فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 91-1390 » خارج فقه 91-1390 (14)

دروس خارج فقه کتاب مکاسب سال 91-1390 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

اجمال قصه این هست که سید میخواهد از مجموعه روایات اثبات بکند که یادگیری نجوم کفر نیست...و در ضمن اثر اثر اینها را میخواهند ثابت کنند شبیه آتش برای حرارت و ....چند اجازه مؤثر در تاریخ شیعه داریم که مهم هست یکی اجازه علامه...فهارس اصحاب ما فهرست شیخ طوسی و نجاشی ریشه اش یا فهارس قبلی هست یا اجازه ها....در معجم...و قبل ایشان فرض کنید زیارت رجبیه یا زیارت ناحیه مقدسه که عرض کردم مراد از ناحیه سامراء هست و این زیرات علی تقدیر ثبوت زمان آقا امام هادی سلام الله علیه صادر شده است...سال 252 ....خلافا لاون چیزی که شمهور شده است... در بحث رجال نباید اسامی موجود در زیارت ناحیه را آورد...زیرا اون بزرگوار شهید شده راوی نیستند...این بحث تراجم هست....(توضیحیاتی در بحث فهرست و رجال که بارها شبیهش را نوشته ام.)مرحوم سید از نظر نسخه شناسی خیلی خوب هستند... یعنی نسخ خوبی دارند...ولی متأسفانه کار نکرده اند علمای ما رویش ولی یک یهودی رفته است کتابی چاپ کرده است به اسم کتابخانه سید بن طاوس و او ملتفت دقائق نیست ولی انصافا خوب بود لا اقل ما کار میکردیم...همان کتاب صباح بن نصر هندی...را مرحوم نجاشی اسم کتاب را دارند و شیخ اسم این شخص را نه در رجال و نه در فهرست ندارند و عرض شد مرحوم تستری اشکال کرده اند...این مدل بحث را اون یهودی نیاورده اتس....همین صباح بن نصر را در ترجمه ریان بن شبیب هم مرحوم نجاشی آورده اند...مسائل عن الرضا سلام الله علیه ولی با عنوان ریان بن شبیب....بعد طریق خودش را ریان بن شبیب نوشته اند و این مطلب کلا در کتاب خانه سید بن طاوس...نیست...یعنی این مطالب را اصلا ملتفت نشده است...بعد توضیح کافی دادیک همرحوم نجاشی روی نکته نقل کامل اجازات...در اجازه یک استادشان که احمد بن عبدالواحد باشند....در اجازه ایشان کتاب را به صباح بن نصر نسبت داده اند و ایاشن در صباح بن نصر آورده اند...اما در ریان بن شبیب از طریق ابن نوح استاد دیگرشان آورده اند...اصلا اون یهودی ملتفت این ظرافتها نیست...خلاصه خیلی کار دارد ولی خوب بود ما مینوشتیم یک همچین چیزی را.....البته خوب بود که مرحوم نجاشی مینوشتند یکی بوده است....(توضیحاتی دیگر...که قبلا بارها نوشته ام....)مرحوم نجاشی در 13 -14 سالگی تقریبا از ابو المفضل شیبانی اجازه دارند...یا فوق العادة بوده اند یا به خاطر پدرشان که از علماء بوده اند....23 سال بعد مرحوم شیخ آمدند و ابو المفضل را درک نکردند...ابن عیاش هم استاد منحصر به فرد مرحوم نجاشی هست....کذا ابن نوح...شیخ تصریح میکنند و لم یتفق لقائی ایاه....این صباح بن نصر اصلا معلوم نیست بت پرست است...از هند آمده یک بحثی کرده است و رفته...به چه مناسبت مرحوم شیخ طوسی اسم ایشان را در فهرست امامیه بیاورد.... احتمالا ریان بن شبیب آمده است....قم و این نوشتار مرو را آورده اند...مادر مأمون و معصم هر دو کنیز هست....متأسفانه هر دو سند بر میگردد به احمد بن محمد بن لاحق عن زکریا بن یحیی لؤلؤی که هر دو ناشناخته اند....هم نسد ابن نوح به اینها بر یمرگدد و هم احمد بن عبدون... کاملا واضح هست که یکی هست...لذا اصل وجود نسخه ممکن است جعلی باشد..اصلا این کتاب اصل دارد که حالا بگوییم مال ریان است یا مال صباح...شادهدش هم این است که در کتب قبل سید احدی از این کتاب نداریم نقل کرده باشد...نکته بعدی اینکه مرحوم سید بن طاوس کتاب را مسائل نصر بن صباح گفته اند ولی سند را از نسخه ابن نوح نوشته اند. ظاهرا اشتباه کرده اند.باید میفرمودند کتاب ریابن بن شبیب زرا نسخه ابن نوح به ریان بن شبیب هست.پس شش نکته اساس عرض کردیم که بدانید اصلا این حرفها را امثال این یهودی نمیفهمند... ما باید عرض میکردیم تا بدانید که ما باید کار کنیم...از باب نمونه اینها را عرض کردم.) 

22199- 5- «4» وَ قَدْ تَقَدَّمَ فِي حَدِيثِ الْقَاسِمِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ‏ أَنَّ النَّبِيَّ ص نَهَى عَنْ خِصَالٍ مِنْهَا مَهْرُ الْبَغِيِّ وَ مِنْهَا النَّظَرُ فِي النُّجُومِ.(در چاپ بنده ص 64 و 64 از ج 12 باب 5 ابواب ما یکتسب....این روایت در خصال هست. ابخنی ابو اسحاق ابراهیم بن محمد...از مشایخ عامی ایشان هست که خیلی ارزش علمی ندارد....عرض کردم که اگر مرحوم صدوق بعد اسم رضی الله عنه نفرمایند غابا عامی هستند....فیما کتب الی... یعنی کتابت هست اجازه نه به نحو حضوری....اسامی بعدی ....خیلی از روایات هست که در مصادر درجه دو ما هست...سندهایش مال عامه هست....گاهی اوقات هم حدیث در مصادر مشهور عامه هست...و این احادیث رد کتب ما آمده است و هم سند و هم متن هر دو خراب شده است...عکسش هم هست...در کتب زیدیه و عامه هست از ما و بعدش اونها خراب کرده اند.ظاهرش این است که اونها رجال ما نمیشناخته اند و ما هم نمیشناسیم رجال اونها را لذا گیر دار شده است...سالم بن سالم و ابو عدویه....این غلط هست و درستش این هست... سعید بن ابو عدوبه هست...یعنی پسرش نه خودش....حالا در خود خصال ابو عروبه هست و وسائل خراب کرده است و بعدش باز خود خصال هم خراب است...دیگر کیفیتش سر جایش...

22069- 13- «6» وَ 22070- 14- «7» وَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ حَمْزَةَ عَنْ سَالِمِ بْنِ سَالِمٍ وَ أَبِي عَدَوِيَّةَ «8» عَنْ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ(الانصاری از عامه هست که ضعیف هست) عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ(آقا امام باقر سلام الله علیه) عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع فِي حَدِيث‏

این روایت را ما در خودمان نداریم.متن حدیث لما افتتح رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم خیبر....عامه این احادیث را قبول نمیکند از باب رفع...دعا بقوسه فتکأ علی صِیَتِها....ثم حمد الله و اثنی علیه....و نهی عن خصال تسعة....این متن پیش عامه هم ثابت نیست...پیش ما هم نیست...عسب الدابة درست است نه عسیب...

لَمَّا افْتَتَحَ رَسُولُ اللَّهِ ص خَيْبَرَ دَعَا بِقَوْسِهِ فَاتَّكَى عَلَى سِيَتِهَا «1» ثُمَّ حَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ ذَكَرَ مَا فَتَحَ اللَّهُ لَهُ وَ نَصَرَهُ بِهِ وَ نَهَى عَنْ خِصَالٍ تِسْعَةٍ عَنْ مَهْرِ الْبَغِيِّ وَ عَنْ عَسِيبِ الدَّابَّةِ يَعْنِي كَسْبَ الْفَحْلِ وَ عَنْ خَاتَمِ الذَّهَبِ وَ عَنْ ثَمَنِ الْكَلْبِ وَ عَنْ مَيَاثِرِ الْأُرْجُوَانِ(ارغوانی...) قَالَ أَبُو عَرُوبَةَ عَنْ مَيَاثِرِ الْخَمْرِ(الحُمُر یعنی قرمز...میاثر جمع میثرا...روی اسب های بدون زین ی چیزی میانداختند که علامت تشخص داشت و خیلی قرمز پر رنگ بود) وَ عَنْ لَبُوسِ ثِيَابِ الْقَسِّيِّ(قُسّی درست است که قس کشیش...که کشیش ها میپوشیدند... ) وَ هِيَ ثِيَابٌ تُنْسَجُ بِالشَّامِ وَ عَنْ أَكْلِ لُحُومِ السِّبَاعِ وَ عَنْ صَرْفِ الذَّهَبِ بِالذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ بِالْفِضَّةِ بَيْنَهُمَا فَضْلٌ وَ عَنِ النَّظَرِ فِي النُّجُومِ‏

این حدیث احتمال دارد جمع مضمونی باشد...)

ارسال سوال