فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 90-1389 » خارج فقه 90-1389 (57)

دروس خارج فقه کتاب مکاسب سال 90-1389 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

بعد بحث تشبیب مرحوم شیخ انصاری متعرض تصویر شدند و ما ان شاء الله بعدش متعرض تغییر خلق الله میشویم...

این بحث مرحله مهمی بوده است و در اون زمان جا افتاده بوده است. ثلا در چین نقاشی و صورتگران چینی همیشه ضرب المثل بوده اند در یونان مسأله مجسمه سازی و پیر تراشی جزو فنون بدیعه بوده است.

در دنیای حجاز از این صناعات نه تصویر محل ابتلاء بوده است و نه مجسمه سازی.

قبل از ورود به بحث حواستان باشد. در دو جامعه مکه و مدینه نه تصویر و نقش بندی و...مگر پارچه ای را از جایی میآوردند که رویش عکس شیری یا ... بود و الا جزو صنائع مردم عرب نبوده است و حتی چند بت معروف آنها که مجموعا در کعبه بوده است...اینها را از خارج آورده بودند... مثلا حبل که بزرگترین بت و رمز بزرگشان بود...بتی بود که در یونان تراشیده بودند و خیلی قیمتی بود... و بزرگترین نه به لحاظ هیکل و قد و قامت و ارزش هنری و مثلا چشمانش از یاقوت بود.... و در کتابی هست به اسم الاصنام ال کلبی که در آن به نظرم هست و از کتابهای دیگر که از آنجا نقل کرده بودند دیدم که در بحث اصنام... گاه گاه نوشته اند ...بحث اصنام در میان عرب اگر دیده باشدی... گاه گهی نوشته اند که چون صنم را به عنوان رمز تلقی میکردد...نوشته اند که بعضی کی سنگ پیدا میکردند که خیلی عجیب و غریب بود و میآوردند و جلویش سجده میکردند....

خیلی اهل سنگتراشی یا مجسمه یا هنرهایی از این قبیل نبودند..مثلا کعبه را که بسازند سنگهای خیلی مرتبی و زیبایی به کار بررند...در هر دو تصویر نقش اساسی نداشت... و این مسأله ای که امروز به اسم عروسک داریم...این بوده است و در یک حدی بوده است که 4 تا پارچه را یک جوری به هم وصل میکردند... و این عروسکهای خانگی.... میدوختند...این را عائشه دارد که من یکی از اینها داشتم و باهاش بازی میکردم و پیغمبر چیزی نمیگفت و لذا عه ای از عامه این مدل مجسمه را که عروسک است را که بچه ها بازی میکردند...ابن حزم میگوید که خرید و فروش و درست کردن این مدل عروسک ها برای خصوص دختر جایز است.... بقیه جایز نیست....

این عروسکها برای خصوصو دختر جایز است... و این را از روایت عائشه گرفته است..کنت العب بالبنات....بنات در اینجاعروسکهایی است که شکل دختر بوده است... نه اینکه معنایش این باشد که با دخترها .... و بعدشتعبیر میکند که وکانت لی صواحب....که دوست و رفیق هایی داشتم که با آنها بازی میکردم....در عرب هر دو نقش مهمی نداشته اند...

و آشنایی با این دو بیشتر از طریق تمثال ها و تراشه ها و پیرها و صنم هایی بوده است که اهم آنها حبل بود که از رم یا یونان بود...در مفصل در تاریخ عرب قبل الالسلام شرح حال اینها را نوشته است...که از قضاء این را از دریا آورده اند و نزدیک همین جده که جده تا مکه حدود 70 کیلومتر است... از کشتی که پیاده میکنند دست حبل شکسته میشود و خیلی بلند بوده است...9 متری 12 متری... بوده است...مجسمه های پر ارزش که بیشتر جنبه عبادت داشته است بیشتر در رم بودهاست و از آنجا بیشتر در هند مطرح بوده است...که بعدها یکی از این مجسمه های بسیار بزرگ که 30-40 متری شاید برگتر هم بوده است که سومنات بهش میگفتند که سلطان محمود غزنوی که به قول خودشان سلطان قاضی که خیلی هم سنی متعصبی بوده است... سنی حنفی متصعصب...وقتی هند را فتح کرد خیلی او را تیکه تیکه کردندو هندی ها خیلی مقاومت کردند ولی کشتار زیادی شد و تیکه تیکه هم شد.... و طلا و جواهرات سومنات را از چند تا کشور بیشتر بود و خیلی میارزید و .... و فوق العاده بود...مثل او را در تاریخ اسلام شاید نیدیه ایم که بتی به اون عظمت و بزرگی... در مکه 360 بت بودند که اعظمشان بت حبل بود  که بعضی پرنده یا ... بودند و منات و لات و عزی و حبل که در قرآن هم هست اینها طراز اول بودند و رئیس کل حبل بود...

غیر از این جهت...عرب که اینها را انجام دهد ...نه...البته مراد ما از عرب مکه و مدینه است...

اون قوت مقداری از نقشهای برجسته بیشتر در همین ایوان کسری...در پایتخت ساسانی ها در ایران بود و اصولا خیلی کم از مسلمانان مکه و مدینه به سمت ایران آمده بودند...اصولا محل رفتن آنها یکی حجاز و یمن و شام بیشتر میرفتند... و از راه شام به خاطر سیطره روم و اهی ایران البته بود...ولی با  فرهنگ روم آنشا شدند نه ایران و نه هند...

چین هم تقریبا ...میخواستند مطلب نشدنی مثال بزنند به چین مثال میزدند...اطلب العلم و لو بالسین...

یکی یونان و روم و چین به لحاظ نقشهای زیبا ممتاز بودند..شهرهای دیگر بودند که میبافتند...مثلا برد یمنی که میآوردند غالبا نقشهایش خطوط مستقیم بود..مربع مربع و...بله گاهی در آنها شکل پرنده یا ...بود...

لذا مسأله تصویر و تمثیل که بعدا بحث خواهیم کرد که آیا اینها یکی است یا تصیر خصوص نقاشی و تمثیل مجسمه سازی باشد... به قول مرحوم جامع المقاصد شیئی باشد که اگر نور بهش بخورد سایه بندازد...ایشان مجسمه را این طور تعریف میکند...الآن برای ما خیلی واضح است و در عربی گاهی ابهام داشته است...بعدا ان شاء الله....

بحث تصور یک بحث قآنی داریم و یک بحث در سنن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و یک بحث در روایات و یک بحث فتاوا و بعد هم انتقال به عهد فتوا...

نسبت به تماثیل در قرآن یک آیه داریم که جن برای حضرت سلیمان علی نبینا و آله و علیه تماثیل درست میکرده اند و جن که در خدمت حضرت بودند هم محاریب و هم دیگهای  بزرگی ه معروف بود که 200 نفری مثلا میتوانند در داخل آن بروند...دیگهایی که از سنگ میتراشیدند و ... و جِفان جمع جَفنه دیگهای بزرگ....

این آیه مبارکه ظاهرش ترخیص است ... که ایشان با اینکه نبی الهی است ولی مع ذلک دستور داده بودند که تثمال بسازند...ولی هم در روایات ما و هم عامه آمده  است که مراد از تماثیل شکل آدم نیست و شجر و شبهه بوده است.... من الآن نمیدانم ولی به نظرم در بعضی از تواریخ در مسأله شام و روم.... شکلها  مجسمه های بلند آدم وجود دشاته است...شاید اینها مال حضرت سلمیان علی نبینا و آله و علیه السلام نبوده است ولی مسلم هست که در هند تماثیل بودا و ... حدود 50 متر بود و طالبان در افغانستان از بین بردند... 50 متر یعنی خیلی بلند...در هند مجسمه های مختلفی متوفر است...

یکی هم یک آیه دیگر....

آیه اول قوله تعالی: *(يَعْمَلُونَ لَهُ ما يَشاءُ مِنْ مَحاريبَ وَ تَماثيلَ وَ جِفانٍ كَالْجَوابِ وَ قُدُورٍ راسِياتٍ اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَ قَليلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ (13))*

وآیه دوم قوله تعالی: *(إِذْ قالَ لِأَبيهِ وَ قَوْمِهِ ما هذِهِ التَّماثيلُ الَّتي‏ أَنْتُمْ لَها عاكِفُونَ (52))*

اینجا مراد از تمثال بت است...راجع به سیره پیغمبر ارکم صلی الله علیه و آله و سمل مقداری سنن قولی هست و مقداری سیره عملی...الآن بحثی که مطرح میکنیم خلاف قاعدة همیشگی ...اول از روایات اهل بیت سلام الله علیهم اجمعین شروع میکنیم و بعد برمیردیم به فتاوا و بحث قرآنی و سنن فعلی و قولی...

راجع به تصویر بحثهایی که سابق بود...بحثهای معدودی بود..یا مجسم هست یا نیست و یا ذی روح است یا نیست...میشود 4 تا...

به لحاظ حکم هم این طور میگفتند...ساختن..ایجاد آن...دوم خرید و فروش....سوم نگه داری...4 نماز خواندن در مقابلش...نماز خواندن با لباس که رویش تصویر است...نماز خواندن در مقابل عکس....وجود صورت در خانه....این هم مباحث متعددش بود.

پس در بحث تصویر زوایای مختلفی داریم..

در زمان ما هم تصویر با دور بین فیلمبرداری...عکاسی...مسأله فیماهای کارتونی... البته این مسأله هم در قدیم بود که احتمال دارد که تأثیر گذاشته است ...چون نقشی که روی شیء زده میشد گاهی برجسته هم بود...البته سایه نداشت ولی برجسته بود... مثلا روی دیوار چوب که میکندند...عکس شیر را برجسته درست میکردند...در قدیم سه نحو مطرح بود...نقش...نقش برجسته...مجسمه ...سه مدل.

من حیث المجموع هم دو رأی متضاد هست.

یک رأی که جمیع اقسامش را باطل میداند حتی فیلم برداری و عکاسی ... که همین در زمان ما بیشر طالبان.... و عده از از وهابی ها...بن باز فقیهمعروفشان که چند سالی است مرده...اون هم عکس نمیگذاشت...چون تصویر را جایز نمیدانست...

و طرف مقابل... ظواهر بعض از بعارات که تمام اقسامش را جایز نمیدانند و ما بینها اقوال و خصوصیات...

برای روشن شدن بحث ...ابتداء متعرض روایات خودمان مقداری بشویم....

مرحوم صاحب وسائل ...ایشان تقریب کتاب را بیشتر طبق شرائع دارند...بیشتر زاویه فقهی احادیث را جمع کرده اند...مثلا در شرائع در بحث لباس خواندن در لباس عکس دار....که ایشان در لباس مصلی مقداری روایات را آورده اند..یا نماز خواند ن در مکانی که تصویر مقابل است..به مناسبت مکان مصلی...یک بحثی هم نگه داری صور که به لحاظ مسکن...مقداری هم به لحاظ اصل تصویر و کشیدن و ایجاد...که باز باب دیگری دارد.

پس صاحب وسائل مجموعه روایات را در چند باب دارند...خوب است کل روایات یک جا جمع شود...خودش را تقسیم کند...

صاحب وسائل این کار را در ابوبا مختلف کرده اند و نتیجة گاهی یک روایت به درد ما میخورد و در بیع نیست....جای دیگری است...

مثلا صاحب وسائل در بخش بیع تعبیر تقدم دارد... مرحوم آقای بروجردی اصلاحشان این بود که تقدم را بیان کردند ولی باز مع ذلک باز باید به ابواب مختلف رجوع کرد. اونی که اعجب است این است که گاهی مرحوم صاحب وسائل یک حدیث واحد را با سند و متن و مصدر واحد گاهی در یک باب و گاهی در باب دیگر هم بعینه آورده است...

بحث شیخ اساش دو بحث است.یکی ساختن و یکی هم نگه داشتن....اینجا اساس در دو بحث است...

قدیم ترین حدیث در بخش های مربوط به مکاسب که نام تصاویر را برده است همین کتاب تحف العقول است که بعد هم اصحاب ما اسم بره اند... یکی هم مرحوم مفید و شیخ طوسی و ....

الآن مصب کلام شیخ ایجاد نقش و مجسمه است...

بخش دوم اقتناء  نگاه داری او...بحث بیع و پوشیدن و ....یکی خود عمل و یکی هم نگه داری....و بحث بیع و اجراره...پول بگیرد در ازاء نقاشی کردن...

چون شیخ تصویر را حرام میدانند، لذا اخذ اجرت را هم حرام میدانند و باطل...

قبل از ورود به روایات...توضیحی عرض کنم...مسأۀه ما ایجاد صورت و نقش است. به زبان فارسی نقاشی کردن و مجسمه سازی....

این معنا که میگوییم در زبان عربی به اصطلاحات مختلفی هست.

مثلا در قرآن کریم با عنوان معنای اسمی آمده است...*(يَعْمَلُونَ لَهُ ما يَشاءُ)*یعنی ایجاد تمثال ...

ولی در بیشتر روایات از همان روش لغت عرب بود... در لغت عرب معمولا با استعانه به هیئات معنا را درست میکنند...و حتی گاهی همان ماده را در ضمن هیئتی میگذارند و برایش معنا درست میکنند مثلا انجد زید...ای دخل فی النجد...اعرق یعنی دخل فی العراق....امسی دخل فی المساء....گاهی اوقات یک معنای اسمی است و گاهی معنای حرفی یعنی هیئت... و بیشترین راهی که برای ایجاد این معنا هست...بردنش به باب تفعیل است....من صوّر صورة....پس عادة مراد از صوّر ایجاد است نه نگه داری.....

ولی ما الآن صنائع و هنر میگوییم و میشود معنای اسمی....و در تحف هم همین است ... و صنعة صنوف التصاویر...صنعه در این اصطلاح مراد ساختن است و ان شاء الله عرض خواهم کرد که  بعض معاصرین ساختن و صنعت را در خصوص مجسمه ذی روح حرام میدانند.

اصل این ...اصل این تقسیم به احتمال بسیار قوی اولین بار از کتاب تحف است....و صنعة صنوف التصاویر ما لم یکن مثل الروحانی....انصافا این کتاب خیلی لطیف است....اگر بگوییم مراد از مثال یعنی مجسمه و روحانی یعنی جاندار...این فتوای عده ای از معاصرین ما هم هست....

این تعبیر صاحب کتاب تحف العقول خیلی زیبا است...شاید ما لم یکن هم تکن باشد...

پس یکی یکی در روایات که میآید عرض خواهم کرد که این تعابیر در کجا است...ایجاد است یا نگه داری...

مشکل جایی است که هیچ یک از مفردات نباشد...مشکل جایی است که مثلا سألت اباعبدالله سلام الله علیه عن التماثیل... نه اسمی دارد و نه معنای حرفی....هیئت هم ندارد...باب تفعیل....

عرض کرده ایم در زبان عرب برای درست کردن معانی راههای مختلفی دارد...یکی باب تفعیل و بابا افعال مثل ارعق و انجد زید و یکی باب مفاعله...سافر ای تلبس بالسفر....لذا عرض کردیم که شواهد نشان میدهد که سفر معنای حدثی ندارد...اسم است....برای ارتحال انسان و لذا سفر به معنای سفر رفتن استعمال نشده است...یک چیز شاذی گفته اند که اون هم معلوم نیست درست باشد...

اما اگر میخواسته بگوید سفر رفت میگفته است سافر....ب رای تلبس او به سفر...

و اما روایات ما و تحلیل آنها...طبق قاعدة مرحوم صاحب وسائل مقداری بلکه بیشترینش را در بحث لباس مصلی و در مکان مصلی و در بحث احکام مساکن...در چاپ قدیم در جلد سوم است...اونی که راجع به تفسیر و اقتناء و ... است در جلد 12 قدیم در ابواب ما یکتسب است...

از باب 94 ما یکتسب ....روایات در این جهت اصولا به اصطلاح چند روایت است.بنده با دسته بندی میخوانم...

عرض کنم که عده ای هم هستند که در باب های حدیثی معتقدند احادیث یک نفر را پشت سر هم بیاوریم...یک بحثی هست که چه طور اینها را چینش دهیم...

یک بحثی هست که مثلا به لحاظ زمان ائمة سلام الله علیهم اجمعین و یک چینش موضوعی مثلا از حیث حکم که وجوب و استحباب ...اینها را از این حیث بیاوریم...جامع احادیث الشیعة موضوعی است و از آقای ابطحی شنیدم که آقای بروجردی این طور میفرمودند...

صاحب وسائل الاصح فالاصح میآوردند....

یک راه دیگر هم مقایسه روایات افراد با هم..البته قدیم ترین شخصی که ما من حیث المجموع روایت داریم در مصادر خودمان....قدیمترینشان روایت از آقا امیرالمؤمنین سلام الله علیه...یک روایت هم از آقا امام سجاد سلام الله علیه داریم که جای خودش...

یک روایت دیگری هم که داریم...روایاتی است که محمد بن مسلم نقل کرده است و مقداری اش از اقا امام باقر سلام الله علیه هست و مقداری از آقا امام صادق سلام الله علیه و این احتمال که عرض باشد هست...این احتمال هم هست که مثلا سؤال دیگری بوده است....

برای روشن شدن امر محمد بن مسلم میگویم که کل روایات محمد بن مسلم را سندا و متنا یک جا میخوانیم که برای شما در حدیث شناسی و... کاملا روشن شود.

در کتا بتجاره ایاشن در باب تجازه یک دانه روایت از محمد بن مسلم آورده اند...حدیث 3.

22571- 3- «5» وَ عَنْ أَبِيهِ(این بر میگردد به برقی... یعنی مرحوم احمد برقی عن ابیه....روایت اول را که نگاه کنید معلوم میمشود... بعد از روایت اول که از مرحوم کلینی است ...دارد احمد بن ابی عبدالله رقی...تا اسم برد و نگفت و رواه....یعین احادیث بعدی عطف بر احمد است...بله در محاسن... به نظرم اولی هم درش ابیه باشد...زیرا برقی پسر اجایی که بنده میدانم خیلی رابطه ای با عراق نداشته اند و احتمال دارد عن ابیه باشد...شاید هم رفته باشد...پدر ایاشن میراثهای عراق را به قم آورده اند و پسر هم مقداری را نقل کرده اند...اگر شیخ وسائل بخواهد عطف به مرحوم کلینی کنند... نمیگویند.احمد... بلکه میگوبند و رواه البرقی....) عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى

(خود برقی پدر و پسر از بزرگان هستند ولی در پدر  نوشته اند یروی عن الضعفاء و یعتمد المراسیل...و مقداری حدیث شناسی شان و مبانی شان در حدیث نوعی تساهل به اصطلاح ماست و اگر چه در نظر ایاشن تساهل نبوده است و حجة بینه و بین الله تعالی بوده است و الی ما با دیدگاهمان این را تساهل میدانیم....مرحوم برقی پدر کوفه بوده اند و به قم میراث آورده اند و یکی از میراثها کتاب حریز است و از نسخ بسیار خوب کتاب حریز نسخهابراهیم به هاشم به قم است که ایشان اهل کوفه بوده اند و به قم آورده اند...این نسخه بسیار معروف است ...یک یهم نسخه برقی پدر است...پس این کتاب کتاب حریز است...حماد هم از اجلاء است) عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ

(البته ما روایات در ما نحن فیه که در باب تصویر هست از محمد بن مسلم معظمش بلکه همه اش توسط شاگرد معروف ایشان که علاء بن رزین است نقل شده است...علاء بن رزین قلاء که قلاء یعنی کسی که سرخ میکند...و الآن هم عرب ها میگویند...مغلی یعنی سرخ شده ... لحم مغلی...گوشت سرخ شده... یک وقت آب پز است و یک بار.... در بعضی از لحجه ها یغین را به گاف تبدیل میکنند و در لبنان مثلا فرق میکند...

کان یغلی السویق شغل ایاشن بوده است...سویق همین حلوایی هست که مخصوصا عراقی هایک مدل خاصی درست میکنند که روعن را میگریند و آرد را در آن سرخ میکنند...حلوا اصطلاح ماست.

خود علاء بن رزین دکان حلوا سازی داشته است و یکی از شاگردهای محمد بن مسلم هست که به تعبیر بعضی تفقه علی ید محمد بن مسلم هست...البته خیلی فرق میکند که  یک حدیث را شاگرد این طوری مرحوم محمد بن مسلم نقل کرده باشد یا دیگری...مثلا حریز از محمد بن مسلم دارد... البته جزو افرادی است که زیاد نقل کرده است از محمد بن مسلمولی چهره معروفی که تفقه علی ید محمد بن مسلم علاء است....این زاویه بحث که نسبت حریز با محمد بن مسلم را نگاه کنید این را ما زاویه بحث رجالی مگوییم.

زاویه بحث فهرستی چیست...ما از حریز کاب الزکاة و کتاب الصلاة میشناسیم...کتاب الحجج...ولی آیا ایشان کتابی در مکاسب هم داشته اند؟ مثلا این سؤآل اینجا....به چه مناسبتی...سؤال از چه حیثیتی است...

ممکن است که به لحاظ داشتن کتاب الصلاة...اینی که اینجا هست آیا از حیث جلوی نماز بودن؟ یا ... ممکن است بگوییم این سؤال اینجا راجع به نماز بوده است... و لو سؤال مطلق است...گ

البته نجاشی و شخی کتابی به اسم النوادر به مرحوم حریز نسبت داده اند و این احتمال را داده ایم که شاید این احادیث از آن کتاب باشد...

صاحب وسائل در این باب در باب ایجاد صورت آورده اند ..باب تحریم عمل ... ) قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ تَمَاثِيلِ الشَّجَرِ وَ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ فَقَالَ لَا بَأْسَ مَا لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مِنَ الْحَيَوَانِ.

این روایت را صاحب وسائل در جلد سه چاپ قدیم در ابواب احکام المساکن باب 3 و 4 ایاشن در تصویر است... در باب سه...عنوان ایشان این است...باب عدم جواز نقش البیوت بالتماثیل و الصور ذوات الارواح خاصة و کراهة غیرها و عدم جواز اللعب بها.

این را در شماره 17 این باب داریم...البته در روایت باز هم کلمه بیوت نیست.اصلا کلمه ساختن هم نیست و لذا اصولا نمیدانیم سؤال دقیقا چه بوده است...مثلا بگوییم که از کتاب الصلاة حریز بوده است پس راجع به صلاة بوده است...

البته صاحب وسائل ابواب مکان المصلی هم دارند...بد مساجد را هم اضافه کردند و بعدش احکام المساکن را به همین مناسبت کلا اینجا آورده اند...چون جای معینی ندارد اینجا آورده اند....

پس معلوم شد این حدیث محمد بن مسلم با این متن و با این سند و نسخه از منفردات مرحوم محاسن است...مرحوم برقی است...با اینکه این حدیث در قم بوده است نه مرحوم کلینی این حدیث را دارند و نه مرحوم صدوق و نه مرحوم شیخ طوسی و علت عدم نقل را نمیدانم...یا متن مبهم  بوده است یا ثلا اینها تصور میکرده اند بحث راجع به نماز است و بقیه روایات نماز را آورده اند.

ای حدیث یک حدیث اصلی است که علماء در تحریم تصویر که اگر روحانی باشد همین است که گفته اند سندش هم صحیح است.ولی ما باشیم و ... غیر از انفراد مشکل دیگر این روایت عدم وضوح متن هست. مخصوصا که بنای اصحاب ر این است که اقتنای آن جایز است... مراد روایت نمیدانیم اجیاد است...اقتناء است...خرید و فروش است... نماز است... شاید سر اعراض اصحاب همین باشد... یک ابهام سؤال و جواب و دوم اینکه شادی در کتاب حریز در صلاة بوده است و لذا در اینجا نیاورده اند...چون خود محمد بن مسلم چند جدیث در نماز دارد...

و اما روایات ما و تحلیل آنها...طبق قاعدة مرحوم صاحب وسائل مقداری بلکه بیشترینش را در بحث لباس مصلی و در مکان مصلی و در بحث احکام مساکن...در چاپ قدیم در جلد سوم است...اونی که راجع به تفسیر و اقتناء و ... است در جلد 12 قدیم در ابواب ما یکتسب است...

از باب 94 ما یکتسب ....روایات در این جهت اصولا به اصطلاح چند روایت است.بنده با دسته بندی میخوانم...

عرض کنم که عده ای هم هستند که در باب های حدیثی معتقدند احادیث یک نفر را پشت سر هم بیاوریم...یک بحثی هست که چه طور اینها را چینش دهیم...

یک بحثی هست که مثلا به لحاظ زمان ائمة سلام الله علیهم اجمعین و یک چینش موضوعی مثلا از حیث حکم که وجوب و استحباب ...اینها را از این حیث بیاوریم...جامع احادیث الشیعة موضوعی است و از آقای ابطحی شنیدم که آقای بروجردی این طور میفرمودند...

صاحب وسائل الاصح فالاصح میآوردند....

یک راه دیگر هم مقایسه روایات افراد با هم..البته قدیم ترین شخصی که ما من حیث المجموع روایت داریم در مصادر خودمان....قدیمترینشان روایت از آقا امیرالمؤمنین سلام الله علیه...یک روایت هم از آقا امام سجاد سلام الله علیه داریم که جای خودش...

یک روایت دیگری هم که داریم...روایاتی است که محمد بن مسلم نقل کرده است و مقداری اش از اقا امام باقر سلام الله علیه هست و مقداری از آقا امام صادق سلام الله علیه و این احتمال که عرض باشد هست...این احتمال هم هست که مثلا سؤال دیگری بوده است....

برای روشن شدن امر محمد بن مسلم میگویم که کل روایات محمد بن مسلم را سندا و متنا یک جا میخوانیم که برای شما در حدیث شناسی و... کاملا روشن شود.

در کتا بتجاره ایاشن در باب تجازه یک دانه روایت از محمد بن مسلم آورده اند...حدیث 3.

22571- 3- «5» وَ عَنْ أَبِيهِ(این بر میگردد به برقی... یعنی مرحوم احمد برقی عن ابیه....روایت اول را که نگاه کنید معلوم میمشود... بعد از روایت اول که از مرحوم کلینی است ...دارد احمد بن ابی عبدالله رقی...تا اسم برد و نگفت و رواه....یعین احادیث بعدی عطف بر احمد است...بله در محاسن... به نظرم اولی هم درش ابیه باشد...زیرا برقی پسر اجایی که بنده میدانم خیلی رابطه ای با عراق نداشته اند و احتمال دارد عن ابیه باشد...شاید هم رفته باشد...پدر ایاشن میراثهای عراق را به قم آورده اند و پسر هم مقداری را نقل کرده اند...اگر شیخ وسائل بخواهد عطف به مرحوم کلینی کنند... نمیگویند.احمد... بلکه میگوبند و رواه البرقی....) عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى

(خود برقی پدر و پسر از بزرگان هستند ولی در پدر  نوشته اند یروی عن الضعفاء و یعتمد المراسیل...و مقداری حدیث شناسی شان و مبانی شان در حدیث نوعی تساهل به اصطلاح ماست و اگر چه در نظر ایاشن تساهل نبوده است و حجة بینه و بین الله تعالی بوده است و الی ما با دیدگاهمان این را تساهل میدانیم....مرحوم برقی پدر کوفه بوده اند و به قم میراث آورده اند و یکی از میراثها کتاب حریز است و از نسخ بسیار خوب کتاب حریز نسخهابراهیم به هاشم به قم است که ایشان اهل کوفه بوده اند و به قم آورده اند...این نسخه بسیار معروف است ...یک یهم نسخه برقی پدر است...پس این کتاب کتاب حریز است...حماد هم از اجلاء است) عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ

(البته ما روایات در ما نحن فیه که در باب تصویر هست از محمد بن مسلم معظمش بلکه همه اش توسط شاگرد معروف ایشان که علاء بن رزین است نقل شده است...علاء بن رزین قلاء که قلاء یعنی کسی که سرخ میکند...و الآن هم عرب ها میگویند...مغلی یعنی سرخ شده ... لحم مغلی...گوشت سرخ شده... یک وقت آب پز است و یک بار.... در بعضی از لحجه ها یغین را به گاف تبدیل میکنند و در لبنان مثلا فرق میکند...

کان یغلی السویق شغل ایاشن بوده است...سویق همین حلوایی هست که مخصوصا عراقی هایک مدل خاصی درست میکنند که روعن را میگریند و آرد را در آن سرخ میکنند...حلوا اصطلاح ماست.

خود علاء بن رزین دکان حلوا سازی داشته است و یکی از شاگردهای محمد بن مسلم هست که به تعبیر بعضی تفقه علی ید محمد بن مسلم هست...البته خیلی فرق میکند که  یک حدیث را شاگرد این طوری مرحوم محمد بن مسلم نقل کرده باشد یا دیگری...مثلا حریز از محمد بن مسلم دارد... البته جزو افرادی است که زیاد نقل کرده است از محمد بن مسلمولی چهره معروفی که تفقه علی ید محمد بن مسلم علاء است....این زاویه بحث که نسبت حریز با محمد بن مسلم را نگاه کنید این را ما زاویه بحث رجالی مگوییم.

زاویه بحث فهرستی چیست...ما از حریز کاب الزکاة و کتاب الصلاة میشناسیم...کتاب الحجج...ولی آیا ایشان کتابی در مکاسب هم داشته اند؟ مثلا این سؤآل اینجا....به چه مناسبتی...سؤال از چه حیثیتی است...

ممکن است که به لحاظ داشتن کتاب الصلاة...اینی که اینجا هست آیا از حیث جلوی نماز بودن؟ یا ... ممکن است بگوییم این سؤال اینجا راجع به نماز بوده است... و لو سؤال مطلق است...گ

البته نجاشی و شخی کتابی به اسم النوادر به مرحوم حریز نسبت داده اند و این احتمال را داده ایم که شاید این احادیث از آن کتاب باشد...

صاحب وسائل در این باب در باب ایجاد صورت آورده اند ..باب تحریم عمل ... ) قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ تَمَاثِيلِ الشَّجَرِ وَ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ فَقَالَ لَا بَأْسَ مَا لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مِنَ الْحَيَوَانِ.

این روایت را صاحب وسائل در جلد سه چاپ قدیم در ابواب احکام المساکن باب 3 و 4 ایاشن در تصویر است... در باب سه...عنوان ایشان این است...باب عدم جواز نقش البیوت بالتماثیل و الصور ذوات الارواح خاصة و کراهة غیرها و عدم جواز اللعب بها.

این را در شماره 17 این باب داریم...البته در روایت باز هم کلمه بیوت نیست.اصلا کلمه ساختن هم نیست و لذا اصولا نمیدانیم سؤال دقیقا چه بوده است...مثلا بگوییم که از کتاب الصلاة حریز بوده است پس راجع به صلاة بوده است...

البته صاحب وسائل ابواب مکان المصلی هم دارند...بد مساجد را هم اضافه کردند و بعدش احکام المساکن را به همین مناسبت کلا اینجا آورده اند...چون جای معینی ندارد اینجا آورده اند....

پس معلوم شد این حدیث محمد بن مسلم با این متن و با این سند و نسخه از منفردات مرحوم محاسن است...مرحوم برقی است...با اینکه این حدیث در قم بوده است نه مرحوم کلینی این حدیث را دارند و نه مرحوم صدوق و نه مرحوم شیخ طوسی و علت عدم نقل را نمیدانم...یا متن مبهم  بوده است یا ثلا اینها تصور میکرده اند بحث راجع به نماز است و بقیه روایات نماز را آورده اند.

ای حدیث یک حدیث اصلی است که علماء در تحریم تصویر که اگر روحانی باشد همین است که گفته اند سندش هم صحیح است.ولی ما باشیم و ... غیر از انفراد مشکل دیگر این روایت عدم وضوح متن هست. مخصوصا که بنای اصحاب ر این است که اقتنای آن جایز است... مراد روایت نمیدانیم اجیاد است...اقتناء است...خرید و فروش است... نماز است... شاید سر اعراض اصحاب همین باشد... یک ابهام سؤال و جواب و دوم اینکه شادی در کتاب حریز در صلاة بوده است و لذا در اینجا نیاورده اند...چون خود محمد بن مسلم چند جدیث در نماز دارد...

ارسال سوال