فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 90-1389 » خارج فقه 90-1389 (60)

دروس خارج فقه کتاب مکاسب سال 90-1389 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

احتمال دارد کتاب فقه  الرضا سلام الله علیه مال شلمغانی نباشد و قدیم تر از ایشان باشد و او آمده یک تغییراتی داده است...بحثش در محلش مفصل است...یکی از مزایای این کتاب که بسیار در این جهت مثمر ثمر است...در مسأله ای که جندین روایت داریم... میبینیم فقه الرضا سلام الله علیه متنی را آورده است که انتخاب شده است. مصادر کار خودش واضح است... در این گروه مختلف و روایاتی که داریم فقه الرضا سلام الله علیه موجزا متنی را آورهاست که فقط در تحف العقول هست  احتمال اینکه زمانا تحف بر فقه الرضا سلام الله علیه مقدم باشد واضح نیست برای ما ...احتمالا روایت تحف در متنی بوده است که اون متن به ما نرسیده است.متن تحف به این متن مفصل در هیچ روایتی در ما نیست و به لحاظ نکات فنی علمی....که در شریعت هست بسیار روایت فنی ای است.25 تا مصارف و هزینه و 4 تا در آمد...

به لحاظ حدیثی حدیث تحف شاهد حدیثی ندارد جز دو قسمت مختصر در دعائم و فقه الرضا سلام الله علیه. بله به عنوان فتوا بعض از چیزهایی که منحصرا در تحف هست در مقنعه و نهایه هست.

شواهد ما دلالت میکند که ابن شعبه ظاهرا در بغداد بوده است و از مشایخ بغداد =حدیث شنیده است و مسلما زندگی ایشان در بغداد نبوده است و در حلب مین بوده است یا طبق ادعای نصیریها یا مان علوی های سوریه...ایاشن را جزو خودشان میداننند. آنها که از غلة هستند ولی در کتاب موجود آثار غلو نیست. ولی به هرحال عمرش را یحتمل در بین آنها بوده اند و شاید هم رفته اند در بین آنها برای ارشادشان...

وی در بغداد یا قم ایشان ارتابطی ندارند... و من توضیحا عرض کردم که اگر راست باشد ایاشن در رتبه استاد مرحوم مفید باشند که خیلی ثابت نیست...ایشان از اعلام قرن 4 خواهند بود ... ولی ما در هیچ کتابی از ایشان و نه روایات اسمی از ایاشن نداریم...نه نجاشی و نه شیخ و نه ابن شهر آشوب و نه منتجب الدین...البته منتجب الدین مشایخ بعد شیخ طوسی رحمه الله است... نه ابن داود و نه علامه...تا قرن دوم .. ما تا قرن ده نه اسمی از مؤلِّف داریم و نه از مؤلَّف...در قرن دهم یکی از علمای بحرین کتابی در اخلاق نوشته اند و در آنجا دارند که یعجبنی عن .... حدیثا فی کتاب تحف العقول... این اولین کسی است که اسم نحف را برده اند. قبل از این اسم مؤلف و مؤلف اصلا در آثار ما نیست...بعد از این کتاب شهرت پیدا میکند .مخصوصا در دو کاب وسائل و بحار احادیثش تخریج شده است و انصافا با ماحظه به تاب مرد ملایی است و مطلع به اصطلاحات حدیثی است و متون ... اختیار بسیار زیبا با اینکه 6 قرن کتاب استنساخ نشده است..قاعدة باید  خیلی تشویش داشته باشد ولی نسبت به این نکات... تشویشش و اضطرابش بسیار بسیار کم است. البه ایاشن نوشته اند که اسلوب بنده بدیع است... چیزی در نقاء احادیث....به نظر ما مقداری پایین تر از مرحوم کلینی و یک مقدار بالاتر از مرحوم صدوق هستند!! ولو مؤلف را نمیشناسیم ولی...

به نظر ما سر اشتهار ناگهانی تاب در این درجه همین هست در حقیقت و .الا کتب دیگری هم بعدها بود مثل الهدایة الکبری و ... ولی این کتابها شهرت تحف را پیدا نکردند. ...کار کشته های روایات با دیدن کتاب با اینکه میدانستند که نام مؤلف و کتاب نیست روی این کا اعتماد کردند.

مهمترین مصدر اطلاع ما بر شرح این احوال آقا و کتابش خود کتاب است...ولی انصااف این مجموعه مال هر کسی باشد...بسیار مرد مطلعی بوده است...مقدمه بسیار ادیبانهو عبارات سنگینی دارد. مرحوم صدوق تکلم عادی است عباراتشان ولی اینجا مقدمه ادیبانه است و و کتاب کافی از فقیه مقدمه اش ادیبانه تر است ولی این مقدمه از کافی هم ادیبانه تر است...به لحاظ قدرت ادبی بر کلینی رحمه الله هم میچربد چه برسد به شیخ و صدوق که تقریبا مثل هم هستند.

مؤلف را هم احتمالا اسمش را پشت کتاب دیده اند. به نظرم ذهنیتشان در نام مؤلف هم خود کتاب بوده است...مثلا پشت کتاب نوشته است.

اما این کتاب روایاتی منفرد دارد. بعضی اش در متون ما موجود است ولی قسمتهای مبهم هم دارد و یکی همین حدیث معائش العباد است که بسیار حدیث لطیفی است.این تقسیم بندی ها الآن هم در دنیای اقتصاد هست.التبه این اشکال مرحوم اصتاد که تقسیمات ایاشن خیلی دقیق نیست به حسب ظاهر وارد است...بعضی از اقسام صناعات در زمان ما به خدمات میخورد و . بعضی به بخش کارگزی و تولید میخورد...به هر حال به لحاظ مجموع خیلی کتاب ارزش علمی دارد. یک بخش مکاسب و غیر مکاسبش در فقه الرضا سلام الله علیه هست و یک چند سطری در دعائم هست...در روایات یک روایت از کتبا محاسن هست ... و اون روایت را هم صاحب وسائل هم سائرین در اصل تصویر آورده اند که عرض شد ابهام دارد.

شماره 17 از باب 3 از احکام مسکان.

ولی احکام و فروعی که ایشان آورده اند...محمد بن مسلم...باب 45 از ابواب لباس مصلی...

یک نکته جالب این است که ایشان از روایات محمد بن مسلم هیچ چیزی را نقل نکرده اند که جالب توجه است.

عرض کنم که سابقا عرض کرده ام که مطلبی هست که اثباتش خالی از اشکال نیتس که مرحوم محمد بن مسلم 400 مسألة فی الحلال و الحرام دارد و ظاهرا مسائل متفرقه بوده اند و ظاهرا از زمان ائمة متأخر ما سلام الله علیهم اجمعین آمدند اصحاب کتابهایی شبیه توضیح المسائل زمان ما نوشتند....این ها روایاتش را جمع کردند. اصطلاح کتاب یوم و لیلة احتمال قوی دارد که مراد این باشد...

این اگر این منظم بود عادة به آن کتاب این طور میگفتند... ظاهرا اون هم یک مدل توضیح المسائل باشد...

این کتاب به احتمال بسیار قوی ....این مطلب را در نوشته های اصحاب ندیده ام..مرحوم عبیدالله بن علی حلبی ظاهرا همین مسائل را از آقا امام صادق سلام الله علیه پرسیده  اند...محمد بن مسلم بیشتر حدیث نقل کرده اند تا آقا امام صادق سلام الله علیه... زیرا ایاشن جدای حج و مشرف شدن در آن ایام یک جند سالی هم ظاهرا ایشان در زما« اقا امام باقر سلام الله علیه در مدینه بوده اند...ساکن آنجا...

در این مدت از امام سلام الله علیه استفاده علمی میکننند.

در بزرگان 4 نفر که زراره و ابوبصیر و برید و محمد بن مسلم ....محمد بن سلم پیش عامه بیش از بقیه عنوان دارد حتی از زراره...یحیی بن معین هم که خیلی ضد شیعه است ایشان را توثیق کرده اند...

در کتب عامه در کتابی دیدم که نوشته بودند از کسی که رأیت سفیان بن سعید ثوری که از ائمة شأن آنها هست..، سفیان یکتب بین یدی محمد بن مسلم...اینها دلالت بر عظمت ایاشن حتی در بین عامه میکند.

ایشان به احتمال بسیار قوی...حلبی به صورت سؤال از آقا امام صادق سلام الله علیه پرسیده است.. اس این کتاب هم ظاهرا مسائل بوده است... این مطالب در کتب ما نیست... یعنی در نجاشی و شیخ نیست... در مورد عبیدالله بن علی حلبی دارند له کتاب که کتاب الحلبی مشهور کتاب عبیدالله است و بزرگ هم بوده اس تولی کتاب مسائل به ایشان نسبت نداده اند و الآن که مراجعه میکنیم عده ای از روایات حلبی بعینه سؤالات محمد بن مسلم است که زیاد نیست دست ما.

کتابی هست به اسم ایضاح که تازه چاپ شده است و یک نسخه دست یک مستشرق آلمانی بوده است و مال صاحب دعائم است و بسیار ارزشمند است. ایشان در کتاب ایضاح اسم المسائل للحلبی را میبرند. طریق ما به این نکته کتاب الایضاح قاضی نعمان مصری است و الا بزرگان ما اسم نبرده اند ولی فکر میکنم در معالم العلماء شهر آشوب اسمش رفته است...

من مطابقه کردم...خیلی جاها در الایضاح اسامی افراد و کتب را میبرد که در نجاشی و شیخ اسم شخص نیست ولی بعد دیه ایم در معالم العلماء... اسم اون کتاب هست ...همان شخ صو همان مؤلف....

احتمالا مرحوم ابن شهر آشوب کتاب ایضاح دستش بوده است... ولی کتاب ایاضح تازه چاپ شده است که یک نسخه واحده است یک مستشرق آلمانی آن را داشته است و پاپش کرده اند و فتوکپی نسخه در آستان قدس است... حالا به این چه طور میشود اعتماد کرد...به نحو وجاده به این کیفیتی که عرض کردم...بسیار فوق العادة است...برای فهم کیفیت انتقال تراث به مصر...

ظاهرا کتاب مسائل عبیدالله حلبی این طور است که400 سؤال بوده است که ظاهرا عرض همان کتاب به آقا امام صادق سلام الله علیه بوده است...

در ضمن کتابی داریم که کتاب مسائل علی بن جعفر... که کتاب مشهوری است و عرض شد که نسخ متعدد دارد که این کتاب یک خصلتی دارد که نسخه های اصلی اش دو جور است.

یکی اش این طور است...لی بن جعفر از فرزندان کوچک آقا امام صادق سلام الله علیه است..در زمان شهادت آقا امام صادق سلام الله علیه سنشان کم بود.

ایاشن میگویند ابوالحسن علی بن جعفر عریضی...یک روستایی نزدیک مدینه بوده است که میویند قبرش را احیاء کرده اند... این روستا ایشان ساکنش بود و لذا بهشان عریضی میگفد و بعد این تبار سادات معروف به سادات عُرَیضِی شد...نوه ایاشن آمد ساکن قم شد و نسخه جدش را نقل کرد...قمی ها به این  نسخه اعتماد نکرده اند و این نسخه در کافی نیست... صدقو هم نقل نکرده اند.... تا جایی که میدانیم مهمترین نقل مرحوم حمیری هست.این عبدالله بن الحسن است که قم آمده است. تاریخ قم بسیار کتاب نفیسی است که تقریبا نصف کتاب به ما رسیده است و فصل 16 اش در علمای قم است و اگر این پیدا شود خیلی خوب است و این کتاب در قرن 4 نوشته شده است و بسیار نافع است...

اگر فصل 16 اش پیدا شود... در ضمن کتاب میویند که در فصل 16 میگوییم...خدا کند پیدا شود...

معلومات ما از عبدالله بن الحسن خیلی کم است...دو نسخه از این کتاب موجود بوده است.

یکی نسخه علی بن جعفر عن اخیه موسی قال سألت ابی...مضمون این نسخه این است که این روایات را آقا امام موسی کاظم سلام الله علیه از آقا امام صادق سلام الله علیه شنیده اند....ولی نسخه دیگر عن علی بن جعفر عن اخیه قال سألت اخی...اون نسخه ای هست در کتاب علی بن جعفر که احتمالا در اختیار زیدی ها بوده است و قطعا در اختیار صاحب دعائ اسماعیلی بوده است.نخسه دعائم سألت ابی است.او خودش اسماعیلی است و لذا آقا امام موسی کاظم سلام الله علیه را قبول ندارد.

خیال نکنید اشتباه است. دو نسخه از این کتاب است. در نسخه سألت ابی.... به حیث عدد حدود 400 تایی هست.شبیه 400 مسأۀه محمد بن مسلم...ولی در نسخه بین علمای ما... نسخه علمای ما یکی مین نسخه عبدالله بن الحسن است...در تمام نسخ ما سألت اخی است...پس یک نسخه ابی است و بقیه اخی....

ببینید در همین کتاب الصلاة در ابواب لباس المصلی...یک دیثش این طور است.برقی در محاسن از موسی بن القاسم عن علی بن جعفر عن ابیه...حذف شده است. عن اخیه موسی عن ابیه... این از اون نسخه هایی است که عن ابیه میگفته اند...

بعد فرع دیگر.... در کتاب قرب الاسناد عن علی بن جعفر عن اخیه... 16...17 ...18 ...19 ...20...21...22...23...فروع پشت سر هم است... تفریعات صلاة را در حدیث محمد بن مسلم از عجائب کار این است که مقدار زیادی از این فروع در کتابعلی بن جعفر هم آمده است ولی روشن شد که در سندی از آن عن ابیه دارد و این کگیر دارد و در بقیه عن اخیه است.

بنده احتمال داده ام که کتاب محمد بن مسلم بعد توسط حلبی بر آقا امام صادق سلام الله علیه عرضه شده است و بعد توسط علی بن جعفر رحمه الله از برادرشان آقا امام موسی کاظم سلام الله علیه سؤال شده است...

یکی از عجائب کار این است ه ما از حلبی در این فروع صالا روایت نداریم. کل فروع مسألة تصویر از حلبی نداریم. یک دانه حدیث داریم از حلبی که در این صفحه هست... کلا یک دانه هست... همین باب 32 مکان مصلی ص 461 حدیث دوم که مرحوم شیخ طوسی منفردا نقل میکنند از طریق حسین بن سعید عن فضالة که اهل کوفه بوده اند عن حسین بن عثمان... صاحب کتاب است عن عبدالله بن مسکن عن الحلبی...ثال قال ابو عبدالله ربما قمت فاصلی و بین یدی وسادة و فیها تماثیل الطیر فجعلت علیها ثوبا...

این هم بیان فعل امام سلام الله علیه است نه قول امام سلام الله علیه.

البته مشهرو بین عده ای از علمای رجال... که خیلی قوبل نداریم ولی بد نیست....اگر روایت عن ابن مسکان عم الحلبی بود مراد محمد حلبی است... بعد اگر حماد از حلبی بود مراد عبیدالله است و اونی که روایات محمد بن سملم را دارد عبیدالله است. اگر این باشد ما یک روایت  واحده هم از حلبی نداریم و حال اینکه در اکثر ابوبا فقه از حلبی روایت داریم...مخصوصا با وحود این مقدار روایات از محمد بن مسلم....

ارسال سوال