فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 94-1393 » چهارشنبه- 24 – 10 - 1393 مکاسب محرمه ـ کذب ـ مسوغات کذب: ارادة الاصلاح [احادیث اصلاح]، جمع بندی روایات (45)

دروس خارج فقه کتاب مکاسب سال 94-1393 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی
بسم الله الرحمن الرحیم
24 دی چهار شنبه:

فقه:

عرض شد که مرحوم شیخ و اصحاب مقداری در مورد کذب در حال اصلاح صحبت کرده اند. مقداری توضیحات روایات را عرض کردیم. در ضمن دیرور یک روایتی از ثعلبه از معمر بن عطاء... نگاه کردم و دیدم روایات متعدد داریم...ثعلبه از معمر بن عطاء و در بعضی معمر بن عطاء و ...احتمال اتحاد هست... معمر بن عمر بن عطاء داریم... و معمر بن عممرو عن عطاء داریم ولی اون یکی بیشتر هست و لذا بهه نظر میرسد که معم بن عمرو بن عطاء باشد... یک جایی هم داریم معمر بن عطاء بن وشیکه که ظاهرا اسم مادرش باشد و بعید نیست که معمر بن عطاء ابن وشیکه باشد. در لغت عرب اگر نسبت به پدر میدادند معمر بن عطاء مینوشتند ولی نسبت به مادر ابن مینوشتند... مثلا محمد ابن الحنفیة...

ثعلبة خیلی مرد بزرگواری هست. فقیه زاهد عالم راوی جلیل القدر...ممکن هست ما خودمان با این شواهد حکم کنیم که خوب هست. با توجه به عظمت ثعلبة... این راهها یک واقعیتی در رجال و حدیث شیعه هست. از زمان مرحوم علامه حدیث شیعه به شکل رسمی عامه تبدیل شد و البته رجال علامه حدود 20 درصد حدیث ما را شامل میشد.این استاندارد علمی عامه وارد ما شد. ذوق عقلائی هم همین بود که افراد ضعیف را قبول نکنند ولی این با واقعیت فقه ما نمیساخت. شیعه رجال و حدیثش و فقهش را 4 قرن قبل علامه نوشته است. کار بعدی علامه نمیشد نافع باشد. این مشکل را علمای ما به انحاء متعدد سعی کردند جواب دهند. بحث جابریت توسط شهید جواب به همین شبهه بود. یک راهی که بعدها از بعد شهید ثانی انجام دادند، همین بود که بهشواهد مختلف راوی نگاه کنند. مثل اینکه مثلا ثعلبه نقل کرده است یا فلان فقیه بزرگ...مرحوم وحید بهبهانی آمد باب توثیق را باز کرد. ایشان مقداری منسجمترش کردند. افرادی را از جهالت در آوردند. مثل راهی که امروز عرض شد.توجه به مشایخ.

میراث روایی که داریم با میراث رجالی ما نمیسازد. ما انصافا باید قبول کنیم میراث رجالی مان ضعیف هست.ولی ما میتوانیم راههای رجالی را توسعه بدهیم. همیشه مبانی علمی تاریخی را خوب در ذهن داشته باشید. لذا مجموعا دو تا راه اضافه شد. یکی انجبار و یکی توسعه افراد از نظر رجالی. ما به اینها میگوییم حوض کر. افرادی را در این حوضها توثیق کنیم. بعدها اسمش شد توثیقات عامه.

بعد یک مدت نسخی پیدا شد و رواتی شناخته شدند و اسمهای جدید پیدا شد و بعد مقداری افراد را در عامه دیدند.و بعد مقداری را در کتب زیدیه یا ... کشف کردند. خلاصه ما به کتب خمسه رجالیة نمیشود اکتفاء کنیم.انصافا ظلم به روایات هست که به اینها اکتفاء کنیم.انصاف قضیه اعتماد ما به کتب رجالی موجود برای کشف حال روات شیعه انصافا کم هست و انصافا هم ظلم هست که به اینها زیاد اعتماد داشته باشیم. لذا این کارهایی که شد لازم هست ولی باید توسعه پیدا کند. مرحوم نائینی بیشتر روی انجبار رفتند ولی مرحوم حاجی مثلا بیشتر روی توثیقات عامه رفتند.

همیشه دقت کنید که مطلبی که میخواهید ثابت کنید باید با داده های شما بسازد. الآن در مورد معمر اینجا یک عده ای گفته اند که شیخ طوسی رحمه الله ایشان را در اصحاب الصادق سلام الله علیه نوشته اند و این خیلی ارزشی ندارد زیرا ما بالوجدان داریم خودمان این را میبنیم و در این مسأله ما و شیخ سیان هستیم.در ضمن در معمر بن عمرو نقل ما منحصر به ثعلبه هست.خود بنده میلم به این هست که معلوم یمشود ایشان شخصیتی بوده سات و حد الواقعش به نظرم بالاتر از این حدی هست که میدانیم. حد العلم ما کمتر از حد الواقعش هست.متن در اینجا متن خوبی هست و اگر متون دیگرش هم بررسی شود خوب هست اجمالا.

اما جمع بندی خود روایات. اجمالا در این روایات روایت صحیح داشیتم و انا الظالم را عرض کردیم که سند مقداری اشکال دارد و مرحوم استاد هم به خاطر محمد بن حمران قبول نکردند و عرض کرده ایم بحث محمد بن حمران را مفصلا و ظاهرا ایشان خودشان را سعی کرده اند مقداری مخفی کنند.حتی روی مبنای کسانی که حسن و قبح را ذاتی میدانند میشود گفت که المصلح لیس بکاذب...و بحث اینجا شبیه تقیه مداراتی هست...مرحوم شیخ انصاری در بحث کذب ضروری اسم تقیه را برد. ولی در ضمن اصلاح اسم تقیه را نبرده اند.شاید ایشان تقیه مداراتی را قبول نکرده بودند. کذب در اصلاح تقیه مداراتی هست...احتمال دیگری هم هست که به نظرم دقیق تر باشد... اینکه برای اصلاح میشود تقیة بعض روایات تقیه را حمل بر  اصلاح کرد این مبنای صاحب حدائق هست. صاحب حدائق که میفرمایند گاهی امام سلام الله علیه تقیه میکردند برای اینکه اختلاف بین شیعه باشد و این برای عدم شناخته شدن شیعه بوده است... لذا صاحب حدائق میفرماید که شما دنبال قول سنی نگرد.احتمال میدهم مرحوم شیخ انصاری قبول داشته اند کلام صاحب حدائق را... و دیگران را هم ندیدم که متعرض شده باشند.شاید هم شیخ تنبه نداشته اند.البته قبولش انصافا مشکل هست.

ارسال سوال