فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 92-1391 » خارج فقه 92-1391 (1)

دروس خارج فقه کتاب مکاسب سال 92-1391 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

یک بحثی هست که رشوه عنوان خاص ندارد. یعنی مهم این هست که باعث تدلو بها الی الحکام نشود. لذا اگر به عنوان هدیه هم بدهد برای این هدیه عنوان رشوه را عوض نمیکند.زیرا رشوه عنوان خاص ندارد که حتما تحت هدیه باشد یا نباشد.

حالا در اینجا فروعی داریم. خانه 100 میلیونی را فروخته است به قاضی به ده میلیون تومان. این یک فرع ترکیبی هست. اول اینکه آیا هدیه حرام هست و آیا بخشیدن هم به حکم هدیه هست یا نه.حالا فرض کنیم این بیع حرام هست. آیا بیع باطل میشود یا نه.

مرحوم شیخ میفرمایند اگر لم یقصد من المعامله الا المحاباة التی فی ضمنها....این صورت اول...اما صورت دوم...او قصد المعامله و لکن جعل المحاباة لاجل الحکم له بان کان الحکم له من قبیل ما توافقا علیه من الشروط غیر المصرح بها فی العقد فهی الرشوة....در این دو صورت رشوه هست...نمیگویند در ضمن عقد شرط کرده باشند. قرار دادشان از خراج هست.

و إن قصد أصل المعاملة و حابى فيها لجلب قلب القاضي، فهو كالهديّة ملحقة بالرشوة.

و في فساد المعاملة المحابى فيها وجه قوي.

وقتی فروختند خانه را به ده میلیون فقط قصد کرده است 90 یلیون را ببخشد. چون فقط قصد محاباة کرده است معامله باطل هست. این بعید هست مراد شیخ باشد زیرا مرحوم شیخ اجل شأنا هستند.

معلوم هست هر معامله ای که قصد نشود باطل هست. هر معامله صوری بدون قصد جدی باطل هست. احتیاج به این حرفها ندارد. لم یقصد من المعامله الا المحاباة بعید هست این مراد باشد.لذا نوشته اند مرحوم ایروانی که مراد این هست که قصد معامله کرده است ولی قصد معامله اش ضمنی هست. اگر قصد معامله نکنید معامله باطل هست. لذا تأویل برده اند مرحوم ایروانی. درست هست. پس مراد ایاشن از این عبارت این هست که قصد معامله کرده است... لکن داعی او بر این قصد محاباة هست.شبیهاینکه آدم برای به دست آوردن فوری پول عمل بجه مریضش خانه ران قیمت را به قیمت اندکی بفروشد تا بتواند پول را بدهد.بیع مضطر هست و صحیح هست. بیع مکره را باطل میدانند. حواسم به استدلال آقایان هست. دربیع مضطر واقعا بیع هست زیرا میداند علاج بچه بدون پول نمیشود. راهی هم جز فروش خانه ندارد. داعی اصلی اصلی اش شفای بچه بود.اما در مثل بیع مرکه اصلا داعی برش ندارد. اکراه خارجی وادارش میکند. این معامله ما نحن فیه از قبیل بیع مضطر هست نه بیع مکره. مراد مرحوم شیخ این ست که داعی اصلی محاباة هست ولی داعی تبعی بیع هست و قصد بیع هم کرده اند.این صورت اول قصه.

حالا اگر کسی قصدش از این معامله رشوه بود. آیا حرمت رشوه سریان پیدا میکند که بشود معامله حرام. دوم اینکه آیا سریان پیدا میکند که معامله هم فاسد.در صورت اول محابات با قصد معامله طولی هستند. و داعی اساسی محابات هست ولی قصد بیع هم کرده اند. ولی در صورت دوم اینها عرضی هستند. در آن واحد هم قصد بیع و هم محابات کرده اند.حالا باید در اینجا قاعدة شروط را اجرا کرد. وقتی شرط واب میشود در این قاعدة که در وقت عقد ذکر شود.

مبناشون بر این هست که شرط وقتی واجب میشود که در متن عقد ذکر شود. حالا اگر قبل عقد ذکر شود... مشهور بین فقهاء این هست که باید در متن عقدذکر شود. لذا مرحوم شیخ دارند که نکته اینجا این هست که محلق به شرط هست. در متن عقد ذکر نشده است. ملحق به شرط هست. پس این فرع دوم فرع یک کبرای دیگری هم هست که آیا شرط هست یا نه.

فرع سوم اینکه محابات را از قبیل شرط نمییرد. محابات و معامله در عرض هم هستند ولی محاباة از قبیل داعی هست نه از قبیل شرط.اینجا یک نوع تخلف داعی هست. به این داعی که ببخشد انجام داده است ولی قرار داد نبسته است. شبیه اینکه بچه اش را برایش دارو میخرد و بعد میفهمد که بچه اش خوب شده است.

ارسال سوال