ارسال سوال سریع
بروزرسانی: ۱۳۹۹/۱۲/۱۳ زندگینامه کتب مقالات تصاویر سخنرانی دروس پرسش‌ها اخبار ارتباط با ما
فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 91-1390 » خارج فقه 91-1390 (2)

دروس خارج فقه کتاب مکاسب سال 91-1390 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

[المسألة] الخامسة التطفيف

حرام، ذكره في القواعد في المكاسب «1»، و لعله استطراد، أو المراد اتخاذه كسباً، بأن ينصب نفسه كيّالًا أو وزّاناً، فيطفّف للبائع(ظاهرا مراد از مکاسب راههای کسب درآمد است به هر نحو که باشد....و عجیب اینکه شیخ بعضی از ماطلبی که آورده اند خفاءش بیش از تطفیف است مثل کذب.و این بحث اینجا یک بحث قانونی است.در بحث اخذ اجرت در مقابل واجب آیا میشود فت که جعل قانونی این است که قانون اگر گفت واجب است یا لازمه اش عدم اخذ اجرت هست یا نه.

(مقرر حقیر: استاد یک صحبتهایی فرموند که یا تکرار بود یامشابه تکرار.)در اینجا اصلا میشود بحث را این طور گفت که حتی بعضی از افراد زمان ما ممکن است که مثلا به خاطر اینکه بلد هستند تطفیف بکنند پول بیشتری برای اجاره بگیرند.

یک بحثی هست که ویل دال برحمت هست یا نه.).

و كيف كان، فلا إشكال في حرمته، و يدلُّ عليه «2» الأدلة الأربعة.

ثم إنّ البخس في العدّ و الذرع يلحق به حكماً، و إن خرج عن موضوعه.

و لو وازن الربوي بجنسه فطفّف في أحدهما:

فإن جرت المعاوضة على الوزن المعلوم الكلّي، فيدفع الموزون على أنّه بذلك الوزن، اشتغلت ذمته بما نقص.

و إن جرت على الموزون المعين باعتقاد المشتري أنّه بذلك الوزن، فسدت المعاوضة في الجميع؛ للزوم الربا.

و لو جرت عليه على أنّه بذلك الوزن، بجعل «3» ذلك عنواناً للعوض‌

______________________________

(1) القواعد 1: 121.

(2) كذا، و المناسب: عليها.

(3) كذا في «ف» و «ش»، و في غيرهما: يجعل.

كتاب المكاسب (للشيخ الأنصاري، ط - الحديثة)، ج‌1، ص: 200‌

فحصل الاختلاف بين العنوان و المشار إليه، لم يبعد الصحة.

و يمكن ابتناؤه على أنّ لاشتراط المقدار مع تخلّفه قسطاً من العوض أم لا؟ فعلى الأوّل يصح، دون الثاني.

بودن ویل برای مطففین اگر ویل مثلا از نظر تفسیری کی دره خطرناک جهنم باشد یا ....یک بحث میشود که تطفیف همین میشود.یا به قول ما از حکم جزائی حکم مولوی بفهمیم. چون ویل توعید به آتش هست.

بین صحابه و غیر صحابه در این جهت اختلاف هست...که بالاخره آیه مکی هست یا مدنی و انصافا ایان مکی به لحاظ سبک ادبی سنگین تر هست....جدای از اون صحبتهایی که میشود که اصول معارف مکی هستند یا...انصافا جدای از جهات ترکیبی به لحاظ مفردات هم میبینیم که بعض مفرداتشان در آیات مدنی اصلا نیست...مثلا همین مطففین یا شاید حتی ویل...البته بی مراجعه عرض میکنم....یا مثلا کلّا یا سجین یا فجار به این معنی نه به معنی انفجر فقط در آیات مکی هست.اصولا لغت عربی مکه در آهنگ لامی و کیفیت اداءش با لغت مدینه فرق میکرده است.

عربیت شر حالی دارد و مواطن وجودش....مخصوصا از یمن منشتر شده است و مقداری توسط اقوام عرب باعدة بوده است که از بین رفته اند. شواهد نشان میدهد عده ای در قبیله ثمود که شواهد نشان میدهد حدود 100 سال قبل کلا این تمدن از بین رفت...تمدن ثمود عمرش خیلی نیست ...یک تمدن حدود 800 ساله هست....در مفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام خیلی توضیح نداده است...در عربستان...بین مرکز عربستان تا دریای سرخ این جاها بوده اند و بسیار قوی بوده اند و تمدن خوبی داشته اند....مراد از وادی همین هست....زیرا مکه نزدیک دریا است....حدود 70 کیلومتر با جده که ساحل است فاصله دارد....

اخیرا مجموعا 12000 سنگ نوشته در عربستان در این وادی به قول ما پیدا کرده اند و از این مقدار 4000 تا را قرائت کرده اندو 8000 تایش هنوز قرائت نشده است....و نوشته بود کهم مقدار زیادی از 4000 تار را معکس کرده ام و اونی که برای ما تعجب داشت.... خیلی تشابه قوی با عربی دارد....فکر نمیکردم این قدر ...معلوم شد این ثمود که 100 سال قبل اسلام تمدنشان به هم ریخت...عربی سنگینی داشته اند و طبعا به مکه نزدیک تر بودند و تأثیرشان بیش از تأثیرشان در مدینه بوده است....

از لحاظ نکات قانونی آیات احکام هم مکی و مدین فرقی دارند.آیات مدنی تعابیرش قانونی تر است...یعنی جزاء و عقوبتها مشخص است....اما در آیات مکی جزاء همان شاکله کلی شریعت هست....همان کیفرهای الهی در قیامت و ...و جزاء خاص ندارد....الآن اینجا تعابیر تعابیر کلی هست نه اینکه دستش بریده میشود یا صد تا شلاق میخورد یا ....الآن وارد بحث کلّا نمیشوم.

تعبیر به کتاب در نامه اعمال تا جایی که بنده میدانمدر آیات مدنی هم هست ولی تعبیر به کتاب به معنای قانونی خاص به آیات مدنی است.....*(کتب علیکم الصیام)*...مراجعه خاصی نکرده ام این طور در ذهنم هست.و عرض کرده ام که کتابه برای ملزم کردن بود....و نوشته اینجا در نامه عمل هست ظاهرا نه به این معنا که برای ملزم کردن در امور مهم مینوشته اند...سعی کرده اند لفظ *(سجین)*را توضیح عربی بدهند که سحین یک زندان و سجن ای هست که لا یمکن الفرار منه و در بعضی از روایات هست که طبقه آخر جهنم که از همه بد تر هست سجین هست...هم روایت ما داریم و هم عامه ...و از اون طرف بالاترین بهشت هم علیین باشد....ولی عده ای احتمال داده اند که جسن از سجیل باشد و سجیل به معنا سنگ گل فارسی هست و البته احتمال تعریب در خود سجین هم خیلی زیاد است و اینها سعی کرده اند که هر لفظ مستعمل عربی را به معانی عربی برگردانند...احتمال دارد سنگین یا سنگ گل یا ... باشد...چون در لغت فارسی به خلاف عربی معانی مختلف را با پسوند و پیشوند اضافه میکنند نه با هیئات...سنگین...ین برای توصیف است...مثل زرین و سیمین و ... که ین آخرشان اضافه شده است...سنگین یعنی مثل سنگ.

در هر صورت شاید مراد یک شنگ قوی که قابل تکان دادن نیست...شاید این طور باشد...سنگ و خاک درجات دارند... این اگر ریشه اش این باشد باید هم چین چیزی باشد...

اون وقت این کهاین کتاب در سجیل هست یعنی این اعمال آدم یک جایی قرار گرفته است مثلا که قابل تکان دادن نیست.... هیج نمیشود اون را جا به جا کرد...

راجع به کلمه تطفیف هم به نظرم اصل عربی برای مطفف نداریم...به نظرم یک اصل ثمودی یا ...داشته باشد...و لذا اگر دقت بکنید در عده ای از کتب لغت راجع به اشتقاق این کلمه خیلی به جستجو افتاده اند...

لکن اگر هم اون نقل داخل مدینه شدن حضرت را قبول بکنیم باز هم تعابیر تعابیر مکه هست چه به لحاظ مفردات و چه بکوتاه و بلندی و تعبیرات چیه مدل چه از حیث قانونی بودن و شاید سر عدم بیان جزاء برایش همین است....مثلا د مطفف نداریم....به نظرم آیه طبق شواه اگر در ابتدای مدینه هم باشد با مکه میسازد و البته ابن عباس داردکه مدنی است طبق یک نقل و خود ابن عباس حرفش ارزش علمی در این بحث ندارد زیرا اون زمان تازه شاید 1 سالش بوده باشد...

در تفسیر قرطبی دارد که آیا تطفیف اختصاص به کیل دارد یا نه...و به نظرم واضح است که اوسع هست و عد و وزن را هم شامل میشود....بلکه بعید نیست که نحو مشاهده را هم شامل شود...مثلا تخمین میزند که 40 کیلو هست ولی واقعیت را نمیوید و میوید 50 کیلوا تخمین...بلکه بعضی گفته اند تطفیف در همه چیز میآید...در کیل و وزن و وضوء و صلاة و حدیث....مثلا در بعضی روایات دارد که کسی که از نمازش کم میکند سارق هست....پس یک مفهوم ابتدائی عرف یکه احتمال دارد چون در مدینه فقط پیمانه بوده است  فقط در پیمانه یاد میکرده اند....یک مفهوم عرفی عام...کم کردن هر چیزی....یک تطفیف قانونی هم داریم که قانون خاص که فقط در معاملات هست و به هر واحدی که میخواهد باشد باشد...دلیل خاصی بر مکیل با موزون تنها نداریم.

ارسال سوال