فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 89-1388 » خارج فقه 89-1388 (115)

دروس خارج فقه سال 89-1388 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

در روایاتی که خواندیم ، یک روایت را بایددیروز میخواندیم که نخواندیم و اون بحث لحوم دارد.

- 10- الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنِ الْحَسَنِ(مراد حسن بن سعید برادر حسین است و این دو برادر با هم کتب ثلاثین را نوشته اند.) عَنْ (بعضی این بحث را طرح کرده اند که نقل حسین از زرعه توسط حسن است و این نکته حجیت و عدم حجیت ندارد زیرا حسن هم باشد باز کارش درست است. ولی مسأله این است که مرحوم حسین بن سعید اهوازی بوده اند و اواخر عمرشان قم میروند. خب. ایشان برای آثار کوفه نیاز به واسطه کوفی اهوازی دارند. حالا اینکه بعضی از قدمآئ مثلا دارند که اینجا حسن واسطه است ایشاره است به این مطلب که خیال نکنی حسین از کجا دارد از زرعه نقل میکند. اینجا واسطه ای هست که برادش حسن است که به کوفه رفته است مثلا. بحث ارسال و عدم ارسال نیست بحث فهرستی است که میخواهد اتصال تاریخی پیدا کند. مرحوم حسین چه طور آثار کوفه دارند. خودشان سفر کرده اند. مثلا عرض کردیم فضاله بن ایوب رابط مهمی برای کوفه اهواز هستند و علتش این بوده است که ایشان سفر کرده اند اهواز. با زرعه چناب اخوی حسن است. چون خود حسین کوفه نرفته اند. در کتابهایش هم اگر ندیدید حسن را در تقدیر است. این مطلب وساطت حسن در نجاشی هست. ظاهرا اینجا کتاب سماعه باشد.)زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ لُحُومِ‏ السِّبَاعِ‏ وَ جُلُودِهَا فَقَالَ أَمَّا لُحُومُ‏ السِّبَاعِ‏ مِنَ الطَّيْرِ وَ الدَّوَابِّ فَإِنَّا نَكْرَهُهُ وَ أَمَّا الْجُلُودُ فَارْكَبُوا عَلَيْهَا وَ لَا تَلْبَسُوا مِنْهَا شَيْئاً تُصَلُّونَ فِيهِ.

در مورد سباع روایتی که سؤال از لحوم شده است این است. و توضیح داده ایم که مراد از کراهت در اینجا حرمت است و عرض شد مفصلا که یک اصطلاحی شد در اوائل قرن دوم که فقهای مدینه که بیشترین فقهاء از آنها بعد کوفه و بعد بصره و بعد شام و بعدها مصر دارد. در دوران فقهاء اصطلاحی شد که اونی که حرام است به سنت به احتارم کتاب ازش تعبیر به سنت بکنیم.

آقایان ما همه شان تحلیل این نکته کرده اند مراد از کراهت حرمت است ولی نکته اش این است.

ائمة علیهم السلام هم با اصطلاح زمان صحبت میکرده اند.

زیرا اگر تعبیر حرمت به کار میبردند به آنها اعتراض میشد توسط عامی ه که این را از کجا آورده اید.

بله در یک جای دیگر هم تعبیر کراهت هست که در مجموع مسأله اتفاقی نباشد. سنت معارض داشته باشد یا آیه اجمال دارد یا ... و در ضمن در مورادی که اصل در سنت بود و فرع را میخواستند به دس بیاورند تعبیر به کراهت میکردند.خلاصه بحثش مفصل است.

مرحوم صدوق این طور دارند:

805- وَ سَأَلَ سَمَاعَةُ بْنُ مِهْرَانَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع- عَنْ لُحُومِ‏ السِّبَاعِ‏ مِنَ الطَّيْرِ وَ الدَّوَابِّ قَالَ أَمَّا أَكْلُ لَحْمِهَا فَإِنَّا نَكْرَهُهُ‏ «7» وَ أَمَّا الْجُلُودُ فَارْكَبُوا عَلَيْهَا وَ لَا تَلْبَسُوا

______________________________

(7). المراد هنا الحرمة و اطلاقها على الحرمة شايع سيما إذا كانت تقية. (م ت).

من لا يحضره الفقيه، ج‏1، ص: 262

مِنْهَا شَيْئاً تُصَلُّونَ فِيهِ.

وَ قَالَ أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فِي رِسَالَتِهِ إِلَيَّ لَا بَأْسَ بِالصَّلَاةِ فِي شَعْرِ وَ وَبَرِ كُلِّ مَا أَكَلْتَ لَحْمَهُ وَ إِنْ كَانَ عَلَيْكَ غَيْرُهُ مِنْ سِنْجَابٍ أَوْ سَمُّورٍ أَوْ فَنَكٍ‏ «1» وَ أَرَدْتَ الصَّلَاةَ فَانْزِعْهُ وَ قَدْ رُوِيَ فِي ذَلِكَ رُخَصٌ‏ «2» وَ إِيَّاكَ أَنْ تُصَلِّيَ فِي ثَعْلَبٍ وَ لَا فِي الثَّوْبِ الَّذِي يَلِيهِ مِنْ تَحْتِهِ وَ فَوْقِهِ.

در کتاب برقی هم این طور است:

106 عَنْهُ عَنْ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ جُلُودِ السِّبَاعِ‏ فَقَالَ ارْكَبُوا وَ لَا تَلْبَسُوا شَيْئاً مِنْهَا تُصَلُّونَ فِيهِ(دیگر اینجا لحوم ندارد.).

مرحوم کلینی هم همین متن را آورده اند:

106 عَنْهُ عَنْ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ جُلُودِ السِّبَاعِ‏ فَقَالَ ارْكَبُوا وَ لَا تَلْبَسُوا شَيْئاً مِنْهَا تُصَلُّونَ فِيهِ.

به نظر ما این میتواند شاهدی باشد که نسخه برقی اصح است.

ولی مرحوم شیخ طوسی نسخه ای نقل کرده اند که لحوم ندارد.

پس این روایت چند سند دارد. یکی اش بر میگردد به احمد بن ابی عبدالله. اولین کسیکه آورده است محاسن برقی است و دومی کسی که از احمد برقی دارند مرحوم کلین ی هستند که عین روایت محاسن است و در آ«جا لحوم نیست و نفر بعدی مرحوم شیخ طوسی هست. و روایتی که مروم شیخ طوسی دارند لحوم ندارد. روایت حسین لحوم داشت نه روایت احمد برقی. در محسان و کلینی لحوم ندارد. مرحوم شیخ طوسی باسناده عن احمد بن ابی عبد الله لحوم ندارد. پس سه جا از برقی دارند که هیچ کدام لحوم ندارد. فقط یک نکه هست که خود برقی این طور دارد در محاسن عن عثمان بن عیسی و مرحوم کلینی هم همین طور دارند ولی در تهذیب عن بعض اصحابه عن عثمان بن عیسی دارد. این شبهه درست میشود که مرحوم شیخ سند را خراب کرده اند. سؤال این است که واقعا قلم شیخ اشتابه رفته است یا ...  عده ای به ایشان حمله میکنند که متن ا سند را خراب میکند. اینجا متن درتس است ولی ایشان سند را یک جور دیگر آورد هاند.

شیخ این طور آوردهاند:

- 12- عَنْهُ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ جُلُودِ السِّبَاعِ‏ فَقَالَ ارْكَبُوهَا وَ لَا تَلْبَسُوا شَيْئاً مِنْهَا تُصَلُّونَ فِيهِ.

جواب اینکه نه. مرحوم شیخ طوسی عبارتی دارند که مشعر به این است که اگر گفتند احمد بن محمد بن خالد از افی گرفته اند ولی اگر فرمودند احمد بن ابی عبدالله  و لذا عنوان برقی در کافی غیر از عنوان برقی در تهذیب است و احتمال دارد کتاب مستقیم خود برقی باشد و نسخه محاسن عرض کرده ایم که زید فیه و نقص. و لذا کم و زیاد در این کتابها گاهی به سند میخورد.

لذا به ذهن ما این طور است که نسخه محاسن دست ماست مرحوم کلینی مشابهش را داشته اند و در آن ارسال نیست و نسخه ای هم مرحوم شیخ طوسی داشته اند که در آن ارسال هست و به نظر بنده اینها دقت شیخ است که با این دقت نقل میکرده اند که به جای احمد بن محمد بن خالد دارند احمد بن ابی عبدالله که ظاهر در این میشود که از محاسن نقل کرده اند و نسخ محاسن کم و زیاد دارد. باید واقا خداوند را به خاطر دقت این بزرگان شکر کرد.

در ضمن احتمال قوی میدهم که در خود کتاب برقی عوان بض اصحابنا بوده است بلکه احتمالا اسمی بوده است که مرحوم شخی نتوانسته اند درست بخوانند  لذا این تعبیر را به کار برده اند.

اسم مشوه بوده است و لذا عن بعض اصحابه دارد نه اینکه خود برقی مرسل باشند.

ما گاهی اوقات یک روایت واحده داریم در دو مصدرکه در یکی ارسال عن بعض احصابه دارد ولی در یکی اسمی هست و این را عرض کردیم که در یک نسخه میشده است اسم را خواند و در یکی نمیشده است.

یک متن دیگری هست که حسین بن سعید دارد و مرحوم کلینی این یکی را نقل نکرده اند و در نسخه ای از حسین بن سعید است و ربطی به احمد برقی ندارد.

در اونجا دارد لحوم سباع و جلودها. پس دو نسخه از کتاب سماعه در این قسمت داریم که در یک نسخه لحوم هست و در یک نسخه نیست. مرحوم کلینی از این سنخه نیاورده اند. در کتاب فقیه هم هست. طریق ایشان به سماعه را باید دید که حسین بن سعید هست در آن یا نه.

وقتی نگاه میکنیم ما کان فیه... فقد رویته عن اب یرضی الله عنه عن علی بن ابراهیم عن ابیه عن عثمان بن عیسی العامری عن سماعة بن مهران. این نسخه کلا فرق میکند. نسخه ابراهیم بن هاشم است.

ما دقتی کرده ایم که مرحوم صدوق ولو تصریح نکنند ظاهرا بشترین اعتمادشان بر نسخ راجع بر قم است.حالا نسخه حسین هم در قم موجود بوده است و در آن لحوم دارد.

نکات تاریخی غیر از سند را باید دقت کنید.

کاب سماعه کوفی است و عثمان بن عیسی یا زرعه هم کوفی هستند.

حالا این کتاب به قم آمده است یا بغداد یا .. باید سیر تاریخی را دید.

این کتاب مال کوفه بوده است و حسن برادش رفته است به کوفه و آورده است به اهواز.

مرحوم صدوق همین سنخه عثمان بن عیسی را دارد ولی نسخه ابراهیم بن هاشم را.

مرحوم ابراهیم بن هاشم اهل کوفه است و بعدا هجرت به قم کرده اند. حدود 200 و خوردی.عرض کرده ایم تولدی علم در کوفه از 70 تا 150 در کوفه است. از حود سال 200 میراثهای کوفه و بغداد آمده اند به قم و یک مکتب میشود تا 380. صاحب نظرهای ما در این فتره هستند.

اولین کسانی که میراث کوفه و بغداد را قم آورده اند ابراهیم بن هاشم است.

میراث اصلی اینجا مثلا کتاب سماعه است.

لذا رد کتاب صدوق لحوم هست ولی ترتیبش با نسخه حسین بن سعید فرق میکند.

حالا میماند که چه چیزی را قبول کنیم یا نکنیم.

<<116.mp3>>

ارسال سوال