فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 91-1390 » خارج فقه 91-1390 (62)

دروس خارج فقه کتاب مکاسب سال 91-1390 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

عرض شد اجمالا از بعضی از شواهد روشن میشود که این حکم ریش در سال 6 هجری هست که از طرف خسرو پرویز آمدند مدینه. البته این مطلب...خیلی اصرار دارم که ارزیابی مطلب فراموش نشود. این مطلب در کتب عامه هست ولی در صحاح اونها نیامده است. این نکته در ذهنتان باشد. در ضمن معنا کردن حدیث با شرائط زمانی روایت معنا کنیم...احتمال دارد که معنای جدید به حدیث بدهید. اعفو اللحی این یک کلام باشد یک معنا دارد و وقتی یک کسی آمد که حلق لحیه کرده بود از ته و بعد آمد خدمت حضرت و این را فرمودند ممکن هست که بگوییم که معنا این هست که تراشیدن ریش حرام هست ... جزو متون صحیحشان نیست. به لحاظ ارزشی متون حصیحشان نیست. به لحاظ شهرت انصافا شواهد هست. به لحاظ متن هم مشکل ندارد. صاحب وسائل مقداری از روایات را در باب 67 ابواب الحمام آورده است.

«4» 67 بَابُ عَدَمِ جَوَازِ حَلْقِ اللِّحْيَةِ وَ اسْتِحْبَابِ تَوْفِيرِهَا قَدْرَ قَبْضَةٍ أَوْ نَحْوِهَا(کتاب تهذیب شرح مقنعه شیخ مفید هست و لذا اصلا شیخ طوسی رحمه الله اصلا کلا ندارند. ظاهرا شیخ مفید ندارند. در کتبا زی و تجمل در ج 6 کافی لحیه هم دارد و خیلی هم ارد ولی تمام اون روایات در اخذ لحیه هست و کوتاه کردن و اینکه به مقدار قبضه اشکال ندارد...من فکر میکنم مرحوم کلینی اعفو اللحی را نیاورده اند به خاطر شهره یعنی روایات تحدید را آورده اند که مثلا زاد علی القبضه... و لذا ایشان ظاهرا قبول دارند ولی برایتحدیدیش روایت آورده اند.)

1658- 1- «5» مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص حُفُّوا(احفوا از باب ثلاثی مزید هم آمده است و بعد توضیح عرض خواهیم کرد ان شاء الله) الشَّوَارِبَ وَ أَعْفُوا(هم به همزه قطع از باب افعال آمده است و هم به همزه وصل از باب ثلاثی مجرد.) اللِّحَى وَ لَا تَشَبَّهُوا(که تاء تتشبهوا حذف شده است) بِالْيَهُودِ.(توضیح دادیم که روی و قال به لحاظ حجیت هر دو حجت هست و دلیل هم اطلاق دیباجه هست. ولی از جهات دیگری فرق دارد که بحث مفصلی هست.روی مبانی حدیث شناسی... این یک حدسی هست که خودم میزنم. نمیگویم جایی دیده ام یا از کسی شنیده ام. ظاهرا نکته اش تأدب مرحوم صدوق با جو قم و مشایخ قم هست. یک وقت حدیثی جا افتاده است در قم ایشان قال میفرمایند ولی گاهی حدیثی را مشایخ قبول ندارند یا جا نیفتاده هست ولی خود شیخ صدوق رحمه الله قبول دارند.این متن اینجا مسندا عن انس دقیقا در طحاوی عامی مسلک هم هست.با قطع نظر از یک فرق بسیار کمی.)

1659- 2- «6» قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ الْمَجُوسَ جَزُّوا لِحَاهُمْ وَ وَفَّرُوا شَوَارِبَهُمْ- وَ إِنَّا نَحْنُ نَجُزُّ الشَّوَارِبَ وَ نُعْفِي اللِّحَى وَ هِيَ الْفِطْرَةُ «7».(مدل این متن را در عامه نیافتم.)

1660- 3- «8» وَ فِي مَعَانِي الْأَخْبَارِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْمُكَتِّبِ(مکتب دار که گاهی بهشان مؤدب میگفتند. معلم ادبیات عرب. صرف و نحو ... ادب القول نه ادب الفعل که اخلاق هست. مکتب هم ادبیات یا قرآن یاد میدادند. از شمایخ شیعه توثیق نشده هستند که از طلبه های نسبتا عادی بودند که شهرت علمی نداشتند ولی رفته اند اجازه گرفته اند...) عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ الْأَسَدِيِّ(ایشان را جند بار توضیح داده ام که از بزرگان کوفه و شیعه هست ند و اقعا اسدی هستند. عرب اصیل و با نائب حضرت ارتباط خاص داشتند و برای نشر دعوت تشیع ری تشریف بردند و زیارت جامعه را هم ایشان نقل کرده اند....بعدش ظاهرا به دلیل تقیه بزرگان و مشاهیر احتیاط میکرده اند با ایشان ارتباط مستقیم بر قرار نمیکردند....) عَنْ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ النَّخَعِيِّ(ایشان را دقیقا نمیشناسیم. ایشان نوفلی هست. گاهی به ایشان نوفلی گفته میشود.نخعی یک بطنی دارند نوفلی هست... یک نوفلی دیگر هم داریم از عموزادگان آقا امام صادق سلام الله علیه هستند نوفل بن حارث بن عبدالمطلب...از نوه های ایشان...اینی که اینجا هست از یمن هستند و سید نیستند....به خلاف عموزادگان حضرت که سید هستند...ولی این احتمال قوی هست که نوفلی نخعی در ری بوده است.ایشان پسر برادر نوفلی معروف که راوی کتاب سکونی هست. حسین بن یزید نوفلی راوی کتاب سکونی هست.) عَنْ عَمِّهِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ(موسی بن عمران نخعی در زیارت جامعه هست و اشکال معروف به زیارت جامعه به همین موسی بن عمران رحمه الله هست.حسین بن یزید اساس کوفی هست.نوفلی معروف انتقال داده میشود به ری و گفته شده است که نوفلی در اواخر عمرش غالی شده است و ظاهرا غلو سیاسی هست نه عقائدی.) عَنْ عَلِيِّ بْنِ غُرَابٍ(ایشان شخصیت محل کلامی هستند و محل توجه که کی هستند. در کتب ما به شکلهای مختلفی اسمشان هست. چون یک حدیث هست و جندان باب برش متوقف نیست و این حدیث مشکلات دیگری هم دارد خیلی حبث نمیکنم. ایشان بحثهای رجالی و فهرستی لطیفی دارند و طلبتان باشد در جای دیگری. و بزرگان هم گرفتار شده اند. حتی امثال نجاشی. ایشان احتیاج به شرحی دارند که مفصل هست و جایش ان شاء الله.)(در معانی الاخبار اینجا دارد عن خیر الجعافر جعفر بن محمد...این  علی بن غراب با عامه ارتباط دارد و خیلی عنوان دارد و در شرح حالش نوشته اند کان یتشیع و برخوردش با آقا امام صادق سلام الله علیه در جوانی اش بوده اند و خیلی با اخلاص خدمت حضرت رسیده است و وفاتش را 184 نوشه اند. و خیلی برخورد خوبی با امام دارد در بین عامه. تعبیر به خیر الجافر احترام هست به حضرت.شیخ اسند عنه دارند در مورد ایشان که علامت وثاقت نیست.منایش جای خودش.) عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ(سلام الله علیهما) عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ(اینجا مراد آقا امام سحین سلام الله علیه هست و یک عن ابیه جا افتاده هست که آقا امیرالمؤمنین سلام الله علیه هست. اینجا علی خلاف القاعدة ضیر بر میگردد به ابیه نه به حضرت صادق سلام الله علیه.) ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص حُفُّوا الشَّوَارِبَ وَ أَعْفُوا اللِّحَى وَ لَا تَشَبَّهُوا بِالْمَجُوسِ.(مجوس ظاهرا میترشایدند و سبیل را بزرگ میکردند و ظاهرا عدم تشبه به یهود هم این باشد که خیلی بلند هم نکنید و باز مشرکین ریش را بزرگ میکردند و سبیل را هم بزرگ میکردند یا سبیل کوتاه باشد.یعنی هر سه مخالفتی که در روایات داریم معنا دارد)(عده ای احتمال داده اند این مصدر فقیه هم باشد ولی نه. اینجا مجوس دارد نه یهود و صدوق در متن خیلی دقیق هستند و عوض نمیکنند.)(اسند عنه را 4 جور قرائت کرده اند ...اَسنَد عنه درست هست و این از اصطلاحات عامه هست و خلاصه هر 4 معنای مرحوم استاد در اینجا غلط هست و اسند یعنی این شخص اسناد عن امام سلام الله علیه... گاهی اوقات کسی کلام حضرت را نقل میکند که میشود روی و گاهی اوقات این طور که اینجا هست نقل کرده اند که به حضرت آقا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم رسانده اند. یعنی حضرت را در سند نقل میکند. غالبا این مدل نقل از امام علامت تسنن هست. استادمان مرحوم آقای ابطحی 8 تا احتمال به نظرم داده اند. نه این معنایش واضح هست وهمینی هست که عرض کردم. فقط باید با اصطلاح عامه در این زمینه آشنا بود. اینها فقط در رجال شیخ هست یعنی روی عن هذا الامام مسندا الی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم.اصطلاحی هست.مرحوم صدق در جلد 4 فقیه سندی دارند با ا[ر همین و صدوق به حسین بن غراب طریقندارند..و بعید نیست این که این طریقش همان باشد. زیرا آ« روایت را حکم به ارسالش میکنند. بعید نیست اینطریق به همان باشد.)

ارسال سوال