فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » خارج فقه - مکاسب - آیا تزیین مرد با حریر فی نفسه حرام است یا به عنوان اعانه بر اثم؟ (46)

۱۳ آبان ۸۹
خارج مکاسب 46

سؤالی که در جلسه گذشته مطرح شد، این بود که تزیین مرد با حریر فی نفسه حرام است یا به عنوان اعانه بر اثم؟

آنچه در روایات وجود دارد، حرمت لبس حریر است[۱]، اما فهم قطعی عرف از حرمت لبس، حرمت تزین است؛ چرا که تزین همان لبس است به علاوه زیاده‌. بله، قبلاً گذشت که مواردی هست که لبس نیست و تزین است، اما ممکن از مجموعه روایات بتوان استفاده کرد که مراد از لبس معنای عامی است که شامل تمامی مصادیق تزین می‌شود. اما در مورد الباس و تزیین به حریر، حق این است که نسبت میان الباس و لبس همان نسبت میان ایجاد و وجود است که تفاوتی میان آن دو نیست جز به اعتبار و لحاظ. گاهی فی نفسه لحاظ می‌شود و نامش می‌شود وجود و گاهی با نظر به فاعل لحاظ می‌شود و نامش می‌شود ایجاد، اما حقیقتاً عین یکدیگرند. لذا همان دلیلی که بر حرمت لبس و تزین دلالت دارد، بر حرمت الباس و تزیین هم دلالت خواهد کرد. پس حرمت تزیین از باب اعانه نیست، بر خلاف بیع حریر که فعلی جدای از لبس آن است و در طول آن قرار می‌گیرد و حرمتش از باب اعانه خواهد بود.

روایات مساله لبس حریر

در کتاب جامع احادیث الشیعة[۲] عنوان باب ۶ از ابواب لباس مصلی، نماز در حریر است و عنوان باب ۷ لبس در حریر. بهتر این بود که ابتدا به مساله لبس حریر بپردازند و بعد به بحث نماز در حریر.

حدیث اول باب ۷ همان حدیث طولانی مناهی النبی است که از منفردات صدوق است و هم در کتاب فقیه[۳] آن را نقل کرده و هم در امالی[۴]. بقیه بزرگان حتی اشاره‌ای هم به این حدیث نکرده‌اند. از راوی این حدیث هم که شعیب بن واقد است، هیچ حدیث دیگری در کتب اربعه وجود ندارد. مفردات این حدیث و همچنین حدیث وصایا النبی(ص) [۵] ـ که آن هم از منفردات صدوق است ـ در منابع دیگر وجود دارد، اما هیئت ترکیبی دو حدیث به شکل موجود جعلی است.

سند روایت که هم در امالی آمده و هم در مشیخه فقیه چنین است (به نقل از امالی): «حدثنا الشیخ الفقیه أبو جعفر محمد بن علی بن الحسین بن موسى بن بابویه القمی قال حدثنا حمزة بن محمد بن أحمد بن جعفر بن محمد بن زید بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب(ع) [از سادات نسباً زیدی است که او را نمی‌شناسیم] قال حدثنی أبو عبد الله عبد العزیز بن محمد بن عیسى الأبهری [این شخص را هم نمی‌شناسیم] قال حدثنا أبو عبد الله محمد بن زکریا الجوهری الغلابی البصری [در کتب اهل سنت مثل موضوعات ابن الجوزی حدیثی نقل شده در مورد ازدواج حضرت زهرا(س) و خطبه پیامبر(ص) . در سند حدیث آمده است: حدثنا محمد بن زکریا بن دینار حدثنا شعیب بن واقد حدثنا حسین بن زید عن عبد الله بن الحسن بن الحسن .... ابن الجوزی ذیل این حدیث می‌نویسد: هذا حدیث موضوع وضعه محمد بن زکریا ... قال الدارقطنی: کان یضع الحدیث.[۶] با این که در میان اهل سنت هم حکم به وضع بسیار مشکل است.] قال حدثنا شعیب بن واقد [این شخص هم مجهول است] قال حدثنا الحسین بن زید [فرزند کوچک زید بود که دو ساله بود که پدرش به شهادت رسید و تحت تربیت امام صادق(ع) بزرگ شد. توثیق صریحی ندارد.] عن الصادق جعفر بن محمد(ع) عن أبیه(ع) عن آبائه(ع) عن أمیر المؤمنین(ع) قال نهى رسول الله(ص) …»

سند مشتمل بر عده‌ای از مجاهیل است و نمی‌توان روایت را قبول کرد.

مرحوم صدوق در فقیه سند را با تعبیر «روی عن شعیب بن واقد عن الحسین بن زید» آغاز کرده و در مشیخه سند مذکور را آورده است. یکی از معاصرین برای تصحیح سند روایت نوشته صحیح است که سند مشیخه ضعیف است، اما  مرحوم صدوق طریق دیگری هم به حسین بن زید دارد که علامه در خلاصه آن را تصحیح کرده است! این شیوه تصحیح سند واضح البطلان است. طریق صدوق به حسین بن زید ـ که البته آن هم ضعیف است ـ در جایی است که صدوق ابتدا به نام او کرده باشد.

نکته دیگر این که شیخ صدوق در فقیه گاهی ـ مثلاً ـ می‌گوید: «روی زرارة» و گاهی می‌گوید: «روی عن زرارة». بحث معروفی میان آقایان هست که آیا این دو تعبیر یکسان است یا خیر؟ به این معنا که برای اطلاع از سند هر دو باید به مشیخه مراجعه کرد یا نه؟ برخی معتقدند میان این دو فرق است و صدوق هر گاه گفت: «روی عن زرارة»، سند ضعیف است و نمی‌توان سند را همان سند صحیح در مشیخه دانست. برخی هم معتقدند که دو تعبیر از این جهت یکسان است. وجوه دیگری هم ذکر شده که مختار ما هم یکی از همان وجوه دیگر است و اینجا مجال طرح آن نیست. قائلین به یکسان بودن این دو تعبیر شواهدی ذکر کرده‌اند. از جمله این که از جهت تاریخی علمای ما میان این دو تعبیر فرقی نگذاشته‌اند. اولین کسی که احادیث صدوق را ارزیابی سندی کرد، مرحوم علامه حلی است که ایشان با هر دو تعبیر به یک نحو برخورد می‌کند. و همین طور مجلسی پدر و شیخ حر و دیگران. شاهد دیگر این که در فقیه مواردی وجود دارد که که از راوی‌یی که صدوق به نام آن ابتدا کرده، یک روایت بیشتر در فقیه وجود ندارد و آن هم با لفظ «روی عن» است، اما صدوق در مشیخه طریق به آن ذکر کرده است. یکی از آن موارد همین روایت شعیب بن واقد است.

[۱]. در منابع شیعه هم روایاتی دال بر حرمت لبس حریر داریم و هم روایاتی که نهی از لبس حریر در نماز می‌کند، اما در منابع اهل سنت فقط روایات دسته اول موجود است و لذا فقهای اهل سنت مساله نماز در لباس حریر را در باب اجتماع امر و نهی داخل می‌کنند و در نتیجه اگر در آنجا قائل به جواز اجتماع شدند، فتوا به صحت نماز می‌دهند، بر خلاف فقهای شیعه که مساله را در باب نهی در عبادات بررسی می‌کنند و فتوا به بطلان نماز می‌دهند.

[۲]. نکته‌ای که بد نیست در اینجا به آن اشاره شود، در مورد روش علماء در چگونگی ترتیب‌بندی روایات یک باب است. صاحب وسائل روایات هر باب را به ترتیب الاصح فالاصح می‌آورد. مرحوم میرداماد در الرواشح السماویة این شیوه را به مرحوم کلینی هم نسبت داده است، اما مراجعه به کافی خلاف آن را نشان می‌دهد؛ چرا که در مواردی روایت اصح را در آخر باب ذکر کرده است. خود مرحوم کلینی هم در هیچ جا ننوشته از چنین روشی تبعیت می‌کند، بر خلاف صاحب وسائل که به آن تصریح کرده است. مرحوم مجلسی در بحار هیچ ترتیبی را مراعات نکرده است. مرحوم بحرانی نیز در عوالم العلوم به ترتیب معصومین آورده است و ابتدا احادیث پیامبر و سپس امیر المؤمنین و …. را آورده است. مرحوم آقای بروجردی ـ به نقل از شاگردان ایشان ـ در جامع الاحادیث روایات هر باب را از جهت مضمون دسته‌بندی کرده‌اند و به ترتیب روایات هر دسته را ذکر کرده‌اند. به عنوان مثال، اگر در باب لبس حریر روایاتی داشتیم که دال بر حرمت آن بود و همچنین روایاتی دال بر کراهت، ابتدا روایات یک دسته را ذکر می‌کنند و سپس روایات دسته دیگر.

[۳]. من لایحضره الفقیه، ج ۴، ص ۳٫

[۴]. الأمالی، ص ۴۲۲٫

[۵]. من لایحضره الفقیه، ج ۴، ص ۳۵۲٫

[۶]. الموضوعات، ج ۱، ص ۴۱۶ و ۴۱۸٫

ارسال سوال