فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 90-1389 » خارج فقه 90-1389 (52)

دروس خارج فقه کتاب مکاسب سال 90-1389 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

مصدر اول اون روایت دوم کتاب ابن فضال بود و دیگری هم از ابن فضال و نسخه احمد بن محمد بن عیسی. و نسخه سوم ما در عقاب الاعمال مرحوم صدوق است که روایت النظر را نقل کرده اند با دو متن... چه ظرافتی بوده نمیدانیم ولی در اینکه ایشان فوق العادة در نکات خاصی رعایت کننده بوده نمیدانیم... البته ممکن است نکته ایشان را قبول نداشته باشیم ولی ممکن است قبول نداشته باشیم...

در سابق به مثل عقاب الاعمال مصنف میگفتند. در این کتابها یک صنف معین از کتابها جمع میشدهاست و لذا مقید به اسناد و صحت و سقم هم نبودند. مثلا معانی الاخبار هر حدیثی که معنی کرده باشد یا علل الشرائع هر حدیثی که تعلیل دارد. لذا مصنفات درجه دو وسه محسوب میشدند و به این نکته خود مرحوم صدوق تصریح میکنند و لم یکن قصدی فیه قصد المصنفین فی ایراد جمیع ما رووه.

لذا احادیث غیر فقیه ایشان در عداد مصنفات هست.

احمد اشعری هم از میراث کوفه دارند و انبار دارند و بغداد دارند... ظاهرا در این سفر به عراق از بزرگان جمع کرده اند و طبیعت ایشان این است که از شیعه نقل میکرده است ولی بعضی مثل سعد بن عبدالله یا فضل بن شاذان با عامه هم ارتباط داشتند و حتی فضل بن شاذان گاهی از طراز اول های آنها نقل میکنند...فضل بن شاذان مثلا در مجلس بزرگی از آنها مینشسته است و بعدا نقل میکرده است...

در احادیث عامه دیدید که در مستدرک هم بود و حاکم بین آنها شبهه شیعی بودن ددارد و احادیث شرا در تلخیصی ذهبی پالایش رده است و اگر حدیثی از فیلتر ذهبی هم رد شود و او اشکال نکند یعن یخیلی درست است...ایینجا دیدم ذهبی حدیث را قبول ندارد.حاکم  کلا مقداری مبانی اش اوسع است. به نظر من هم حدیث در مبانی خودشان صحیح نیست. حرف ذهبی اینجا ظاهرا درست تر است.

در متن عامه من ترکها لله عزوجل ...ایمانا یجد طعمه دارد.

اونی که ما الآن داریم در تب عامه تعبیر صحت دارند در موردش ...همین است... که حاکم حکم به صحت کرده است و لن انصافش این است که این سند پیش عامه روشن نیست.... ذیلش فرق دارد...با ذیل من ترکها لله عزوجل لا لغیره...

د رمصادر شیعی طملقا چه امامی و چه غیر امامی ... ما به اصطلاح خودمان که داریم ... این را با این ذیل به لحاظ قدیمیترین مصدر یکی اش دعائم الاسلام است...در ص 363 از آقا امیرالمؤمنین سلام الله علیه. اول النظرة لک و الثانی علیک لا لک و النظرة الثالثة سهم مسموم من سهام ابلیس....

این حدیث با این متن... که مقید کرده است به نظر سوم...سهم از سهام البلیس بودن مقید است به نظر سوم...صاحب دعائم به حسب طبقه بین مرحوم کلینی و مرحوم صدوق است...بعید است النظرة الثالثة جمع ایشان باشد.. من ترکها لله لا غیره... ایمانا یجد طعمه...

دومین مصدر ما که باز با همین ذیل آورده است... در کتاب مرحوم صدوق که تعجب آور است... این را مرحوم صدوق در فقیه آورده اند ولی اونی که نسخه کافی است را در عقابل الاعمال  آورده اند.

بعد در فقیه روی عن هشام بن سالم عن عقبة...د رحد احتمال... شاید این روایت عقبه در قم نبوده است و متن موجود در قم همین متن مرحوم کلینی است... در بهترین مصادر ما از عقبه اون متن کم من نظرة ... اورثت حسرة طویلة...سابق ها عمرشان را در این میگذاشتند که متون را بررسی کند... میگویند صد سند و صد حدیث ب بخاری دادند و هر متن را به سندش رساند....چون کار میکردند.الآن هم متأسفانه در حوزه های ما ارتکاز شده است کار نکردن روی متن.

929- 37328- (12) كافى 5/ 559: (عدّة من أصحابنا معلّق) عن أحمد بن محمّد(اشعری قمی از اجلاء اصحاب) عن ابن أبي نجران(عبدالرحمن بن ابی نجران ازبزرگان اصحاب کوفی ما.عرض کردم احمد به کوفه آمده است و میراث کوفه را گرفته اند.) عمّن ذكره(ارسال. با قطع نظر از این وجود امد از مطالب مهم است و از مؤیدات و شواهد وثوق هست. ممکن است مراد از عمن ذکره این باشد که او اسم برده است و من نخواندم... نتوانستم بخوانم.لذا ارزش عن رجل غیر از عن رجل سماه است.) عن أبي عبد اللّه عليه السلام ويزيد بن حمّاد(ایشان عطف است بر ابن ابی نجران. پس این طور میشود احمد اشعری عن ابن ابی نجران و احمد بن محمد عن ابن ابی نجران. شواهد طبقه ای این را میگوید. یزید بن حماد از علمای بغدادی ماست. پس مرحوم احمد در ز دو نفر گرفته اند. ایاشن ثقه است ولی پر روایت نیست ولی پسرش پر روایت است. یعقوب بن یزید الکاتب پسر ایشان است و یکیی از روات مهم کتاب ابن ابی عمیر هست.) وغيره(پس احمد از عده ای این حدیث را شنیده است.) عن أبي جميلة(مفضل بن صالح که تضعیف شده است و  با اینکه تضعیفش قوی است ولی به نظر من میتوان اجمالا قبولش کرد.به هرحال جزو خط غلو است.) عن أبي جعفر وأبى عبد اللّه عليهما السلام(مشکل خط غلو همین قاطی کردن هاست. به ذهن من ابی جمیه از آقا امام باقر سلام الله علیه نقل نمیکند... لذا به آقا امام باقر سلام الله علیه مرسل است.مهمترین شاهد این حدیث شهرتش در بین عامه است. هم در مسلم و هم در بخاری هست.این حدیث شواهد شیعی اش کم است ولی شواهد اسلامی اش زیاد است.ممکن است حدیثی ضعیف باشد ولی در آنها جا افتاده باشد. . برای دیدن این حدیث در عامه نصب الرایة جلد 4 ص 248. بعض مصادرش آنجا هست.

الآن عده ای قائل هستند نظر بما هو نظر حرام نیست و بریبة حرا است واین عنوان هم در عده ای از روایات هست.

ما در یک روایت داریم ما لم یتعمد ذلک و این هم تفسیر به ریبة شده است.

ما یک اصطلاح ریبه داریم و یک عنوان دیگری هم داریم.

آیا مراد حدیث این است که جایی سم دارد مسموم من سهام ابلیس یا طبیعت نظر این طور است میخواهد مسموم باشد یا نباشد...ماهیتش این است.البته ممکن است بگوییم مسمو صفت سهم باشد یا اینکه خبر بعد از خبر باشد. النظر مسموم نتیجه اش بشود.

اگر نسخه این باشد که النظرة سهم من سهام ابلیس مسمومة خبر بعد الخبر میشود ولی اگر نسخه سهم من سام ابلیس مسموم باشد صفت سهم است. انصافا اگر مسمومه باشد انصافا دلالتش بر این که ذات نظر مسموم است بهتر است.

انصافا ما ابشیم و ظاهر این لفظ حملش بر ریبه خلاف ظاهر است.) قالا ما من أحد إلّاوهو يصيب حظّاً من الزنا، فزنا العينين النظر، وزنا الفم القبلة، وزنا اليدين اللّمس، صدّق الفرج ذلك أم كذّب.

930- 37329- (13) جامع الأخبار(مجموه حدیثی قشنگی است. خیلی مراقب متن نیست. به مرحوم صدوق نسبت داده شدهاست... و بعدها گفته اند که نسبتش واضح نست و شخصاست به نام ...(؟) سبزواری که به او نسبت داده شده است و ظاهرا همین درست باشد و از نظر درجه علمی حدود درجه 4 و 5 است... ایشان هم از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم همین متن صدوق را نقل کرده اند.) 408: قال النّبىّ صلّى اللّه عليه و آله لكلّ عضوٍ من ابن آدم حظّ من الزنا، العين زناها النظر، واللسان زناه الكلام، والاذنان زناهما السمع، واليدان زناهما البطش‏ «4»، والرجلان زناهما المشى، والفرج يصدّق ذلك كلّه ويكذّبه.

ارسال سوال