فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 91-1390 » خارج فقه 91-1390 (29)

دروس خارج فقه کتاب مکاسب سال 91-1390 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

شاید تعبیر فقه الرضا سلام الله علیه این باشد دلیلش که رفته اند روایتی را آورده اند که اختلاف نسخه ندارد و در ضمن شاید اتق التزویجی که ایشان داشتند مناسب بود با لم یر خیرا ابدا... ولی از لم یر الحسنی اوجش کراهت در بیاید.. نه و اتق... شیخ فمید لا ینبغی دارند یعنی کراهت....بعدش روایت را دارند.و روایتی را لم یر الحسنی میآورند مطابق با تبنی خودشان.

در کتاب شرائع به جای من تزوج یا لا ینبغی...یک نکته دیگر را آورده اند که تزوج یعنی چی؟ آیا آمیزش یا خطبةة است یعنی خاستگار یا ....خود عقد...در کتاب شرائع دارند و یکره ایقاع العقد و القمر فی العقرب.

و اصولا احتمال میدهم...خیلی اینها بعید میدانسته اند که سفر با قمر در عقرب مکروه باشد. در ماه دو روز و نصفی قمر در عقرب هست. مخصوصا اگر سافر باشد. یعن یانشاء سفر یا شروع سفر یا در سفر بودن. خود سفر اسم معنی هست نه مصدر. ازش اشتقاق نمیشود.

در معنای حدثی به باب مفاعله میبرند. سافر یعنی تلبس بالسفر.بعضی از عامه معتقدند که سفر در زمان ما...

ما اگر سفر را این طور بگوییم آیا سفر حال ابتعاد ما از وطن هست؟ ما به جای وطن در روایات....وطن در روایات کم هست..کما بیشتر مقر زندگی به کار میبریم... مقر زندگی...میخواهد وطن باشد یا نباشد...آیا در حال ابتعاد....همین که از خانه اش دور باشد میگویند مسافر هست... بعدش بگوییم که دو روز و نصفی که در سفر هستیم قمر در عقرب باشد...برای سفر معمولا مراعات در عقرب نمیکنند. ما فعلا بحثمان یک مدل دیگر بود. ولی اگر واقع قصه را بگوییم یک طور دیگر هست....یک متن سافر هم ممکن استدر نهروان باشد..شاید چون بخش سفر را معارض دیده اند قوبل نکرده اند یا شاید نبوده است و از اشتباهات محاسن بوده است .شواهد ما اجمالا نشان میدهد که دو نسخه بوده است.فقط چیزی که هست این هست که آیا ممکن است مرحوم صدوق که هر دو مان را آورده اند در حقیقت نظرش به اونی باشد که در میراثهای قم موجود بوه است.

به نظر ما توجیه اساسی کار مرحوم صدوق این هست که ایاشن دو نسخه دیده اند و هر دو را نقل کرده اند.این حرف به لحاظ ظاهر حرف ظاهری خوب نیست...زیرا در روی محمد بن حمران برگردیم به مشیخه و در مشیخه دو طریق به محمد بن حمران دارند که از باب قضایای اتفاقیه در هیج یک نه احد برقی هست و نه احمد اشعری.

در هر دو طریق احمد اشعری و برقی ابراهیم بن محمد بن حمران هست ولی در طریق مرحوم صدوق این رد نیست و طریق صحیح هست.حرف اولی ما به لحاظ واقع گرایی خوب بود ولی ظاهرش خوب بود...

مشیخه مرحوم صدوق طریق به روایات هست نه کتب. و لذا روایت یک چیز است و مسأله کتب چیز دیگری هست. قاعدة اش این میشود که ما طریق ایاشن در مشیخه را نگاه میکنیم و اگر از مشاهیر باشد قاعدة از کتاب ایشان هست...این روایت طبق طریق مرحوم صدوق از صفوان و ...هست که ظاهرا از کتاب اینها هست...در کتاب صدوق عن ابیه هست...محمد بن حمران عن ابیه.کافی دارد ابراهیم بن محمد بن حمران عن ابیه و احمد شاعری هم همین طور هست ولی در صدوق محمد بن حمران عن ابیه...

به هرحال...میگویدند که در زمان آقا امام هادی سلام الله علیه به نظرم امام سلام الله علیه یک نفر را طبق نققلی زراری نامیدند با اینکه عمو زاده زراره بودند...و لذا بعدها کل را زراری نامیدند...حرمان متکلم و فقیه بوده است و وشاهد نشان میدهد که قبل از زراره شیعه بوده است. خاندان زراره در کوف ه مشهور ترین خانواده شیعه بودند... خیلی خاندانهای شیعه داریم..در بحر العلوم ایشان خانواده های شیعه دارند ولی انصافا اعظم تمام این بیوت شیعه در کوفه همین خاندان زراره هستند.ابوغالب اسم ایشا ن را برده اند و تصریح میکنند که روی الحدیث از آقا ابی عبدالله سلام الله علیه.

أقول: محمد بن حمران هذا، هو محمد بن حمران النهدي الآتي.(پس استظهار ایشان این طور هست.بعد روشن میشود ان شاء الله.)

 10639 - محمد بن حمران بن أعين:

قال الشيخ (638): محمد بن حمران بن أعين له كتاب، أخبرنا به جماعة(مشایخ بغداد مراد هست...شیخ مفید و حسین بن عبیدالله ابن الغضائری) عن أبي المفضل(شیبانی که پیش عامه عنوان داردو کوفی بوده است اصالة و رحله حدیث داشته است و عامه تضعیفش کرده اند و نجاشی هم همین طور ولی خیلی پر حدیث هستند و هم د رحدیث نقش خوبی دارند و هم در فهرست.ایشان یکی از رابطهای بین بغداد و قم هستند. فهرست ابن بطه را به بغداد آورده اند.بطه ظاهرا بوته باشد... شیخ نقل زیادی از ابن بطه دارندولی نجاشی خوش بین نبوده اند.(توضیحی در مورد کار فهرستی و کار عامه و حجت خبر که بارها نوشته ام.)مرحوم نجاشی با ابن بطه مدل های مختلفی نقل میکنند ولی شیخ کلا یک جور و این ناشی از اختلاف مبنای این دو بزرگوار هست.)، عن ابن بطة، عن أحمد بن محمد بن عيسى عن ابن أبي عمير، و ابن أبي نجران جميعا عنه

ارسال سوال