دسته‌بندی مقالات جدیدترین مقالات مقالات تصادفی مقالات پربازدید

کتاب و سنّة


1.  آنچه از مجموعۀ ادله درمی‌آوریم آن است که اصولا در نظام‌های کلی احکام و حتی اخلاقی اسلام چیزهایی هست که برخی با کتاب بیان شده (فرائض) و بعضی با سنّت (سنن). [مثل: علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن حماد، عن حريز، عن زرارة ومحمد بن مسلم وأبي بصير وبريد بن معاوية العجلي وفضيل بن يسار، عن أبي جعفر وأبي عبد الله (عليهما السلام)، قالا: فرض الله الزكاة مع الصلاة في الأموال، وسنّها رسول الله (ص) في تسعة أشياء... (الكافي، ج 3، ص 509، ح 1؛ تهذيب الأحكام، ج 4، ص 3، ح 5)] 
2.  سنن دینی پیامبر (ص) هم یا در اثبات (واجب و مستحب) است و یا در نفی (حرام و مکروه). تامل در ادله نشان می‌دهد که در واجبات سنن پیامبر (ص) به‌عنوان مکمّل مطرح است ـ مثل ذکر رکوع ـ، و اگر هم مستقلّاً اتیان شود (مثل این‌که در غیر نماز ذکر رکوع را بخوانید) امر به آن ساقط نمی‌شود. 
اما دربارۀ سنن در محرمات آنچه فعلا برای ما روشن شده 2 نکته است: یا تشریع فرموده به‌عنوان مقدمیت و یا بیان این‌که یک مصداق خفی است و ما از آن خبر نداشته‌ایم. 
مثلا: معظم درآمد اهل مکه یا از راه تجارت و مضاربه بود که اموال را می‌گذاشتند و کسی که با آن تجارت می‌کرد به آنها سود می‌داد و بی‌اشکال بود. در مقابلش ربا بود که کار به تجارت طرف نداشتند. ربا یا در این مورد بود و یا مربوط به طائف بود و تجارت در آن. در مدینه یهودی‌ها رباخوار بودند. اگر قصۀ وفد نجران و داستان مباهله را شنیده باشید، یکی از مواد معاهده آن بود که ربا نخورند و معلوم می‌شود مسیحیان نجران رباخوار بودند و عمر هم به همین بهانه ـ که دوباره رباخوار شده و نقض معاهده کرده بودند ـ اینها را از نجران بیرون کرد.
آیۀ ربا "وَحَرَّمَ الرِّبَا" ناظر به همین (ربای نسیئه که دیروز گفته شد) بود. مشرکین ربا را مثل بیع می‌دانستند. "إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا" [البقرة: 275]. پیامبر (ص) هم از ربا به‌شدت نهی فرمودند. اما مشرکین ربای معاوضی را اصلا ربا نمی‌دانستند تا مشمول آیه باشد، که پیامبر (ص) ربای نقدی را هم حرام کردند، لکن حرمتش در مکیل و موزون بود [اگر حجم چیزی را نگاه می‌کردند مکیل بود و اگر وزنش مد نظر بود موزون. پارچه مثلا معدود بود]. بعد از آن هم ربای قرض را حرام کردند، قرض می‌دهد و می‌گوید: موقع برگرداندن چیزی رویش بگذار. پس ربای قرضی غیر از ربای معاملی و ربای فضل یا نسیئه غیر از قرض ربوی است.
ممکن بود در قرض کسی بگوید: من که ربا ندادم، قرض دادم. لذا این را پیامبر (ص) جداگانه تشریع فرمود. پس در باب ربا پیامبر (ص) دو سنت دارند: یکی كلّ قرض يجرّ منفعة فهو فاسد [الكافي، ج 5، ص 255، ضمن ح 1؛ تهذيب الأحكام، ج 6، ص 202، ضمن ح 452]، و یکی هم ربای نقدی. 
3. اولا در بین اصحاب ما فکر می‌کنند هر 3 تا یکی است و ثانیا حرمت هر 3 از "حَرَّمَ الرِّبَا" استفاده می‌شود، در حالی که حرمت ربای قرضی ـ مکیل باشد یا موزون و یا معدود ـ و ربای بیع نقدی ـ در خصوص مکیل و موزون ـ در سنت پیامبر (ص) بیان شده است. پس در ربا یک فریضه داریم که ربای نسیئه است و اگر شنیده‌اید ابن‌عباس در حرمت ربا اشکال داشت مربوط به ربای نقد بود. او می‌گفت: آنچه خدا در قرآن حرام کرده ربای نسیئه است. البته ابن‌عباس در زمان پیامبر (ص) کودک بوده و لذا احادیث او را با این‌که از مُکثِرین حدیث است مرسل می‌دانند، لکن چون صحابه را عدول‌ به‌شمار می‌آورند ابن‌عباس از هرکس از صحابه نقل کند حجت می‌دانند. با این وجود نوشته‌اند بعدها خودش از این نظر برگشت و پذیرفت که این هم رباست و حرام است. در هر حال قبول حرمت این قسم ربا به‌عنوان سنت است.
4. پس سنن در محرمات 2 نکته دارد:
1.  ممکن است به‌عنوان مقدمیت باشد. یعنی: اگر ربای نقد را قبول کردید، ممکن است کم‌کم ربای نسیئه را هم انجام دهید، پس از باب مقدمۀ حرام ممنوع فرمودند.
2.  ممکن است واقعا ربا باشد، ولو مردم آن را ربا نمی‌دانند. کشف عنه رسول الله (ص).؛ یعنی: یک مصداق خفی است و ما خبر نداشتیم. این را خیال نکنید چون 100 تومان در مقابل 100 تومان است ربا نیست، آن زیاده باعث می‌شود این هم ربا باشد.(خارج فقه ۱۳۹۷/۷/۱۸ )

ارسال سوال