دسته‌بندی مقالات جدیدترین مقالات مقالات تصادفی مقالات پربازدید

ویژگی‌های حوزه علمیه مدینه در زمان پیامبر(ص)

برای آشنایی بیش‌تر با تاریخ حوزه‌های علوم اسلامی، باید راهی سرچشمه زلالش شد. نخستین بذر این «شجره مبارکه» در عهد نبوت پاشیده شد. «علم»، «تعلیم» و … مفاهیمی نبودند که بعدها بر اثر تماس با فرهنگ‌های یونانی، پارسی و … به جامعه اسلامی وارد شده و در افکار مسلمانان رسوخ یافته باشند. مراجعه به متون اصیل اسلامی ـ قرآن و سنت ـ این حقیقت را به خوبی آشکار می‌سازد که همگام با اولین آیات وحی الهی، تعلیم و تعلم در جامعه اسلامی مطرح بود.
... ادامه مطلب

سنت ـ فریضه

فرق سنت و فریضه و حدیث

فریضه یعنی احکامی که خداوند متعال جعل کرده است
سنت یعنی ما جعل رسول الله
حدیث حاکی از سنت است نه خود سنت


اختلاف بین شیعه و اهل سنت در سنن رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم

مشهور اهل سنت میگویند پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم حق جعل حکم نداشته و سنت آن چیزهایی است که ایشان از قرآن میفهمیده و ما نمیفهمیم

مستفاد از روایات کثیره ی ما این است که سنن تشریع رسول الله است
ان الله فوّض الی نبیه
فصارت السنه عدل الفریضه

اساس بحث در زمان خلیفه ی ثانی در مورد سنن رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم بود
سنن ایشان در مورد حج در مورد صلاه در مورد صوم و ...

معیار بندی از مجموعه ی روایات
سنن بعضی در واجبات است که غالبا نقش تکمیل کننده و حسن و زیبایی میشود
لا تعاد الصلاه الا من خمس اون خمس فریضه هستند
الحمد ،سنة

نقش سنت در محرمات یا به نحو مقدمات است یا الحاق موضوعی است
مثل کل قرض یجر منفعة فهو ربا
ولو قرض است ولی رسول الله ربا میداند

حال آیا نسبت به خمر این مطلب تطبیق میشود یا خیر
از جمله ی روایات معلوم میشود که تطبیق شده است
ان الله حرم الخمر من العنب بعینه و حرم رسول الله کل مسکر
تحریم الهی از شراب انگوری است
تحریم نبوی از کل مسکر است
... ادامه مطلب

علی بن ابی حمزه البطاینی

مرحوم ابن غضایری در مورد ایشان دارد ( واقفی ابن واقفی) هم خودش هم پدرش واقفی هستند بلکه پدرش از ارکان و پایه گذار واقفیه است
در کتاب کشی به نقل از ابن فضال حدیثی نقل میکند که میگوید (کذّاب)،این عبارت هم در مورد پدر آمده است و هم پسر و به نحو علم اجمالی یکی ازین دو کذاب است
مرحوم نجاشی از کتاب کشی که نقل کرده است این را در ترجمه ی حسن آورده است
این نقل مرحوم نجاشی از مصادر طولی کشی است و ارزشی ندارند مصادر طولی مگر اینکه نکته ای داشته باشد و اینجا نکته دارد که میفهمیم در ترجمه ی حسن اورده است
البته چون مثبتین هستند بعید نیست که هر دو کذاب باشند ،خصوصا اینکه میگوید (کتبت التفسیر عنه من اوله الی آخره) تفسیر معروف از پدر است ،پسر هم شاید چیزی شبیه تفسیر داشته باشد
در ذیل ترجمه ی حسن توجه کنید مرحوم نجاشی چه میفرمایند
چند کتاب ذکر میکند برای ایشان و میگوید له کتاب فلان اخبرنا به فلان از فلان
بعد ۵ یا ۶ کتاب نام میبرد ولی سند ذکر نمیکند ... ادامه مطلب

تأثیر مذاهب بر ادبیات عرب

لغت و ادبیات بعد از دعوا و نزاع های مذهبی میان شیعه و سنی نوشته شد. به همین دلیل لغت و صرف و نحو که از قرن دوم شروع می شود تحت تأثیر مذاهب شکل گرفت. کوفه به طور کلی شیعه بود و بصره به طور کلی سنی بود.

مثلاً ابن هشام چون اشعری است و قائل به وعد و عید نیست در معنای معاوضه آیه «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ ...» (التوبة: ١١١) می گوید: باء برای مقابله نیست ؛ معتزله می گویند هست.

و یا اینکه معنای باء را در آیه «وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُم‏ وَ أَرْجُلَكُمْ» (المائدة: ٦) به گونه ای معنا کردند که با فتوای خودشان سازگار باشد. در روایات ما آمده است؛ «فَعَرَفْنَا حِينَ قَالَ: «بِرُؤُسِكُمْ» أَنَّ الْمَسْحَ بِبَعْضِ الرَّأْسِ؛ لِمَكَانِ الْبَاء» (كافي (ط - دار الحديث)، ج‏5، ص: 96) چون این ماده مسح نیازی به باء ندارد خودش متعدی می شود: «وامسحو رئوسکم»؛ حالا که باء آمده است باید نکته ای باشد و آن اینکه مسح بخشی از سر مراد است، بلکه وقوع مسح علی الرأس مراد است. نظر به ایقاع المسح است نه اینکه تمام سر مقصود باشد لذا آمده است «وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُم‏ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْن‏» غیر از «فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُم‏» است که کل آن باید شسته شود. در تیمم هم باء امده است که نکته هردو یکی است؛ «فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ مِنْهُ». ... ادامه مطلب

فدک و سقیفه

در این جریانات فدک، معمولا رایج شده است که فکر می کنند کار غصب مهمی که دستگاه خلافت انجام داده است، فدک بوده است و اولین کار همین بوده، در حالیکه این طور نیست. از فدک تا مدینه 5 روز فاصله بوده و اینکه می گویند فردای سقیفه دستگاه خلافت فدک را غصب کرد غلط است. (تا فدک پنج روز راه بوده است. الان 255 کیلومتر با مدینه فاصله است. روزی 45 کیلومتر می رفتند.) اینکه بعد از روز سقیفه که دوشنبه بوده، مباشرتاً بیایند فدک را بگیرند بعید است، بله ممکن است محصول آن را گرفته باشند. (حدود ششم یا هفتم خرداد که گندم رسیده باشد. بعید نیست محصول فدک را از گندم آورده باشند نه خرما.) ... ادامه مطلب

سرّ عدم تعرض شیخ به برخی از رجال

در معجم تستری چند جا به شیخ طوسی اشکال می‌کند که چرا اسم محمد بن زکریا را ذکر نکرده است؟ و ایشان در این مورد و برخی از موارد دیگر این امر را حمل بر غفلت شیخ طوسی کرده است.

... ادامه مطلب

محمد بن زکریا غلابی أخباری

راجع به محمد بن زکریای غلابی از کتاب معجم آقای خویی ج 16 ص 87 چ قدیم. عبارت نجاشی دربارة محمد بن زکریا چنین است:


«محمد بن زكريا بن دينار مولى بني غلاب أبو عبد الله./ و بنو غلاب قبيلة بالبصرة من بني نصر بن معاوية و قيل إنه ليس له بغير البصرة منهم أحد/ و كان هذا الرجل وجها من وجوه أصحابنا بالبصرة/ و كان أخباريا/ واسع العلم. و صنف كتبا كثيرة./ و قال لي أبو العباس بن نوح: إنني أروي عن عشرة رجال عنه. له كتب منها: ...[6]»[7]


نجاشی وی را مولی بنی غلاب نامیده است (در زمان قدیم یا شخص باید از عرب باشد یا انتساب به یکی از عشایر عرب پیدا کند که این را می‌گفتند: مولی بنی فلان. شیخ طوسی بحث‌های نسَبی کم دارد ولی نجاشی خودش نسابه است.) مولا بودن محمد بن زکریا روشن نیست. ... ادامه مطلب

علی بن حارث بکار بن ابی بکر محمد بن شریح الحضرمی

عن علی بن حارث، عن بکّار بن أبی بکر، و ابوبکر معروف در کوفه در آن زمان ابوبکر حضرمی (عبد الله بن محمد حضرمی، از شیعیان مخلص حضرموت) است. البته علی و بکار هیچ کدام توثیقی ندارند.
عن محمد بن شریح الحضرمی. نجاشی ایشان را توثیق کرده.
بعضی مطالب هست که لطفی دارد و متعرض می شویم. این روایت فعلا به خاطر دو آقازاده مشکل رجالی و سندی دارد. یکی علی پسر حارث بن مغیره و یکی هم پسر ابی بکر حضرمی که آنها را نمی شناسیم. مرحوم نجاشی در فهرست شان متعرض این محمد بن شریح شده اند. فرموده اند: محمد بن شريح الحضرمي أبو عبد الله ثقة ، روى عن أبي عبد الله (ع)، له كتاب. أخبرنا محمد بن جعفر المؤدب، قال: حدثنا أحمد بن محمد بن سعيد، قال: حدثنا يحيى بن زكريا بن شيبان، قال: حدثنا عليّ بن الحارث بن المغيرة النصريّ، قال: حدثنا بكّار بن أبي بكر الحضرميّ، عن محمد بن شريح.
احمد بن محمد بن سعید ابن عقده است که اعجوبۀ دهر است. متاسفانه خود یمنی ها فعلا خیلی میراث های او را ندارند. ولی در میان ما همین غیبت نعمانی خیلی آثار او را دارد. اغانی ابوالفرج ـ که او را هم گفته اند زیدی است ـ هم خیلی از او نقل می کند. ... ادامه مطلب

سهل بن زیاد (غلو) ضعیف فی الحدیث

مرحوم نجاشی دربارۀ سهل بن زیاد نوشته: كان أحمد بن محمّد بن عيسى يشهد عليه بالغلوّ والكذب وأخرجه من قمّ إلى الريّ. این غلو سیاسی است، نه اینکه سهل بن زیاد ائمه را خدا میدانسته یا نماز نمیخوانده. مراد غلو سیاسی است که تاثیرگذار در میراث علمی بوده است. مرحوم احمد اشعری که سهل بن زیاد را بیرون میکند و به او نسبت کذب میدهد مراد کذب مصطلح نیست. یک جهتش این است که ـ هر دو قمی بوده اند و رفته اند کوفه تحمل حدیث کردهاند ـ اگر میگویی: ... ادامه مطلب

ارسال سوال