فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 90-1389 » خارج فقه 90-1389 (54)

دروس خارج فقه کتاب مکاسب سال 90-1389 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

بحث در این قسمت است که از این روایات طبق قاعدة ای که در اصول داریم....آیا میشود استظهار کرد که هر چیزی مهیج شهوت است مثلا اگر از نظر تهییجش بیشتر باشد پس به طریق اولی حرام است.یک روایت از محمد بن سنان بود که تصریح داشت.اگر روایت را قبول کنیم که جای بحث نیست.

انصاف قضیه حق با مثل مرحوم یزدی است که اگر ما باشیم و ادله نظر معلوم نیست لتش تهییج باشد. هر چه در لسان دلیل اخذ شود ظاهرش این است که اون موضوع است.

یک روایت داریم که اگر وضوء میگیری انگشتر را در بیاور ولی اگر غسل میکنی انگشتر را در بیاور.... لذا قرینه عرفی قطعی اینجا عدم فرق بین در آوردن و چرخواندن است. ولی مرحوم صدوق که بسیار مقید به لفظ هستند.... در هر یک تعبیر روایت را میآورند.اصل اولی این است که مرحوم صدوق دارند الا حایی که قرینه و فهم عرفی بر خلافش باشد مثل بحث علم و ...

مقابل مرحوم یزدی یکی روایت محمد بن سنان است و یکی هم اینه بگوییم ارتکازات میفهمد که مراد این است.که این هم روشن نیست.

یک راه دیگر هم شاید بشود فهمید....این روایت اخیر بود که زنا العین هم داشت و یک جامع زنا تصور شده بود...خصوصا اون روایت که لکل عضو من بنی آدم حض من الزنا... ولی این روایات اولا ضعیف است ....به خاطر تأکیدی که بر زنا هست بعض مقدمات را هم حرام کرده اند...آیا حرف شیخ تمام است؟ نه . به همه نمیشود تعدی کرد و فقط به بعضی اش میشود تعدی کرد.

اما در مرود آیه یک مشکل سر ککلمه غض است و یکی هم حفظ فرج زیرااین تعبیر بیشتر ظاهر در زنا است....

یک روایتی هست که مرحوم آقای طباطبائی هم نقل کرده اند که در روایت یهست که آقا امام صادق سلام الله علیه فرمودند حفظ فرج در سائر آیات مراد زنا است. پس این آیه مراد نظر است...طبق این روایت....

البته آیه اطلاقی من حیث سائر موجودات ندارد که یغضوا من ابصارهم ...به مثلا عورت گوسفنده م آدم باید مراقب باشد چشمش نیفتد....ازکی هم در آیه مال تعین است ظاهرا.... شبیه اولوا الارحام بعضهم اولی ببعض فی کتاب الله.....

نکته ای که هنوز بر من روشن نیست همین غض بصر است. مرحوم علامه طباطبائی  نوشته اند که الغض هو اطباق الجِفن علی الجفن....یعنی مژه ها را روی هم بگذارد...به نظرم ایشان اشتباه کرده اند. اصل غض نقصان است. یعنی تیز نگاه نکنند. چشم بستن یک چیز است و نگاه نکردن چیز دیگری است. انصافا تفسیر ایشان روشن نیست.

این ماده 4 بار در قرآن هست.دو بارش این جا است که با من آمده است و دو بار هم در صوت به کار برده شده است که یک بار با من است. و اغضض من صوتک و یک بار هم بدن من آمده است....عرف نمیفهمد غص صوت یعنی صحبت نکن بلکه یعنی آران صحبت کن...او غض هم شامل تعبیر و هم ....کیفیت و کمیت... هم دو جهت...عن با من فرق دارد. در عن مجاوزه خوابیده است ولی در من نیست... در عن چشم پوشی است و....یعنی در عن فرض میکنی چیزی از یک منبعی جدا شد... لذا در عمای حدیث عنعنه مساوق با سماع و ستماع است. در عن فلان کأنما خوابیده است که اون کلام از او صادر شده است و رد شده است ولی در من نه. در من یعنی منشأ کلام فلانی است...ما به جای ابتدائیت برای من نشویه و منشأیت را به کار میبریم. یعنی معنای حقیقی من معنای منشئیت هست.ممکن است منشأ من به کار بردن از نگته کردن تا حفظ عورت و یحفظوا شبیه الی بماندیعنی این عفاف شروع میشود از اینجا تا آنجا...

خلاصه اینا فرمایش مرحوم شیخ مشکل است.

بعدش مرحوم شیخ عناوین دیگری را هم مطرح میکنند که در روایات ما قصه حضرت زهراء سلام الله علیها را داریم که او آمد و کور بود و حضرت رو پوشاندند و روایتی هم دارند عامه که استأذن ابن ام مککتوم عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم و عنده عائشه و حفصه فقال لهما قوما فادخلا البیت ...فقالتا انه اعمی... فقال علیه السلام ان لم یرکما فانکما تریانه.... البته این روایت را عامه هم دارند ولی مت معروف عامه ..در روایات دیگر به میمونه هم نسبت داده شده است که از آخرین زنان آقا رسول الله صل الله علیه و اله و سلم است و در مقدمات احرام حضرت او را گرفتند و این میمونه خاله ابن عباس است...یعنی توسط این میمونه  پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم با عمویشان عباس هم با جناق بودند...ام الفضل مادر ابن عباس است و میمونه خاله اش است...افعمیانان انتما؟...

از بعضی از روایات بحث شم الریح آمده است....بو که میآأی ولو چشم ندارد..این روایت هم برای تعمیم خوب است.

در باب دیگری روایت دیگری دارد که زن مسلمان جلوی زن یهودی لخت نشود ....حالا فتوا بهش هست یا نه.. یک روایتش هم به اصطلاح صحیح است التبه بنده در حفص بن بختری مقداری اشکال دارم... فانهن یصفن ذلک لازواجهن...انصافا یشود با فهم عرفی فهمید که وصف برای ازواج با اینکه اونها یهودی هستند و شبهه گرفتن اونها نیست... در جایی که وصف برای مؤمنین باشد شاید به طریق اولی حرام باشد...

______________________________

(1). المسلمين جامع الأخبار.

(2). إليه من الفساد العيون.

(3). ولا يحمل العلل.

(4). البطش: التناول بشدّة عند الصولة.

جامع أحاديث الشيعة (للبروجردي)، ج‏25، ص: 594

931- 37330- (14) فقيه 4/ 11: روى ابن أبي عمير عن الكاهليّ قال قال أبو عبد اللّه عليه السلام، النظرة بعد النظرة تزرع في القلب الشهوة وكفى بها لصاحبها فتنة.

932- 37331- (15) أمالي المفيد 208: حدّثنا الشيخ الجليل المفيد أبو عبد اللّه محمّد ابن محمّد بن النعمان الحارثى قال حدّثني أحمد بن محمّد عن أبيه محمّد بن الحسن بن الوليد القمّيّ عن محمّد بن الحسن الصفّار عن العبّاس بن معروف عن عليّ بن مهزيار عن واصل بن سليمان عن ابن سنان قال سمعت أبا عبد اللّه عليه السلام يقول كان المسيح عليه السلام يقول لأصحابه (فى حديث) وإيّاكم والنظرة فإنّها تزرع في قلب صاحبها (وذكر مثله). المحاسن 109: البرقي في رواية يحيى بن المغيرة عن ذافر رفعه قال قال عيسى ابن مريم عليهما السلام إيّاكم والنظرة (وذكر نحوه).

933- 37332- (16) العيون 2/ 65: حدّثنا محمّد بن عمر الحافظ قال حدّثني الحسن ابن عبد اللّه التميمى قال حدّثنا أبى قال حدّثني سيّدى عليّ بن موسى الرضا عليهما السلام عن أبيه موسى بن جعفر عن أبيه جعفر بن محمّد عن أبيه محمّد بن عليّ عن أبيه عليّ بن الحسين عن أبيه الحسين عن عليّ عليهم السلام قال قال النبيّ صلّى اللّه عليه و آله يا عليّ، لا تتبع النظرة النظرة، فليس لك إلّاأوّل نظرةٍ.

934- 37333- (17) المعاني 205: حدّثنا أبو عبد اللّه الحسين بن أحمد بن محمّد بن أحمد «1» الاشنانى الدارميّ الفقيه العدل ببلخ، قال أخبرنى جدّى، قال حدّثنا محمّد بن عمّار، قال حدّثنا موسى بن إسماعيل، قال حدّثنا حمّاد بن سلمة عن محمّد بن إسحاق عن محمّد بن إبراهيم التميمى عن سلمة عن أبي الطفيل عن عليّ بن أبي طالب عليه السلام أن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قال (له خ) يا عليّ، إنّ لك كنزاً في الجنّة، وأنت ذو قرنيها «2» ولا تتبع النظرة بالنظرة «3» في الصلاة فإنّ لك الأولى وليست لك الآخرة «4».

935- 37334- (18) جامع الأخبار 245: قال أمير المؤمنين عليه السلام من أطلق ناظره أتعب خاطره، من تتابعت لحظاته دامت حسراته.

936- 37335- (19) فقيه 3/ 304: قال الصادق عليه السلام، أوّل النظرة لك، والثانية عليك ولا لك، والثالثة فيها الهلاك.

______________________________

(1). محمّد بن يحيى خ.

(2). أي طرفيها.

(3). النظرة النظرة خ.

(4). الاخرى خ أخيرة خ.

 

جامع أحاديث الشيعة (للبروجردي)، ج‏25، ص: 596

937- 37336- (20) فقيه 4/ 11: روى الأصبغ بن نباته عن عليّ عليه السلام قال قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يا عليّ، لك أوّل نظرة، والثانية عليك ولا لك.

938- 37337- (21) الخصال 632: بالاسناد المتقدّم في حديث الأربعمائة عن عليّ عليه السلام قال لكم أوّل نظرةٍ إلى المرأة فلا تتبعوها بنظرةٍ أخرى‏ واحذروا الفتنة.

939- 37338- (22) الدعائم 2/ 202: عن عليّ عليه السلام أ نّه قال سئل عن الرّجل تمرّ به المرأة فينظر إليها قال، أوّل نظرة لك، والثانية عليك لا لك، والنظرة الثالثة سهم مسموم من سهام إبليس، من تركها للّه لا لغيره أعقبه اللّه إيماناً يجد طعمه.

940- 37339- (23) المعاني 126: حدّثنا عليّ بن أحمد بن محمّد بن عمران الدّقاق رضي اللّه عنه قال حدّثنا حمزة بن القاسم العلوى العباسيّ قال حدّثنا جعفر بن محمّد بن مالك الكوفيّ الفزارى قال حدّثنا محمّد بن الحسين بن زيد الزيات قال حدّثنا محمّد بن زياد الأزديّ عن المفضّل بن عمر عن الصادق جعفر بن محمّد عليهما السلام قال سألته عن قول اللّه عزّ و جلّ: «وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهِيمَ رَبُّهُ‏ و بِكَلِماتٍ» ما هذه الكلمات قال هي الكلمات الّتى تلقّاها آدم من ربّه (إلى أن قال) ثمّ علّمه عليه السلام بأنّ الحكم بالنجوم خطأ في قوله عزّ و جلّ: «فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ فَقالَ إِنِّي سَقِيمٌ»* وإنّما قيّده اللّه سبحانه بالنظرة الواحدة لأنّ النظرة الواحدة لا توجب الخطأ إلّابعد النظرة الثانية بدلالة قوله النبيّ صلّى اللّه عليه و آله لمّا قال لأميرالمؤمنين عليه السلام يا عليّ، أوّل النظرة لك، والثانية عليك ولا لك. الخبر.

941- 37340- (24) مستدرك 14/ 269: بعض نسخ فقه الرضا عليه السلام أنّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله أردف(در ردیف خود قرار دادن) اسامة بن زيد في مصعده إلى عرفات، فلمّا أفاض(برگشتند به سمت مشعر) أردف‏ «1» الفضل(بچه اول عباس عموی حضرت و به همین جهت ابوالفضل کنیه عباس شد و در نیتجه برادر بزر عبدالله بن عباس بود...خود عباس خیلی خوشگل بوده است و... و مادرش با پدر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم یکی نیس به خلاف ابوطالب سلام الله علیه... و در بچه های عباس که خیلی خوش تیپ بودند خوش تیپ ترینشان  فضل بود...) بن العبّاس وكان فتىً حسن اللُمّة((کلا خیلی زیبا بودهاست به خلاف اسامه که به مادرحبشی اش رفته است)) «2»، فاستقبل رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله أعرابىّ وعنده اخت له أجمل ما يكون من النّساء(تا اسم زنی میآمده است میگفتند زیبا ترین بوده است)(در کتب عامه این قصه اجمالا زیاد آمده است.مشهور در اون کتب بنت است نه اخت) فجعل الأعرابى يسأل النبيّ صلّى اللّه عليه و آله وجعل الفضل ينظر إلى اخت الأعرابىّ، وجعل رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يده على وجه الفضل يستره من النظر(مشهور تر حمّل به است ... یعنی رویش را حضرت بر میگرداندند...این آیه در اینجا آمد... این روایات نکتهای دارند...این روایات اسانید فراوان و تیکه های مختلفی دارد ولی ربط ندارد....تیکه هایش خیلی زیاد است... این همان زنی است که در روایات حج امرأة خثعمیة است که ... ظاهرا اون اعرابی... دخترش را ظاهرا به این عنوان آورده بوده است که امهات المؤمنین بکندش...

اونی که بیشتر هست در اون قصه فضل بن عباس هست با اون خصوصیات...اگر اون قصه باشد سال دهم هجرت است زیرا این قصه قطعا در حجة الوداع است و حجة الوداع سال دهم هجرت است...

اما اینکه شاب من الانصار و ... این را در روایات خودمان دیدیم... و قبولش نمیدانم...)، فإذا هو ستره من الجانب نظر من الجانب الآخر حتّى إذا فرغ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله من حاجة الأعرابىّ، التفت إليه وأخذ بمنكبه ثمّ قال أما علمت أ نّها الأيّام‏

______________________________

(1). أي اركبه خلفه.

(2). اللمّة: شعر الرأس إذا كان فوق الوفرة والوفرة ما سال من الشعر على الأذنين. اللسان.

 

جامع أحاديث الشيعة (للبروجردي)، ج‏25، ص: 598

المعدودات والمعلومات، لا يكفّ رجل فيهنّ بصره، ولا يكفّ لسانه ويده إلّاكتب اللّه له مثل حجٍّ قابلٍ.

942- 37341- (25) فقيه 3/ 304: قال الصادق عليه السلام من نظر إلى امرأة فرفع‏ «1» بصره إلى السماء أو غمض بصره لم يرتدّ إليه بصره حتّى يزوّجه اللّه تعالى من الحور العين.

943- 37342- (26) وفيه وفى خبرٍ آخر لم يرتدّ «2» إليه طرفه حتّى يعقّبه اللّه إيماناً يجد طعمه.

ارسال سوال