آخرین اخبار خبرهای تصادفی خبرهای پربازدید
  • ایام سوگواری وفات پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی و شهادت حضرت امام حسن مجتبی و حضرت علی بن موسی الرضا المرتضی برتمام مسلمانان جهان تسلیت باد
  • فرا رسيدن سالروز اربعين حسيني(ع) تسلیت باد
  • عيد الله الأَكبَر روز کامل شدن دين عيد الغدير الأَغَر بر تمام پيروان امير المومنين علی علیه السلام مبارك باد
  • میلاد امام علی بن محمد الهادی علیه السلام بر تمام شیعیان و دوستداران حضرتش مبارک باد
  • شهادت حضرت امام باقر علیه السلام بر تمام شیعیان و دوستداران حضرتش تسلیت باد
  • شهادت حضرت جواد الائمه بر تمام شیعیان و دوستداران حضرتش تسلیت باد
  • میلاد با سعادت امام علی ابن موسی الرضا المرتضیعلیه السلام بر تمام شیعیان و دوستداران حضرتش مبارک باد
  • تحلیل فهرستی: بازسازی آثار متقدم حدیث شیعه
  • میلاد با سعادت منجی عالم بشریت بقية الله الاعظم صاحب العصر والزمان حجة بن الحسن العسكري المهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف بر تمام مسلمانان و شیعیان آن حضرت و پیروان راه حق مبارک باد.
  • مجموعه درس‌گفتار «خُلُقٍ عَظِيم: جستاری در مکارم اخلاق نبوی» درس‌گفتار دوم
  • مجموعه درس‌گفتار «خُلُقٍ عَظِيم: جستاری در مکارم اخلاق نبوی» درس گفتار اول
  • سالروز بعثت پیامبر گرامی اسلام بر تمام مسلمین جهان و پیروان آن حضرت مبارک باد
  • ميلاد امام جواد عليه السلام بر تمام شيعيان و دوستاران حضرتش مبارك باد
  • ميلاد حضرت فاطمة زهراء‘ سلام الله علیها بر تمام مسلمانان و مادران مبارک باد
  • شهادت صديقة كبرى فاطمة الزهراء سلام الله عليها بر تمام شیعیان و دوستداران حضرتش تسلیت باد
  • ميلاد امام حسن عسكري عليه السلام بر تمام مسلمين جهان مبارک باد
  • مبارک باد بر تمام مسلمانان جهان میلاد پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی (ص) و فرزند گرامیش امام صادق(ع)
  • ایام سوگواری رحلت پیامبراسلام حضرت محمد مصطفی (ص) و شهادت امام حسن مجتبى (ع) وامام علی بن موسی الرضا (ع) بر تمام مسلمانان تسلیت باد
  • ميلاد امام موسى بن جعفر الكاظم عليه السلام
  • عيد الله اكبر روز كامل شدن دين عيد غدير خم برتمام شيعيان مبارک باد
  • آخرین اخبار

    شهادت امام حسن مجتبی(ع)


    امام حسن ـ عليه السلام ـ چگونه به شهادت رسيدند؟

    قطب راوندي از حضرت امام صادق ـ عليه السلام ـ روايت كرده است: «كه حضرت امام حسن ـ عليه السلام ـ به اهل‌بيت خويش مي‌فرمود كه من با زهر شهيد مي‌شوم مانند رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ پرسيدند: چه كسي اين كار را خواهد كرد؟ فرمود: اين كار را زن من خواهد كرد كه جعده باشد دختر اشعث بن قيس. معاويه به طور پنهاني زهري براي او خواهد فرستاد و امر خواهد كرد او را كه آن زهر را به من بخوراند. گفتند: او را از خانه‌ي خود بيرون كن و او را از خود دور گردان. فرمود: چگونه او را از خانه بيرون كنم، در حالي كه كاري نكرده است; اگر او را بيرون كنم، كسي به غير او مرا نخواهد كشت و او را نزد مردم عذري خواهد بود، كه بي‌جرم و جنايت مرا اخراج كردند; پس از مدّتي معاويه مال بسياري را با زهر كشنده اي براي جعده فرستاد و به او پيغام فرستاد كه اگر اين زهر را به امام حسن ـ عليه السلام ـ بخوراني، من صد هزار درهم به تو مي‌دهم و ترا به ازدواج پسر خود يزيد در مي‌آورم پس آن زن عزم را جزم نمود كه آن حضرت را مسموم نمايد. روزي آن حضرت روزه بودند و روز بسيار گرمي بود و تشنگي بر آن جناب اثر كرده و در وقت افطار بسيار تشنه بود، آن زن شربت شيري را از براي آن حضرت آورد و آن زهر را داخل آن كرده بود و به آن حضرت داد، چون امام حسن ـ عليه السلام ـ بياشاميد و احساس سمّ نمود، كلمه‌ي استرجاع «انا لله و انا اليه راجعون» گفت و خداوند را حمد كرد كه از اين جهان فاني به سوي جهان جاوداني رهسپار مي‌شود و جدّ و پدر و مادر و عمّ خود جعفر و حمزه را ديدار مي‌فرمايد; پس روي به جعده كرد و فرمود: كُشتي مرا، خدا بكشد ترا، به خدا سوگند كه خَلَفي (جانشيني) بعد از من نخواهي يافت، آن شخص ترا فريب داده، خدا ترا و او را، به عذاب خود خوار فرمايد. پس آن حضرت، دو روز در درد و اَلَم ماند و بعد از آن به جدّ بزرگوار و پدر عالي قدر خود ملحق گرديد. معاويه از براي آن ملعونه وفا به عهدهاي خود نكرد و به روايتي آن مالي كه وعده كرده بود، به او داد و لكن او را به ازدواج يزيد در نياورد و گفت كسي كه با حسن ـ عليه السلام ـ وفا نكرد، با يزيد هم وفا نخواهد كرد». شيخ مفيد (ره) هم اين مطالب را ذكر كرده و مي‌افزايد: «پس مردي از خاندان طلحه جعده را گرفت و فرزنداني براي او آورد. هرگاه ميان آن فرزندان و قبائل قريش نزاعي در مي‌گرفت، قريش آنان را سرزنش مي‌كردند و به آنان مي‌گفتند: اي پسران زني كه شوهرش را زهر مي‌خوراند».

     

    در كتاب احتجاج روايت شده است: مردي به خدمت امام حسن ـ عليه السلام ـ رفت و گفت: يابن رسول الله ما را ذليل كردي و ما شيعيان را غلامان بني اميّه گردانيدي. حضرت فرمود: به چه سبب؟ گفت: به سبب آن كه خلافت را به معاويه سپردي. حضرت فرمود: به خدا سوگند كه ياوري نداشتم و اگر ياوري مي‌يافتم شب و روز با او جنگ مي‌كردم تا خدا ميان من و او حكم كند. لكن شناختم اهل كوفه را و امتحان كردم ايشان را و دانستم كه ايشان به كار من نمي‌آيند. عهد و پيمان ايشان را وفايي نيست و بر گفتار و كردار ايشان اعتمادي نيست و... آن حضرت سخن مي‌گفت، كه ناگهان خون از حلق مباركش فرو ريخت. طشتي طلب كرد و پيوسته خون از حلق شريفش مي‌آمد تا آن كه آن طشت مملوّ از خون شد. راوي گفت: گفتم يابن رسول الله اين چيست؟ فرمود: معاويه زهري فرستاده بود كه به من خوراندند، آن زهر به جگر من رسيده است و اين خون‌ها كه در طشت مي‌بيني، قطعه‌هاي جگر من است. گفتم، چرا مداوا نمي‌كني. فرمود: دو مرتبه ديگر مرا زهر داده‌اند و مداوا شده‌ام، اين مرتبه‌ي سوّم است و قابل معالجه و درمان نيست.