فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 91-1390 » خارج فقه 91-1390 (27)

دروس خارج فقه کتاب مکاسب سال 91-1390 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

روایات ازدواج در قمر فی العقرب که خوبی در زندگی نمیبیند. این بسیار مشهور هست. یک روزی هم تصادفی بود که آخر های خروج از قمر در عقرب بود و خودم گفتم بهش... و بعدش گوش نکرد و بعد یک روز طلاقش داد و هر چی اصرار کردم شخصا و ...فائده نداشت! حالا جدای از روایت تجبره شخصی هم غرض اینکه هست!

در کتب ما در دو بحث روایات این مطلب آمده است...یکی در سفر و یکی در بحث ازدواج .زیرا در هر دو هست. در کتاب جامع احادیث الشیعة در کتاب وسائل در حج و نکاح هست...زیرا ابواب السفر در حج.

در ج 25 از کتاب نکاح....روایات نکاح و مسافرت را میخوانیم.آیا واقعا این مطلب ثابت هست یا نه.

در کتاب جامع احادیث الشیعة عنوانش ابواب التزویج باب 41.

قدیمی ترین مصدر برقی در محاسن هست که متنش هم سفر دارد و هم زواج و روایتش هم محمد بن حمران عن ابی عبدالله سلام الله علیه هست...من سافر او تزوج و القمر فی العقرب. بعد در کافی مرحوم کلینی و عجیب اینکه این هم در روضه هست. نه در باب سفر و نه در باب زواج.

بعد مرحوم شیخ صدوق در فقیه. یک بار در سفر در حج و یک بار در باب نکاح.سند هم یکی هست.سرش را هم نمیدانم که جرا هر دو را آورده اند. در نکاح سافر را برداشته اند و در سفر هر دو را آورده اند.

بعد مرحوم شیخ طوسی در تهذیب در باب نکاح دو مرتبه آورده اند. مصدر هم یکی هست ولی در سند و متنش فرق دارند ولی در هر دو مورد من تزوج هست.سافر دیگر ندارد. متن مرحم کلینی من سافر او تزوج متن تهذیب من تزوج و متن فقیه هر دو.

(41) باب كراهة التزويج والقمر في العقرب وفى محاق الشهر(در اینجا متن کافی و محاسن را نیاورده اند و سرش این هست که سافر او تزوج در این دو کتاب هست. و در کتاب محاسن و کافی من تزوج تنها نیامده است.و در سفر ایشان آورده اند.)

351- 36750- (1) تهذيب 7/ 407: أحمد بن محمّد بن عيسى عن عليّ بن أسباط عن إسماعيل بن‏

______________________________

(1). أنصرف كا.

(2). القائمة يب صا. القيّم على الأمه: متولّيه كقيّم الوقف و نحوه.

(3). أخبرته كا.

جامع أحاديث الشيعة (للبروجردي)، ج‏25، ص: 258

منصور(نمیشناسیم) تهذيب 7/ 461: أحمد بن محمّد بن عيسى عن إسماعيل بن منصور(ایشان را نمیشناسیم و وجودش در اینجا خیلی عجیب هست. شاید احمد اشعری اینجا اجازه بوده است نقل کرده اند و الا خیلی عجیب هست.)(اینجا علی بن اسباط حذف شده است و این خیلی عجیب هست.چون مصدر یک یهست مشکل شده است. در هر دو مورد ابتداء کرده اند به احمد اشعری و در متن و مسند زیاده و نقیصه دارند. با اینکه مصدر یکی هست.عرض کردیم صاحب حدائق عبارت تندی نسبت به این جور کارهای شیخ طوسی دارند و البته صاحب حدائق خیلی تند رفته اند. خیلی بعید هست شیخ بلکه اقل از شیخ این اشتباه را کرده باشند. احتمال دارد که مصدر شیخ دو تا باشد.. شیخ چون حجیت خبر را قبول میکنند و بحث را میبرند روی مباحث رجالی.بعض مشایخ ما احتمال داده اند که اگر شیخ از احمد اشعری نقل میکند تعابیرشان مختلف هست و اختلاف تعبیر مشعر به اختلاف مصدر هست. این طور مشهور هست که اگر شیخ از کسی نقل کرد ابتداء به اسم کرد این مصدر ایشان هست و این مطلب که باطل هست. مرحوم شیخ طوسی در مشیخه متفرق آورده اند که مجموعا در مورد احمد اشعری اول مشیخه تا آخر مشیخه روایات ایشان از احمد اشعری از 5 مصدر هست. مجموعا ایشان از احمد اشعری 5 مصدر نقل میکنند البته این هست که در نقل در مشیخه دو تا تعبیر دراند. در بعضی احمد بن محمد هست و در بعضی احمد بن محمد بن عیسی هتس.لذا بعضی از بزرگان احتمال داده اند که فرق مصدر باشد و شیخ با دقت آورد ه باشند و این خیلی پیش ما روشن ینست و بحثش مفصل هست. دومورد احمد بن محمد هست و سه موردش احمد بن محمد بن عیسی.لذا به ذهن ما میآید که اینجا هم اختلاف نسخه باشد.

اولین باری که در میراثهای حدیثی ما این بحث آمد که شیخ متون و اسانید روایات را خلل ایجادکرده اند شهید ثانی هستند....علامه حدیث را فقط از تهذیب نقل میکنند و از کافی نقل نمیکنند...بعد در منتقی الجمان پسر ایشان این ها را مطرح کرده اند...اختلاف هست ولی تحلیل فنی دارد.البته اینجا از بین 5 مصرد جند تیش هم ضعیف هست...و بعضی گیر کرده اند.. جدای از آن اینجا احتمال دارد که علی بن اسباط واو بشد و دو طریق باشد...و یک جا فقط به یک طریق توجه کرده باشند...اینجا چون در کتاب کافی نیست لذا احتمال دارد از دو مصدر دیگر ایاشن از احمد بن محمد بن عیسی با این عنوان باشد. شیخ دست به تصحیح قیاسی نزده اند. این کمال دقت شیخ هست.(مقرر حقیر: مفصلش را جای دیگر نوشته ام و لذا اینجا تلخیص کردم.)اینجا احتمال میدهیم که نوادر المصنفین محمد بن علی بن محبوب باشد اینجا یا نوادر الحکمة محمد بن احمد بن یحیی. اینجا شیخ طوسی ای کاش یمگفرمودند که از کجاست...) عن إبراهيم بن محمّد بن حمران عن أبيه فقيه 3/ 250: محمّد بن حمران عن أبيه عن أبي عبد اللَّه عليه السلام قال (قال أبو عبد اللَّه عليه السلام يب 461) من تزوّج (امرأة يب 461) والقمر في العقرب لم ير الحسنى‏.(از عجائب این هست که این حدیث در همه کتب با هم فرق دارد. هم متن و هم سند.)

(یک حمد بحمران هست که از خانان زراره هست... برادران زراره و خودشان 10 نفر تا 17 نفر هم گفته شده است..به همه هم زراری میگفتند و حمران به لحاظ سن از زراره بزرگتر هستند و از متکلمین هم هست و خیلی جلیل القدر هست و جزو حواری آقا امام سجاد سلام الله علیه هست و حمران قبل زراره شیعه بوده است ...یک روایتی هست در مورد حمران که این طور چاپ شده است التر تر حمران...این از مغلقات شده است... این متن صحیحش التُرّ تُرّ حمران که لفظی بوده است در کوفه استعمال میشده است و کوفیه ها خیلی الفاظشان به خاطر ارتباط ایرانی ها خیلی الفاظ فارسی دارد...تر به اصطلاح فارسی ما شاغول...نخی که بنا میگذارد تا آجرها را درست بچیند... این به فارسی تُر میفرمودند...یعنیحمران مثل یک شاغول دقیق هست..عقائدتان را با ایشان میزان کنید ...ایشان خیلی دقیق هستند. پسری به اسم محمد بن حمران بن اعین هم دارند. در کتاب ابوغالب زراری این هست... ابوغالب خودش از ابن بکیر هست ...ولی به دلیلی که ذکر شد زراری میگفتند و از مشیاخ شیعه و از بزرگان بغداد هستند که شیخ مفید هم شاگرد ایشان هست...و آثار خوبی دارند و مرحوم نجاشی مقداری از آثار ایشان را توسط شیخ مفیدنقل میکنند. اونجا اسم محمد بنحمران را نام میبرند و در یک نسخه رساله ابو غالب زراری ابراهمی بن محمد بن حمران هست. در همه نسخ نیست.)

352- 36751- (2) المقنعة 79: لا ينبغي لأحدٍ أن يعقد نكاحاً والقمر في العقرب فإنّه روى عن الصادق عليه السلام أ نّه قال من فعل ذلك لم ير الحسنى‏.

353- 36752- (3) المقنع 106: ولا تتزوّج والقمر في العقرب فإنّه من فعل ذلك لم يرى الحسنى‏.

354- 36753- (4) فقه الرضا عليه السلام 235: واتّق التّزويج إذا كان القمر في‏ العقرب‏ فانّ أبا عبد اللَّه عليه السلام قال من تزوّج والقمر في العقرب لم ير خيراً أبداً.

355- 36754- (5) فقيه 3/ 250: روى أ نّه يكره التزويج في محاق الشهر «1».

وتقدّم في رواية ابن حمران (1) من باب (5) كراهة السفر والقمر في برج العقرب من أبواب السفر (ج 21) قوله عليه السلام من سافر أو تزوّج والقمر في العقرب لم ير الحسنى‏.

و فى أحاديث باب (6) ما يستحبّ اختياره من أيّام الشّهر للسّفر ما يدلّ على بعض المقصود فلاحظ.

ويأتي في رواية عبد العظيم الحسنىّ رحمه اللّه (14) من باب (2) استحباب إكرام العروس من أبواب مباشرة النساء (محمد بن احمد السنانی که از مشایخقمی مرحوم صدوق هست ظاهرا که از نواده های محمد بن سنان هست قال حدثنا محمد بن ابی عبدالله الکوفی که عرض کردیم که در زمان نواب اربعه شخصی به اسم محمد بن جعفر اسدی آمدند ساکن ری شدند برای نشر دعوت تشیع و عده ای از علماء خدمت ایشان رسیدند برای نقل حدیث و چندین روایت کلیدی دارند و خیلی بزرگوار هستند و یکی اش همین روایت زیارت جامعه کبیره هست... و مرحوم صدوق رضوان الله تعالی علیه ...توسط عده ای از مشایخ قم با ایشان ارتباط بر قرار کرده اند که بعضی دو نفر و بعضی یک نفر و بعضی تا 4 نفر دارد..هر 1 یا 2 یا 3 یا4 همه جزو مشایخ درجه دو سه  هستند و لذا مرحوم صدوق از مشاهیر قم از ایشان نقل نمیکنند و احتمال قوی میدهم که به خاطر تقیه بوده است زیرا ایشان با نائب حضرت ازتباط خاص داشته اند و لذا مختفیا ظاهرا زندگی میکرده اند. بله مرحوم کلینی هم از ایشان نقل میکند...سهل بن زیاد که ما گفتیم ذاب نیست ولی جای تأمل دارد عن عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی قال حدثنی علی بن محمد العسکری که مراد آقا امام هادی سلام الله علیه هست عن ...بقیه ائمة سلام الله علیهم اجمعین...یکره للرجل ان یجامع فی اول لیلة من الشهر و فی وسطه و فی آخره ...و قال علیه السلام که احتمال دارد مراد آقا امام هادی سلام الله علیه باشد که من تزوج و القمر فی العقرب لم یری الحسنی و اینجا دیگر سافر نداریم.زواج هم ظهورش در عقد ازدواج هست نه...به هرحال اصلی داشته است. حالا قبول کردن امر دیگری هست.در فقیه از این راه نیست. در فقیه از راه محمد بن حرمان هست و سند در هر دو یک یهست و یکی سافر او تزج و یک یتزوج تنها.)(ج 25) قوله عليه السلام من تزوّج والقمر في العقرب لم ير الحسنى‏ وقال عليه السلام من تزوّج في محاق الشهر فليسلم‏ «2» لسقط الولد.

ارسال سوال