغفار را دوست دارم .» در اين جملات صحبت از اداى تكليف نيست، بلكه سخن از عشق به عبادت و نماز است .

    شب خيز كه عاشقان به شب راز كنند   ***  گرد در بام دوست پرواز كنند

    هر جا كه درى بود به شب در بندند   ***  الا در دوست را كه شب باز كنند

    حضرت زينب عليها السلام نيز از عاشقان عبادت و شب زنده داران عاشق بود، و هيچ مصيبتى او را از عبادت باز نداشت . امام سجاد عليه السلام فرمود: «ان عمتى زينب كانت تؤدى صلواتها، من قيام الفرائض والنوافل عند مسيرنا من الكوفة الى الشام وفى بعض منازل كانت تصلى من جلوس لشدة الجوع والضعف (9) ; عمه‏ام زينب در مسير كوفه تا شام همه نمازهاى واجب و مستحب را اقامه مى‏نمود و در بعضى منازل به خاطر شدت گرسنگى و ضعف، نشسته اداى تكليف مى‏كرد .»

    آن حضرت حتى در حساس‏ترين شب زندگى; شب هجران از حسين عليه السلام و برادران، تهجد و شب زنده داريش را ترك نكرد . از فاطمه بنت الحسين عليه السلام نقل شده است كه فرمود: «واما عمتى زينب فانها لم تزل قائمة فى تلك الليلة اى عاشرة من المحرم فى محرابها تستغيث الى ربها وماهدات لناعين ولا سكنت لنا زمرة  ; عمه‏ام زينب در تمام شب عاشورا در محراب خويش ايستاده و به پروردگارش استغاثه مى‏كرد . در آن شب هيچ يك از ما نخوابيد و صداى ناله ما قطع نشد .»

    امام حسين عليه السلام كه خود معصوم و واسطه فيض الهى است هنگام وداع به خواهر عابده ‏اش مى‏فرمايد: «يا اختاه لا تنسينى فى نافلة الليل  ; خواهر جان! مرا در نماز شب فراموش مكن!» اين نشان از آن داردكه اين خواهر، به قله رفيع بندگى و پرستش راه يافته و به حكمت و هدف آفرينش دست‏يازيده است .

    4- عفت و پاكدامنى

    عفت و پاكدامنى، برازنده‏ترين زينت زنان، و گران قيمت‏ترين گوهر براى آنان است . زينب عليها السلام درس عفت را به خوبى در مكتب پدر آموخت، آن جا كه فرمود: «ما المجاهد الشهيد فى سبيل الله باعظم اجرا ممن قدر فعف يكاد العفيف ان يكون ملكا من الملائكة  ; مجاهد شهيد در راه خدا، اجرش بيشتر از كسى نيست كه قدرت دارد اما عفت مى‏ورزد، نزديك است كه انسان عفيف فرشته‏اى از فرشتگان باشد .»

    زينب كبرى عفت‏خويش را حتى در سخت‏ترين شرايط به نمايش گذاشت . او در دوران اسارت و در حركت از كربلا تا شام سخت‏بر عفت‏خويش پاى مى‏فشرد . مورخين نوشته‏ اند: «وهى تستر وجهها بكفها، لان قناعها قد اخذ منها ; او صورت خود را با دستش مى ‏پوشاند چون روسريش از او گرفته شده بود .»

    شاعر عرب به همين قضيه اشاره كرده و مى‏گويد:

    ورثت زينب من امها   ***  كل الذى جرى عليها وصار

    زادت ابنة على امها   ***   تستر باليمنى وجوها فان

    تهدى من دارها الى شر دار   ***  اعوزها الستر تمد اليسار

    «زينب تمامى آن چه بر مادر گذشت را به ارث برد، منتهى دختر سهم اضافه‏اى برداشت كه از خانه‏اش به بدترين خانه حركت كرد (به اسارت رفت).

    صورت را [در اسارت] با دست راست مى‏پوشاند و اگر پوشش او را نيازمند مى‏كرد، از دست چپ هم بهره مى‏برد .» و آن بانوى بزرگوار بود كه براى پاسدارى از مرزهاى حيا و عفاف بر سر يزيد فرياد مى‏ آورد كه «أمن العدل يا بن الطلقاء تحذيرك حرائرك و امائك و سوقك بنات رسول الله سبايا؟ قد هتكت ‏ستورهن و ابديت وجوههن ; اى پسر آزاد شده ‏هاى [جدمان پيامبر اسلام] آيا اين از عدالت است كه زنان و كنيزكان خويش را پشت پرده نشانى، و دختران رسول خدا صلى الله عليه و آله را به صورت اسير به اين سو و آن سو بكشانى؟ نقاب آنان را دريدى و صورت‏هاى آنان را آشكار ساختى .»

    5- ولايت مدارى

    قرآن بدون هيچ قيد و شرطى در كنار اطاعت مطلق از خداوند، دستور به اطاعت از پيامبر صلى الله عليه و آله و صاحبان امر، يعنى، ائمه اطهار عليهم السلام مى‏دهد . «اطيعوا الله واطيعوا الرسول واولى الامر منكم‏»  ; «از خداوند و رسول و اولو الامر اطاعت كنيد .»

    زينب عليها السلام كه حضور هفت معصوم  را درك كرده، در تمامى ابعاد ولايت مدارى (معرفت امام، تسليم بى چون و چرا بودن، معرفى و شناساندن ولايت، فداكارى در راه آن و) . . . سر آمد است . او با چشمان خود مشاهده كرده بود كه چگونه مادرش خود را سپر بلاى امام خويش قرار داد و خطاب به ولى خود گفت: «روحى لروحك الفداء ونفسى لنفسك الوقاء ; [اى ابالحسن] روحم فداى روح تو و جانم سپر بلاى جان تو باد .» و سرانجام جان خويش را در راه حمايت از على عليه السلام فدا نمود و شهيده راه ولايت گرديد . زينب عليها السلام به خوبى درس ولايت مدارى را از مادر فرا گرفت و آن را به زيبايى در كربلا به عرصه ظهور رساند .

    از يك سو در جهت معرفى و شناساندن ولايت، از طريق نفى اتهامات و ياد آورى حقوق فراموش شده اهل بيت تلاش كرد . از جمله در خطبه شهر كوفه فرمود: «وانى ترحضون قتل سليل خاتم النبوة ومعدن الرسالة وسيد شباب اهل الجنة  ; لكه ننگ كشتن فرزند آخرين پيامبر و سرچشمه رسالت و آقاى جوانان بهشت را چگونه خواهيد شست؟»

    و همچنين در مجلس ابن زياد  ، شهر شام، و مجلس يزيد، ولايت و امامت را به خوبى معرفى نمود .

    از سوى ديگر سر تا پا تسليم امامت‏بود; چه در دوران امام حسين عليه السلام و چه در دوران امام سجاد عليه السلام حتى در لحظه‏اى كه خيمه گاه را آتش زدند، يعنى در آغاز امامت امام سجاد عليه السلام نزد آن حضرت آمد و عرض كرد: اى يادگار گذشتگان . . . خيمه‏ ها را آتش زدند ما چه كنيم؟ فرمود: «عليكن بالفرار; فرار كنيد.

    از اين مهمتر در چند مورد، زينب عليها السلام از جان امام سجاد عليه السلام دفاع كرد و تا پاى جان از او حمايت نمود .

    1- در روز عاشورا; هنگامى كه امام حسين عليه السلام براى اتمام حجت، درخواست‏يارى نمود، فرزند بيمارش امام زين العابدين عليه السلام روانه ميدان شد . زينب با سرعت‏حركت كرد تا او را از رفتن به ميدان نبرد باز دارد، امام حسين عليه السلام به خواهرش فرمود: او را باز گردان، اگر او كشته شود نسل پيامبر در روى زمين قطع مى‏گردد.

    2- بعد از عاشورا در لحظه هجوم دشمنان به خيمه‏ها شمر تصميم گرفت امام سجاد عليه السلام را به شهادت برساند، ولى زينب عليه السلام فرياد زد: تا من زنده هستم نمى‏گذارم جان زين العابدين در خطر افتد . اگر مى‏خواهيد او را بكشيد، اول مرا بكشيد، دشمن با ديدن اين وضع، از قتل امام عليه السلام صرف نظر كرد.

    3- زمانى كه ابن زياد فرمان قتل امام سجاد عليه السلام را صادر كرد، زينب عليها السلام آن حضرت را در آغوش كشيد و با خشم فرياد زد: اى پسر زياد! خون ريزى بس است . دست از كشتن خاندان ما بردار . و ادامه داد: «والله لا افارقه فان قتلته فاقتلنى معه; به خدا قسم هرگز او را رها نخواهم كرد . اگر مى‏خواهى او را بكشى مرا نيز با او بكش .»

    ابن زياد به زينب نگريست و گفت: شگفتا از اين پيوند خويشاوندى، كه دوست دارد من او را با على بن الحسين بكشم . او را واگذاريد .

    البته ابن زياد كوچكتر از آن است كه بفهمد اين حمايت فقط به خاطر خويشاوندى نيست، بلكه به خاطر دفاع از ولايت و امامت است . اگر فقط مساله فاميلى و خويشاوندى بود، بايد زينب عليها السلام جان فرزندان خويش را حفظ و آن‏ها را به ميدان جنگ اعزام نمى‏كرد .

    آنكه قلبش از بلا سرشار بود    ***  دخت زهرا زينب غمخوار بود

    او ولايت را به دوشش مى‏كشيد   ***  چون امام عصر او بيمار بود

    با طنين خطبه‏هاى حيدرى   ***  سخت او رسواگر كفار بود