فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 89-1388 » خارج فقه 89-1388 (120)

دروس خارج فقه سال 89-1388 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

شاید رماد مرحوم شیخ اصناری از غیر واحد من الروایات روایات مستدرک باشد.

ولو ما بعضی از سباع را منصوص داریم و گربه را هم منصوص داریم که لا بأس بثمن الهر ولی اینها را یک جور نباید معامله کرد.

لذا در مثل فهد اگر منفعت نداشته باشد دیگر معلوم نیست بشود به این روایت تمسک کرد برای جوازش. زیرا در اونجا اقعدة اولیه این بود که بیعش جایز نیتس و با وجود منفعت میشود و وقتی این منفعت نداشته باشد دیگر معلوم نیست.

ولی در باب هر ولو منفعت نداشته باشد اگر روایت ثابت شود باز عیبی ندارد.

در باب هر دنبال منفعت نیستیم. در زمانهای گذشته فائده اش موش گرفتن بود ولی بگوییم که چون رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرموده اند فرق یمکند. ممکن است گربه ای نکته عقلائی نداشته باشد حتی قیافه هم نداشته باشد.

دو جور است. در گربه اصل اولی جواز بیع است مگر برسد به جایی که هیچ منفعتی ندارد.

باز در سباع اصل اولی عدم جواز است الا در فرضی که منفعت داشته باشد.

در گربه میگوییم اصل اولی جواز است الا در لغو محض که مثلا به هیچ دردی نمیخورد.

با روایات یک جور بر خورد نمیشود. روایات هره در واقع تأیید روایات رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم است.در روایت دارد  سؤر گربه اشکال ندارد. چون در خانه میآید بچه ها مأنوس میشوند. من الطوافات علیکم.

یک روایت دارد که الهرة من اهل البیت. یک سنی بود که میگفت شما این قدر برای سلمان فضیلت میگویید.سلمان منا اهل البیت... خب روایت داریم که حضرت فرمود الهرة من اهل البیت.  واقعا چه قدر کم فهم . منا اهل البیت یعن یا زاهل بیت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم. اون حدیث یعنی گربه هر شخصی از اهل بیت خودشه!. یعنی بالاخره اهل خانه باهاش مأنوس هستند. حیوان خانگی شخص است. نستجیر بالله بعضی چه قدر...

به هرحال ما چون در الهرة یک اطلاق لفظی داریم میشود کاریشکرد. هر دو بحث روایت دارد ولی یکی تأثر از جو فقهی دارد ولی دیگری مدلی دیگر.

الآن خود عامه مثلا بخاری زجر عن بیع الهره را نقل نکرده است.

در روایاتی که داریم باب 14 حدیث سه داریم: 

22137- 3- «1» مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ(روایت شیخ منفرد است.نه در کافی هست و نه در صدوق. البته مصدر شیخ یکی از کتب معروف است که کتاب حیسن بن سعید است. در مورد فضالة بن ایوب ازدی عرض کردیم که از قبیل ازد است در یمن که خیلی موالی اهل بیت سلام الله علیه دارد و در کوفه بودند و کتب مختلفی را میآورند به اهواز و اینجا به قرینه فضالة ، مراد از ابان ابان بن عثمان هست. ابان بن تغلب نیست. او قبلا فوت کرده است.) عَنْ أَبَانٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(از خوبی ها شیخ این است که مصاردشان را خیلی خوب میگیوند در تهذیب و استبصار. ابان بسیار بزرگوار و ملا و پیش عامه هم عنوان دارد و فاسد المذهب نیست و در تاریخ و ... هم بوده است. این ابان بن عثمان خصلت مهمی دارد در حدیث ما که اصالة اهل کوفه بوده اند و لکن تجارتش به بصره هم بوده است.لذا ایشان از دو میراث نقل کرده اند. میراث بصره و میراث کوفه. یکی از خوبی های ایشان است. بالای حدود 70 درصد روایات ما خط کوفه است. و در بصره هم مثل کوفه هم خط اعتدال داریم و هم غلو. مثلا فضیل بن یاسر خط اعتدال است و مسمع بن عبدالملک خط اعتدال است. عبدالرحمن بن ابی عبدالله خط اعتدال است. ابن شمون پدر و پسر خط غلو هستند. اصم بصری خط غلو است الی آخره. احادیث اهل بصره جند نکته سلبی و ایجابی دارد. یک نکته ایجابی اش این است که اختلاف در ا« کم است. بیشترین اختلافات در کوفه است. نکته سلبی اش هم این است که چون در کوفه نقل زیاد بوده است اختلاف زیاد بوده است و بعدش این موجب زیاد شدن نقادی بوده است ولی در بصره نقادی کم است به خاطر قلت اختلاف. لذا میراثهای بصره نقادی کمتر شده است. ضبط نشده است که اینها نقادی شده باشد. حالا اگر دقت بفرمایید در آخر سند اسم یک بزرگ خط کوفه و یک بزرگ خط بصره آمدهاست که هر دو ثقه هستند.در اینجا ما معارض هم نداریم. بله ناقل فقط شیخ طوسی رحمه الله است. اگر نقل را قبول نکردیم باید برویم سراغ قواعد. جایی که فائده داشت فقط قبول میکنیم. الآن اینجا صحیح اعلایی است.تاریخش هم خیلی واضح است. قصه وشاء از احمد شاعری هم در کتاب ابان بوده است.که احمد شاعری شبانه کتاب را به خانه نبرد و احمد میگفت که من تا سماع نکنیم خانهنمیبرم زیرا ممکن است بمیرم و فکر کنند کتاب سماع شده است و اشتباها از من نقل کنند.بعد واشئ میفرماید که اگر من میدانستممن در مسجد کوفه 600 نفر یا نهصد نفر کلهم نقل میکردند از آقا امام صادق سلام الله علی و بیشتر نقل میکردم. ما اصلا در بصره همچین وضعیتی نداریم.) «2» قَالَ: ثَمَنُ الْكَلْبِ الَّذِي لَا يَصِيدُ سُحْتٌ- ثُمَّ «3» قَالَ وَ لَا بَأْسَ بِثَمَنِ الْهِرِّ.

روایت به لحاظ سند هیچ جای بحث ندارد  قابل قبول است. ایشان نوشته اند ابان بن عثمان ناوسی یا واقفی است اشتباه است. در رجال کشی کان من القادسیه بوده  است و اشتابها در نسخه ای ناووسیه بوده است و اشتباه شده است. بعدها یک مذهب واقفیه هم به ایشان نسبت داند. فطحی هم! اینها اصل ندارد. علامه یا شهید ثانی نسبت داده اند و اصل ندارد و ظاهرا ناووسی پیدا نکرده اند و بهشون فطحی و واقفی نسبت داده اند.منحرف منحرف است دیگر. نه حق این است که هیچ گدام از اینها درست نیست.

در کتاب نکاح یک روایتی داریم که رفت کسی خاستکار یو گفتند کارت چیست گفت من جهار پا خرید و فروش میکنم و بعد دختر را بهش دادند و بعد معلوم شد که گربه خرید وفروش میکند !!! در اون روایت داریم. اونجا هم به نحو تقریر درست میشود.

22- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَيْنِ الضَّرِيرِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ ع قَالَ: خَطَبَ رَجُلٌ إِلَى قَوْمٍ فَقَالُوا مَا تِجَارَتُكَ فَقَالَ أَبِيعُ‏ الدَّوَابَ‏ فَزَوَّجُوهُ فَإِذَا هُوَ يَبِيعُ السَّنَانِيرَ فَاخْتَصَمُوا إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فَأَجَازَ نِكَاحَهُ فَقَالَ السَّنَانِيرُ دَوَابُّ.

راجع به فتاوای اصحاب انصافا فتاوای اصحاب هر چه هم گذشته است فتاوا بر جواز است.

لذا بنده به عبارت تذکره اکتفا میکنم که جمع ما بین کلمات ما و ابن قدامه باشد.

ه‍- لا بأس ببيع الهرّ،

عند علمائنا- و به قال ابن عباس و الحسن(بصری از تابعین) و ابن سيرين(چون تعبیر خواب هم میکرده است محمد بن سیرین ، خیلی مؤثر است. کذا حسن بصری هم خیلی نقش دارد) و الحكم(بن عتیبة اُرَینه) و حمّاد(بن ابی سفیان یا سلیمان) و (سفیان بن سعید)الثوري و مالك و الشافعي و إسحاق(بن راهویه. پدرش در راه به دنیا آمده است لذا اسم پدرش را راهویه گذاشتند.) و أصحاب الرأي(ابوحنیفه) «6»- لقول الصادق عليه السّلام: «لا بأس بثمن الهرّ» «7».

______________________________

(6) المغني 4: 328، الشرح الكبير 4: 10، الكافي في فقه أهل المدينة: 327، الوجيز 1:134، العزيز شرح الوجيز 4: 26- 28، الوسيط 3: 19، مختصر المزني: 90، الحاوي الكبير 5: 381 و 382، المجموع 9: 229، روضة الطالبين 3: 18- 19.

(7) التهذيب 6: 356، 1017.

تذكرة الفقهاء (ط - الحديثة)، ج‌10، ص: 30‌

و لأنّه ينتفع به، و يحلّ اقتناؤه، فجاز بيعه كغيره.

و كرهه أبو هريرة و طاوس(از اهل بصره) و مجاهد و جابر بن زيد و أحمد(بم حنبل)، لما روي عن جابر أنّه سئل عن ثمن السنّور، فقال: زجر النبيّ صلّى اللّه عليه و آله عن ذلك «1» «2».

و هو محمول على غير المملوك(این وجه خیلی عجیب است)، أو ما لا نفع فيه.

این ثابت نیست که این کلام رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم باشد. این اشکال معروف عامه است. این محمول ها هم قابل اعتماد نیست. مهمش این است که به روایت صحیحه از آقا امام صادق سلام الله علیه میشود اعتماد کرد.

ارسال سوال